نگیریم بهونه‌های الکی

نگیریم بهونه‌های الکی

نویسنده : شادزی خانوم

می‌تونیم ما دو تا مال هم باشیم

برای یک عمر دوست‌دار هم باشیم

نگیریم بهونه‌های الکی

باشیم مثل عاشق‌های راستکی

راستی تو به من نگفتی چه می‌خوای؟

می‌تونی با من یکی تو راه بیای؟

تو مسیر زندگی باشیم یه دوست

پا به پای هم دیگه دوش به دوش

نگیریم باز بهونه‌های الکی

باشیم مثل عاشق‌های راستکی

من با تو راه میام تا آخرش

می‌سازیم زدگی‌مون رو بی خیال

هستیم ما همیشه یار هم دیگه

می‌شینیم ما پای حرف‌های هم دیگه

نمی‌گیریم بهونه‌های الکی

میشیم مثل عاشق‌های راستکی

راستی تو به من گفتی چه می‌خوای

که یک قلب مهربون و قشنگ می‌خوای

یکی می‌خوای که باهات یه یار باش ِ

دوستدار خودش و یارش باشِ

===================

 دوستان اگر زياد قشنگ نبود بذارند پای مبتدی بودن ِمن

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
elnazi
elnazi
٩٤/٠٧/٢٣
٠
٠
خیلی هم خوب....
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/١١/٠١
٠
٠
تشكر :)
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٧/٢٤
٠
٠
عالیست
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/١١/٠١
٠
٠
تشكر :)
زیتون
زیتون
٩٤/٠٧/٢٥
٠
٠
دنیای عاشقانه همیشه زیباست
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/١١/٠١
٠
٠
همين طوره :)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/٠٧/٢٥
٠
٠
شعرتون منو یاد اولین روزهایی انداخت که شعر گفتن رو شروع کردم ! انشالله موفق باشین
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/١١/٠١
٠
٠
ممنون و همچنين شما :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨