نگاهت سوره‌ی حمد است معبود

نگاهت سوره‌ی حمد است معبود

نویسنده : sh_jahantiq

بسم الله الرحمن الرحیم 

جایی فراتر از خیالِ من، وقتی تو کودکانه پروانه‌ها را دنبال می‌کنی و با لذتِ دو پایی پریدن توی آب و گِل آشنا می‌شوی ، وقتی توی دامان حریرِ فرشته‌ای می‌نشینی و ناشیانه رنگ می‌پاشی به گل‌های باغ‌های بهشت، من برایت می‌نویسم... که یادت بماند، که یادم بماند، و یادت بمانم... هانا.

خیلی وقت‌ها نوزادی که به دنیا می‌آید اسم پدربزرگ یا مادر بزرگش را می‌گذارند روی بچه، برای این‌که یادشان زنده بماند، و کودکشان به نام آن‌ها نیکو شود. خیلی وقت‌ها آدم‌ها وقتی کار بزرگی انجام می‌دهند آن را به اسم شخصی بزرگ متبرک می‌کنند، برای این‌که کارشان به نحو احسن انجام بشود، هانا؟ دیدی خدا اول هر سوره‌اش گفته: «بسم الله الرحمن الرحیم؟» ... برای این‌که اسم خدا بالاترین و بهترین اسم است، راستش خدا دارد به ما یاد می‌دهد که اول هرکارمان بسم الله بگوییم ...هانا ! حتما می‌دانی که هر سوره خدا یک مفهوم و هدف خاصی دارد و خدا برای این‌که آن را از دیگر سوره‌ها متمایز و مشخص کند که این سوره‌ای جدید است، اولش بسم الله آورده است. خدا خودش دارد با تمامِ عشقش این‌ها را به ما یاد می‌دهد! کار خدا و حرف خدا کامل‌ترین و بی‌نقص‌ترین است، ما هم چه بهتر که اول هر کارمان بسم الله الرحمن الرحیم بگوییم شاید از نقص‌های‌مان کم شد، شاید با یاد ِخدا برکت دادیم به اعمال‌مان ... شاید با این نام ... «الله»، همان نامِ بزرگش، نیکو شود کارهای نیمه تمام و ناقصمان .

هانا؟ می‌دانی رحمان صفت خداست که به الله داده شده؟ هیچ وقت گفته نمی‌شود رحمان، الله است، همیشه می‌گوییم: الله رحمان است ... یعنی الله اسمِ خاصِ خداست و دلالت به خودِ خودِ خدا دارد. می‌دانی الله به اسمِ اعظم نزدیک است؟ هانا ... رحمان شامل حال همگی یعنی هم مومنان و هم بقیه می‌شود، می‌دانی رحیم هم مثلِ رحمان صفتِ خداست؟ ولی شامل حال مومنان می‌شود. رحمان یعنی نوعی بخشنده بودنِ عمومی، که اصلاً مومن و کافر ندارد، این یعنی خدا خیلی مهربان است! یعنی خدا خیلی بخشنده است، یعنی دخترم، اگر دلت گرفته با فهم این‌ها، قرآن که نه، همین که بخوانی: بسم الله الرحمن الرحیم، باید آرام بشوی. هانا؛ خدا اول از همه دارد حمدش را به ما یاد می‌دهد، آن هم با تمامِ عشقی که به ما بنده‌های همیشه ناسپاسش دارد. خدا به بنده‌هایش یاد می‌دهد که حمدش را بگویند و این باید همیشگی باشد، چه فرقی می‌کند، حالِ تو خوب باشد یا نه؟! تو کاریت نباشد، فقط بگو «الحمد لله» ... باور کن یک جور ناجوری اگر توی دلت قند آب نشد؟ ... امتحان کن ...

هانا؟ می‌دانی خدا را نباید برای بهشت یا از روی ترس عبادت کنی؟ یک جایی توی تفسیر همین سوره‌ی حمد این را گفته بود. توی نهج البلاغه و چند تای دیگر از این کتاب‌های خیلی پُر نور هم آمده بود. راستش عبادت از روی ترس می‌شود شبیه بردگی، یا عبادت برای بهشت، می‌شود تجارت. هانا؟ خدا را باید چون دوستش داری عبادت کنی. خدا را باید دوست بداری و فقط دوست بداری و فقط دوست بداری. راستش این دوست داشتنی‌ترین حرفی بود که می‌شد برایت بگویم. کسی که رحمن است را باید دوست داشت، اصلاً بعد از یک مقدارِ خیلی خیلی ناچیز از درک مهربانی‌اش هم کافی ست برای این‌که خواه ناخواه دوست داشته شود. رحیم هم دوست داشتنی است. اصلاً تو بگو «الله»، ببین چقدر چیزی توی قلبِ کوچکِ پُر تپشت دوست داشته می‌شود؟! امروز خدا را دوست بدار، خیلی دوستش بدار و بعد برای این‌که دوستش داری سعی کن هر چه می‌گوید «لبخندِ آرامِ چَشم خدا جان»، تمامِ وجودت را پُر کند .

راستش خدا آن‌قدر مهربان است که گفته سوره حمد نصفش برای بنده من است و نصفش برای خودم. توی این سوره خدا به نیابت از بنده‌ها حرف می‌زند، یک جورهایی دارد خوبِ خوب یادمان می‌دهد که چه کار کنیم. مثلاً می‌گوید اهدناالصراط المستقیم ... می‌دانی هانا ... صراط، بهترین راه است! ما فقط یک صراط داریم و آن همان صراط مستقیم است. همان شاهراهی که ما را مستقیم می‌برد توی دلِ خدا. میبینی؟ اصلاً وقتی نماز می‌خوانیم هی هر روز به خدا این‌ها را می‌گوییم. خب راستش «سَبیل» هم به معنی ِ راه است! آدم از «سَبیل» هم به خدا می‌رسد، اما سَبیل چند تاست اما صراط فقط یکی است. راستش سَبیل مثلِ جویبارهای کوچکی است که ما را به رودخانه‌ی اصلیِ صراط می‌برد، مثل سبیل جاهدین، سبیل مومنین و ... خدا نگفته اهدنا السبیل ... برای این‌که دلش می‌خواهد به نیابت از ما بهترین راه یعنی همان شاهراه را بیان کند و به ما یاد بدهد. خدا خیلی مهربان است؛ خیلی. آنقدر توی تفسیر این سوره چیزهای خوب داشت... من فقط همین‌ها را یادم مانده بود. خدایا چقدر دوستت داریم :) «الحمدلله ربّ العالمین » ...

===============

 / بعد از خواندن تفسیر سوره ی حمد - صفحه ی اول قرآن کریم ./

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٧/١٥
١
٠
شما با توجه به علاقه ای که در زمینه دارید؛ بهتون پیشنهاد می کنم کتاب «صراط» اثر مرحوم استاد صفائی حائری رو بخونید.
sh_jahantiq
sh_jahantiq
٩٤/٠٧/١٧
٢
٠
سلام ممنونم بابت معرفی کتاب :-)
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

بزهکار

٩٦/٠١/٠٨
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید پس از آیت الله فقید

٩٦/٠١/٠٥
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

مِهر هایی که به آبان آورد

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساندویچ همبرگر

٩٦/٠١/٠٨
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

تکذیب های پادری‌ها راست بودند

٩٦/٠١/٠٥
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

پای من لغزید

٩٦/٠١/٠٤
تبلیغات
تبلیغات