بیا برای دوستی‌مان رمزی بگذاریم...

بیا برای دوستی‌مان رمزی بگذاریم...

نویسنده : sh_jahantiq

«الف لام میم» ...

دستت را بده به من، انگشتانِ ظریفت را، می‌خواهم برای دوستی‌مان رمزی بگذارم. اصلاً مامان‌ها باید با دخترهاشان دوست باشند هانا، بیا ما هم رمز داشته باشیم که فقط بین خودم باشد و خودت، که کسی نداند. اصلا گوشَت را بیاور جلو، پچ پچ پچ ... چقدر کیف می‌دهد اینجور رفاقت،  نه دخترکم؟ خصوصی باشیم با هم، کسی نفهمد. هانا؟

راستش داشتم قرآن می‌خواندم، توی بعضی از سوره‌ها دیدی اولش خدا حروف رمزی گفته به دوست ِ محبوبش محمد(ص)؟ تفسیرش را که باز کردم چیزهای جالبی نوشته بود. مثلاً همین حالا که صفحه دوم قرآن هستیم، «الف . لام . میم». خواندم که بعضی‌ها می‌گویند این حروف به اسمی از اسم‌های خدا یا صفتی از صفت‌های خدا اشاره می‌کنند، مثلاً این‌جا «الم» می‌گوید: «انّا الله أعلم: منم خدای دانا». یا مثلاً یکی دیگر گفته این‌جا الف اشاره به اسم خدا دارد، لام به فرشته وحی و میم به حضرت محمد (ص) اشاره می‌کند. درباره این حروف تفسیرهای زیادی گفته شده که این‌ها حروف پراکنده اسم اعظم هستند یا این‌ها قسم‌های خداوندند! یا اصلاً خداوند بعضی از سوره‌هایش را این‌طور شروع کرده که وقتی پیامبر آن‌ها را می‌خواند عرب‌ها که معنی این حروف جدیدِ پراکنده را نمی‌دانند توجه‌شان جلب شود و گوش کنند که پیامبر می‌خواهد چی بگوید! حالا این رمز و راز خدا در کتاب ِبا شکوهش چقدر به زیبایی بی‌نظیر قرآن افزوده است و نیز به رسالت محمد(ص) که رازهای خدا را برای مردم می‌خواند.

دوست ِکوچولوی من، هانای دلبند مامان، دخترکم، چقدر خوب است که من و تو قبول داریم کلامِ خدا را، که می‌گوید این کتاب بیانگر راه راست است و کتاب حق و هدایت. معجزه جاودانه است، برای همین است که نباید جای هیچ شک و تردیدی در دل‌هامان بیافتد! می‌دانی؟ توی همین صفحه دوم،همین آیه دوم، خدا قرآنش را راهنمایی برای باتقوایان معرفی می‌کند، درست است که این کتاب برای راهنمایی و هدایت همه انسان‌ها آمده ولی این باتقوایانند که می‌توانند با نور ِ این کتاب چراغ زندگی‌شان را روشن کنند. حالا که خدا دارد این را می‌گوید اصلا من و تو با تقوا هستیم؟ اصلاً می‌توانیم قرآن را به سینه‌های تنگ و تاریک‌مان بچسبانیم و راه سخت زندگی را طی کنیم؟ راستی اصلا تقوا یعنی چه؟ و من می‌دانم این سوالی ست که دخترکم از من می‌پرسد، من هم جوابش را نمی‌دانم ولی خدا توی قرآنش یک چیزهایی گفته، اصلا ً خودش یاد داده این‌ها را، این چیزهای خوب ِآرام و جاودانه را .

عزیز ِجان ِبی‌قرار؛ واژه‌ی تقوا از واژه‌های مخصوص قرآن و اسلام است و پیامبر مهربانمان آن را جمع ِ میانِ هدایت و نیکی بیان می‌کند. دخترم؛ تا به حال راهی خاردار را پیموده‌ای؟ می‌دانی چنین راهی را چگونه باید رفت؟ باید دامن را بالا زد و با دقت و احتیاط تمام پیش رفت! که یک وقت پاهای کوچکت خراش برندارد، راستش تقوا یعنی این، که مواظب نیکی‌هایت باشی، که نسوزانی‌شان، به باد ندهی. دخترکم؛ تقوا پیشگان حتی از انجام ِکاری که گناه نیست اما ممکن است باعث گناه شود هم دوری می‌کند، راستی من و تو با تقواییم هانا ؟ 

 =============

آیه 1 و 2 سوره بقره. صفحه دوم قرآن کریم 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٧/٠٦
٤
٠
سلام . زیبا نوشته بودید .کاش همه ما قران رو چراغ راه زندگیمون قرار بدیم ...ممنون از شما
sh_jahantiq
sh_jahantiq
٩٤/٠٧/٠٦
٤
٠
سلام ممنونم ... ان شاالله که سایه ی قرإن رو سرمون باشه و گمراه نشیم تا ظهور منجی ... الهی آمین
neyosha
neyosha
٩٤/٠٧/٠٦
١
٠
خیلی هم خوب :) تشکرات(:
sh_jahantiq
sh_jahantiq
٩٤/٠٧/١٧
١
٠
خوب خواندید عزیز دل :-)
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٧/٠٧
١
٠
خیلی خوب بود. ان شاالله قرآن چراغ راه زندگی همه مون باشه
sh_jahantiq
sh_jahantiq
٩٤/٠٧/١٧
١
٠
ان شاالله :-)
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٧/٠٧
١
٠
خواندن نوشته های خانم گمجشکه واقعا زیباست. راستی تقدیر نامه تان بالاخره حاضر شده است؛ فقط مانده هدیه حرم که هنوز آستان قدس رضوی عزیز ما را قابل ندانسته
sh_jahantiq
sh_jahantiq
٩٤/٠٧/١٧
١
٠
عه چه خوب :-D بی صبرانه منتظریم :-P
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٧/٠٧
١
٠
نگاه و تصویر سازی تیزبینانه ای بود ... :)
sh_jahantiq
sh_jahantiq
٩٤/٠٧/١٧
١
٠
ممنونم لطف دارید خیلی :-)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٧/٠٧
١
٠
سلام تشكر از بابت نوشته خوبتون :)
sh_jahantiq
sh_jahantiq
٩٤/٠٧/١٧
١
٠
سلام ممنون بابت نظرت دوست عزیز
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٤/٠٧/٠٨
١
٠
سلآم؛ خیلی هم زیبا...قرآن بهترین هدایتگر برای ماست اگر قدرشو بدونیم :) مرسی
sh_jahantiq
sh_jahantiq
٩٤/٠٧/١٧
١
٠
سلام ... مرسی دوست جان , بله ان شاالله که مسیر درست رو انتخاب کنیم
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

نام تو

٩٦/٠٥/١٩
دیوان خنده های تو

بفهم

٩٦/٠٥/٢١
کاش کسی شاملو و فروغ را صدا بزند

در نبودنت

٩٦/٠٥/٢٢
آن‌ها از تپش هماهنگ قلب‌هایمان چه خبر دارند؟

نامه هایی به همسرم / نامه سوم

٩٦/٠٥/١٩
شعری سروده خودم

یک مرد به جا مانده ای از عاشورا

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

می نویسم از تو

٩٦/٠٥/٢٢
شیرینی اش را نفهمیدم

اولین حقوق کاری

٩٦/٠٥/٢٢
این روزها همه چیز به تو مربوط است

نامه هایی به همسرم / نامه چهارم

٩٦/٠٥/٢٣
تو مکمل منی

بوسه های نگفته

٩٦/٠٥/٢٣
مردم این چیزها را باور نمی کنند!

موی سفید

٩٦/٠٥/٢١
تا دل به بودنش خوش باشد

کاش دل هم خانه داشت

٩٦/٠٥/١٩
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
عمریست برایت می نویسم

گمنام خاص

٩٦/٠٥/٢٣
شعری سروده خودم

عشق و تبسم

٩٦/٠٥/١٩
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
از آرزوهای خوب

کمی وقت شناسی

٩٦/٠٥/٢١
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

موج خروشان قلم

٩٦/٠٥/٢١
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
ذهن من پر شده است از دیگران

خودم چی پس؟

٩٦/٠٥/٢٣
تبلیغات