پاییز می‌رسد که مرا مبتلا کند

پاییز می‌رسد که مرا مبتلا کند

نویسنده : Elaheh-Najafpoore

قصه‌ها می‌گویند که پاییز بی‌هوا می‌آید و می‌نشیند پشت در خانه هر آدمی به انتظار باز شدن درها، بی‌هوا می‌آید و این قصه‌ها سراغ ندارند آدمی را که آمدن پاییز را پیش بینی کرده باشد.

اما من می‌گویم پاییز با صدای پای باران‌های بی‌هنگام شهریور می‌آید، با سرد شدن سرانگشت‌ها، با دلتنگی غروب‌ها،  با برملا شدن راز عاشقی درختان باغچه، با آفتاب مطلوب مهر روی موهای سیاه دخترکان، با صدای جیرجیرک‌ها در سیاهی شب، با رنگی رنگی ترشی‌ها در گوشه خانه مادربزرگ، با بوی دل انگیز سبزی‌های آماده فریز شدن، با انارهای دلتنگ حیاط خانه که پاییز را تاب نیاوردند و ترکیدند، با لذت دوباره پوشیدن لباس‌های گشاد با جیب‌های بزرگ، با خش خش برگ‌هایی که زیر پای این شهر عاشق می‌شوند، گوش کن: «خش... خش» صدای قدم‌های پاییز است، در را به روی حضرت پاییز وا کنید.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٤/٠٧/٠٦
٠
٠
:) ممنون بابت مطلب
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٧/٠٦
٠
٠
زیبا بود . ممنون . اما احساس می کنم این مطلب رو چند روز پیش هم خوندم .
الهه
الهه
٩٤/٠٧/٠٦
٠
٠
نمیدونم چرا دوباره منتشر کرده مطلبمو ؟
neyosha
neyosha
٩٤/٠٧/٠٦
٠
٠
لذت بردیم :)) تشکــرات(:
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/٠٧/٠٦
٠
٠
خیلی ممنونم خانوم نجف پور؛ متن لذت بخشی بود /// من هم فکر میکنم این مطلب پریروز هم منتشر شده بـــــ:ـــ)ـــــود
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
حکایت های انارهایی که شکاف شان لبخند تمام دنیاست در پاییز:)
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
سلآم؛ یاد انارهای نازنینم افتادم :( پاییز فصل فوق العاده ایه؟! ولی به امید روزی که بازم دوتا دوتا مطلبِ نرم نرمک میرسد اینک بهاد خوشبحال روزگار بیاد رو سایت :)
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦