پاییز فصل عاشقانه‌های دوباره است

پاییز فصل عاشقانه‌های دوباره است

نویسنده : شادزی خانوم

پاییز فصل ِ دلتنگی ست

فصل ِ ریزش موهای سفیدم است

پاییز فصل ِگریز زدن به خود است

فصل تفعل به حافظ است

پاییز فصل بوییدن گل‌های اطلسی ست

چه کسی گفته: پاییز فصل ِ غم و فسرودن است

پاییز فصل ِ عاشقانه‌های دوباره است

فصل ِرنگارنگ شدن ِعشق‌های گمشده است

پاییز فصل ِ قرارهای بهاری ست

فصل ِ خنده های ِ یواشکی، فصل خش خش برگ‌های به زیر پاست

پاییز فصل ِ غرورهای بی خودیست

فصل ِ رسیدن به عشق‌های واقعیست

============

پ.ن: دوستان اگر زياد قشنگ نبود بگذارند پای مبتدی بودن ِ من 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٤/٠٧/١٢
٠
٠
سلآم؛ بله..کلا پاییز فصل همه چیه :) این تفعلی هم که شما نوشتی مطاوعت وقبول فعل هست! معمولا به حافظ تفال میزنند ;) فال نیک... برات آرزوی موفقیت میکنم...خوب بود :,)
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/٠٧/١٣
٠
٠
تشكر از شما بابت اصلاح اون كلمه :)
F_ahmadi
F_ahmadi
٩٤/٠٧/١٢
٠
٠
خیلی هم خوب بود. ممنون
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/٠٧/١٣
٠
٠
و تشكر از شما و نظرتون :)
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٧/١٢
٠
٠
زیبا بود.دلی بود :)
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/٠٧/١٣
١
٠
ممنون از نظرتون آقای شاه عالمی :)
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٧/١٢
٠
٠
زیبا بود .ممنون :)
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/٠٧/١٣
٠
٠
خيل‍ی ممنون از نظرت سيده سارا خانوم عزيز :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤