چمدان دست من و ...

چمدان دست من و ...

نویسنده : sh_jahantiq

پایان شهریور هم مثل پایان تمام ماه‌های سال، آغازی پیش رو دارد، شهریوری که بسیار سریع می‌گذرد مثل بادی در لای لای شبانه برگ‌های درختی در گوشه‌ای از خانه افکار ساده‌ام. و من در گذر این روز و شب‌ها تنها به سایش برگ‌ها می‌اندیشم وقتی که دست به باد سپرده پریشان می‌شوند و ناله‌ای سر می‌دهند و جدایی... رهایی ...

این روزها هر لحظه گوشه‌ای، جایی، چیزی مرا خیره می‌کند. گاهی شوقی دویده در چشمان کودکی با کفش‌های نو، گاهی لبخندی که پوشانده تمام صورت دخترکی را با لباس جدید مدرسه اش و بی‌گاه ابرویی که گره خورده کشیده می‌شود در دفتر روزگار بچه‌ای که بی‌دفتر نو، بغض می‌کند.

دوباره پاییز، دوباره دلتنگی، دوباره مهر، دوباره شوق آواها و سرودهای کودکانه و جست و گریزها در کوچه‌های تنگ و پریدن‌های پر شور از مسیر آب‌ها و راه رفتن‌ها از لبه باریک جدول‌ها و بولوارها ... امان از دل‌های تنگ و کوچه‌های تنگ و نیمکت‌های سه نفره تنگ.

مدرسه‌ها تمام می‌شوند، جاده‌ها تمام می‌شوند، عشق‌ها اما نه! و پایان شهریور اندوه بسیار دارد! اندوهی که نیمی‌ش را می‌گذارد روی دوش زمین و نیمی را می‌سپارد به گلوی کوچک آسمان و چه اندوه عظیمی! با رنگ‌های گرم، با بوم‌های سرد ... 

این منم، شبیه‌ترین سیاهی کوچک، به بی قراری چشم‌های یک پرستو، که می‌روم از این شهر ... جدایی ... رهایی ...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٧/٠١
٢
٠
خیلی خوب بود:)
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٧/٠١
٢
٠
یاد 5-6 سال پیش خودم افتادم :) ممنون
r_riahi
r_riahi
٩٤/٠٧/٠١
٢
٠
خیلی عالی بود ممنون از شما :)
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٧/٠١
٢
٠
ممنون زیبا بود . مرا برد به دوران خوش مدرسه :)
پربازدیدتریـــن ها
به کی جز خدا پناه می بری؟

جهل چه آهسته می آید

٩٦/٠٥/٢٦
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
کاش کسی شاملو و فروغ را صدا بزند

در نبودنت

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

یک مرد به جا مانده ای از عاشورا

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

می نویسم از تو

٩٦/٠٥/٢٢
شیرینی اش را نفهمیدم

اولین حقوق کاری

٩٦/٠٥/٢٢
این روزها همه چیز به تو مربوط است

نامه هایی به همسرم / نامه چهارم

٩٦/٠٥/٢٣
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
مثل دختر انار

آرايش غليظ

٩٦/٠٥/٢٦
تو مکمل منی

بوسه های نگفته

٩٦/٠٥/٢٣
شعری سروده خودم

چقدر حرف زدم!

٩٦/٠٥/٢٦
عمریست برایت می نویسم

گمنام خاص

٩٦/٠٥/٢٣
فنجان چای

ایهام

٩٦/٠٥/٢٨
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
حس خوب شعر

شاعرانه ها

٩٦/٠٥/٢٥
ذهن من پر شده است از دیگران

خودم چی پس؟

٩٦/٠٥/٢٣
راس ساعت 8

تردید

٩٦/٠٥/٢٤
خرده شیشه دارند

ارتباط دوستی و آینه های قدی

٩٦/٠٥/٢٦
چند خطی برای امام مهربانی ها

تو هدیه امام خوبم هستی!

٩٦/٠٥/٢٥
تبلیغات