ماره نخورِن! / لهجه مشهدی

ماره نخورِن! / لهجه مشهدی

نویسنده : محمدرضا ناصری نژاد

یگ متن چغکی هست که مِگه :

اگه زندگی سیر رفتی خودته نکش!

 دو دیقه صبر کن !

واز گشته مری مِخِی مارم بُخوری!

...

همیشه چیزای چخچخی (اینجه به معنی جذاب) تو زندگی وجود دِرَن (deran) که مِشِه(meshe)  به امیدشان زندگی کرد. اوناییم قرار نیس بین (biyan) دنبالتان، شما باید وَخِزِن (vakhazen) برن سر وقتشا!

نگا تو وقتی ظهر ناهار موخوری و سیر مِری (meri) دگه از غذا که بدت نمیه (nemiye)! چون مِدِنی اون شکمه شکم فراخ قیشنگ واز شب گشنش مره (mere) 

پس مواظب باشن ماره نخورن (nekhoren) 

پس چخچخی زندگی کُنِن (konen)!!

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
چو قد سخت فهمیدم:)
mamzi
mamzi
٩٤/٠٧/٠١
٠
٠
دگه شیرینیه لهجه مان به همیه ^^
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٧/٠١
١
٠
وای این لهجه مشهدی خیلی خوبه. مرسی :)
mamzi
mamzi
٩٤/٠٧/٠١
٠
٠
چاکروووم
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٧/٠١
٠
٠
طنز های زیبای بچه مشهدی عزیز واقعا قشنگه؛ ممنون که می نویسید/ به نظرم روی برخی موضوعات خبری روز اگر تمرکز کنید طنزهای بسیار زیبایی نوشته خواهد شد. برای مثال همین مسابقه خندوانه
mamzi
mamzi
٩٤/٠٧/٠١
٠
٠
لطف درن دمتان قیژ ایشالله کم کم نوشته هامان ر هم بیشتر موکونِم با موضوعات روز ^^ بذرن علی مشهدی مان اول بره خیالمان راحت ره .. از اویم مِگِم :D
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
کاش به خودمان بیاییم

پیش به سوی نابودی

٩٥/١٢/٠٨
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
زندگی کردن با نقاشی ات را دوست دارم

بابا لنگ دراز عزیزم

٩٥/١٢/٠٨
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
من هم یکی از آن 99 نفر هستم!

مجلس تحریم یا مجلس ترحیم؟

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات