تمام هشت‌ها تو رو یادم میاره

تمام هشت‌ها تو رو یادم میاره

نویسنده : شادزی خانوم

ساعت قرارمون تنظیم می‌شه روی هشت

دیر کنی قطار میره جمعه سر ساعت هشت

تمام هشت‌ها تو رو یادم می‌یاره

یاد اون صحن و سرات، یاد اون گنبد طلات

وقتی میام به شهر شما، به مشهد امام رضا(ع)

آسمون ِدلم آبی و آفتابی میشه

چون که دلم بهم میگه به مشهد تو اومده

===============

پ.ن: دوستان اگر زياد قشنگ نبود بگذارند پای مبتدی بودن من

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٨/١٧
٠
٠
شعر دلی و قشنگی بود شادزی خانوم ، ممنون و التماس دعا ...
admincheh
admincheh
٩٤/٠٨/١٧
٠
٠
ان شاالله به زودی زیارت نصیبتون بشه :)
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/١١/٠١
٠
٠
نصيب تمام اون های كه دلتنگند :)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٨/١٧
٠
٠
:) ، التماس دعا
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/١١/٠١
٠
٠
تشكر از شما :)
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/١١/٠١
٠
٠
بی التماس دعا گوتون هسنيم :)
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
خاطرات باهم بودن

ساعت یازده

٩٥/١١/٣٠
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات