گاهی هوای باران کن

گاهی هوای باران کن

نویسنده : شادزی خانوم

گاهی بد نیست به سرت بزند و دلت هوای باران را بکند که در طول این سال‌ها از ریزش ِاین رحمت الهی به نسبت سال‌هایی که سن ما به آن‌ها قد می‌دهد خیلی کم شده است .

و حیف نیست آن هم گه گاهی اگر باران به دل‌مان سرکی می‌کشد و چشمکی می‌زند با رفتن زیر آن چتر سیاه رو، از بوسیدن شانه‌ها و صورت‌مان آن هم توسط باران خودداری کنیم.

بهتر نیست آن چتر را به کناری بیاندازیم و دست‌ها را به اندازه عرض ِ روحمان باز کنیم و از باران مثل یک مهمان دوست داشتنی استقبال کنیم و ما هم متقابلا با بوسه‌های آبدار از او پذیرای.

=============

جدی نوشت: درست است كه باران رحمت ِالهی است و اين رحمت موجبات بركات زمينی را فراهم می آورد اما اگر مسئولين سهل انگاری كنند، اين رحمت در مواقعی بلای جان ِ افراد بی‌گناه می‌شود كه در اين دو سيل اخير جان‌شان قربانی اين بلا شد. روحشان هميشه شاد 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/٠٨/١٣
٠
٠
همه چی به کنار " جدی نوشت " به کنار ! من شیفته ی خلاقیتم ^_^
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/١١/٠١
٠
٠
^_^
admincheh
admincheh
٩٤/٠٨/١٥
٠
٠
باران بلاخیزی بود اما خب به قاعده اش کلی خوشحالی و زمین سرسبز به همراه داره:)
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/١١/٠١
٠
٠
بارون هميشه قشنگ ِ :)
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠