عبور می‌کنم از همه‌شان با یک لبخند

عبور می‌کنم از همه‌شان با یک لبخند

نویسنده : شادزی خانوم

دل سپردن کار من نیست

کار من فقط دوست داشتن ِتوست

دوست داشتن ِتمام رهگذران

تمام عابران در حال عبور

 

عبور می‌کنم از همه‌شان با یک لبخند

تا شاید نقش ببندم در خیالشان هر چند

نقش لبخندم از نگاهشان می‌گذرد

و صورتشان همچون خورشید می‌درخشد

 

کاش باشد بر روی صورت‌مان همیشه لبخند

تا کم شود این غصه‌هایمان هر چند

من تو را دوست دارم تو چه طور؟!

بیا بخنیدم هر روز ما رو موتور

 

روحمان روشن می‌شود با یک لبخند

لبخند زدن این روزها شده کاری سخت

تو بکش عضلات ِصورتت را رو به بالا

تا کمی نرم بشود صورتت همین حالا

================

دوست اگر زياد قشنگ نبود بگذاريد پای مبتدی بودن ِ من

 باتشكر 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
aassak13
aassak13
٩٤/٠٧/٠١
١
٠
دوبیتیِ قشنگی بود، سپاس
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/٠٧/٠٢
٠
٠
سپاس از شما :)
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٧/٠١
١
٠
جالب و بامزه بود .ممنون :))
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/٠٧/٠٢
٠
٠
و ممنون از شما :)
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٧/٠١
٠
٠
خیلی خوببود:)
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/٠٧/٠٢
٠
٠
ممنون از شما :)
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٧/٠٢
٠
٠
درسته آهنگین نبود اما لبخند رو روی لب مینشونه :) مخصوصا اونجا که : من تو را دوست دارم تو چه طور؟! بیا بخنیدم هر روز ما رو موتور :))))
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/٠٧/٠٣
٠
٠
تشكر از شما :))
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/٠٧/٠٢
٠
٠
عیدتون مبارک. ان شالله هر روز بهتر و بهتر بنویسی
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/٠٧/٠٣
٠
٠
ممنون از شما بانوی مهربان :) ان شاالله .
z-taghipour
z-taghipour
٩٤/٠٧/٠٢
٠
٠
زیبا بود :)
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/٠٧/٠٣
٠
٠
ممنون عزيزم زيبا خوندی :)
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٤/٠٧/٠٤
٠
٠
سلآم؛ مام براتون آرزوی موفقیت میگنیم :)
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/٠٧/٠٥
٠
٠
ممنون از اين آرزوتون دوست ِ خوبم :)
راتا
راتا
٩٤/٠٧/٠٥
٠
٠
خیلی هم قشنگ:)
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/٠٧/٠٥
٠
٠
تشكر رانا خانوم :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

به نام خدا

٩٧/٠٦/٢٦
روی زمین چیزی برای دیدن ندارید

منزلگه عشاق دل آگاه حسین است

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

پهلوان بنی هاشم

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

آدمک فانی

٩٧/٠٦/٢٦
خانۀ شب

سر سوزن ذوقی

٩٧/٠٦/٢٦
چرا چایی می‌خوریم؟

روز جهانی چایی مبارک

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

مادرم، مام وطن، نامم ولی ایران شده...

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

بود و نبود

٩٧/٠٦/٣٠
آزادشهر سقوط کرد!

سفرنامه آذربایجان - قسمت ششم

٩٧/٠٦/٢٦
دل نوشته های یک معلم

عذاب معلمی - قسمت پنجم

٩٧/٠٦/٣١
جنگل پندارها

در جستجوری الی - قسمت هشتم

٩٧/٠٧/٠١
شعری سروده خودم

اما اگر سالی چشمت به من افتاد

٩٧/٠٦/٢٩
هوا، کولر، سطل آشغال و دیگر هیچ...

سفرنامه آذربایجان - قسمت هفتم

٩٧/٠٧/٠١
شعری سروده خودم

کیش و مات

٩٧/٠٧/٠١
روضۀ یک نفره و اشک یک نفره

حسینیه‌ دل

٩٧/٠٧/٠١
مثلا فکرش را بکن...

صبح‌ات به خیر تر از این مگر می‌شد؟

٩٧/٠٧/٠٢