مي‌شنوی؟! صدای نفس های پاييز را می‌گويم

مي‌شنوی؟! صدای نفس های پاييز را می‌گويم

نویسنده : kianaz

مي‌شنوي؟! صداي نفس‌هاي پاييز را مي‌گويم ! انگار عجله دارد، عجله براي رسيدن! تابستان ديگر وقت رفتنت شده، ديگر وقت آن رسيده كه به خواب بروي، گرمايت را با خودت به خواب عميقي ببري! مي‌شنوي!؟ صداي قطره‌هاي باران را مي‌گويم ! پاييز با خودش خيلي چيزها آورده، اولين بوي مهر و مدرسه و دومين صداي چكه‌ها باران بر بوم و بر ايران.

باز پاییزی دیگر از راه رسید، آب آرام و ساکت است، قایقی در آن سوی رود از ساحل دور و دورتر می‌شود، خورشید دست خود را گشوده است و هر چه نور داشته، به دریاچه ریخته است، دریا از نور آفتاب توری زرین ساخته است و به روی خود کشیده است. دست نسیم اندک موجی این و آن سو کاشته است، ساحل به دریا چشم دوخته است، زمزمه مرغان از دور دست، در آسمان، به گوش شن‌ها رسیده است، دیگر مرغی روی شن‌ها شکل پایش را نمی‌کشد، دریاچه در نسیم دامنش را به روی ساحل می‌کشد و شن‌ها را به آغوش می‌کشد، مرغان در حال پرواز صفحه آب را از کوچ خویش نقاشی می‌کنند، دریاچه از پرنده پر می‌شود و ...

باز همه جا را سکوتی ملال انگيز پر می‌کند، تکه‌ای ابر نور خورشید را پنهان ساخته است و سایه‌اش دامن آب را لکه کرده است، پاییز از نگاه دریاچه می‌ریزد. پاييز فرا رسيدنت مبارك !

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
راتا
راتا
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
زیبابودعزیزکم:)
kianaz
kianaz
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
مرسي عزيز نظر لطفته
elnazi
elnazi
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
:)
kianaz
kianaz
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
:) :) ما دوبل بر ميگردونيم
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
سلام...برشما...وبرپاییز...فصل پاییز خیلی خوبه...همه چیش...فقط بادش خوب نیست...
kianaz
kianaz
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
سلام ولي به نظر من بادش هم خيلي خوبه راه رفتن وقتي كه باد مي وزد و برگ هاي درختان را با خودش همرها ميكند قشنگه كه :|
دختر تنها
دختر تنها
٩٤/٠٦/٣١
١
٠
چه زيبا بسي حال كرديم :)
kianaz
kianaz
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
چه خوب خوشحالم :)
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
خیلی قشنگ بود:)) ممنون:)
kianaz
kianaz
٩٤/٠٧/٠١
٠
٠
مرسي خواهش ميكنم نظر لطفتونه :)
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٧/٠١
٠
٠
:) قشنگ و پر حس
kianaz
kianaz
٩٤/٠٧/٠١
٠
٠
خوشحالم كه اينو ميشنوم البته ميخونم :) ممنون
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤