دیوونگی‌های دخترانه

دیوونگی‌های دخترانه

نویسنده : shamim_mostafazadeh

وقتی دلم بی‌خودی می‌گیرد، دوست دارم محکم سرم را بکوبم به دیوار تا حداقل بهانه‌ای برای درد کشیدن و گریه کردن داشته باشم. دوست دارم سوسک ببینم که به این بهانه تمام صداهای خفه شده در درونم را بریزم بیرون. همان صداهایی که نصفش آمده بیرون و نصفش توی دلم مرده و پوسیده. به همین هوا جیغی بکشم که ذرات تشکیل دهنده‌اش صداهای مدت‌ها در گلو خفته است.

دوست دارم پایم محکم بخورد به در کابینت تا خیلی راحت به زمین و زمان فحش بدهم و بگویم این در این جا چه کار می‌کرد؟ با پای من چیکار داشت؟ بعدم با غیظ کامل در را بکوبم و بگویم لعنت به تو لعنتی. دوست دارم ظرف بشکنم تا راحت خودم را سرزنش کنم، به خودم بگویم: آهاااااااای؟ مگه مستی دختر؟ اون موهایی که تو صورت ریخته رو بزن کنار تا درست ببینی چیکار میکنی!

وقتی دلم بی‌خودی می‌گیرد، باید قبل از این‌که روحم را گاز بگیرد، دنبال یک موضوع دردناک و وحشی بگردم، تا سر خودم داد بکشم و تمام شود.

هر دختری گاهی وقت‌ها دیوانه می‌شود، از آن دیوونگی‌هایی که به عاقلی‌اش می‌ارزد

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٧/٠١
٠
٠
خوب بود:))ممنون:)
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٧/٠١
٠
٠
یا خدا ....!!!!واقعا؟!
elnazi
elnazi
٩٤/٠٧/٠٢
٠
٠
آره مگه چه اشکالی داره؟؟
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٧/٠٢
١
٠
آدم حس امنیتش وقتی با یه خانمه از بین میره :)))
elnazi
elnazi
٩٤/٠٧/٠٣
٢
٠
خانوماباید با آقایون حس امنیت کنن :)میگن دنیابرعکس شده درسته...:))
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٧/٠٤
٠
١
اینا اثیرات فیلم های ومپایره .... همش از خانم ها شروع میشه :)
r_riahi
r_riahi
٩٤/٠٧/٠١
٠
٠
عجب! // خیلی ممنون
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٧/٠١
١
٠
یاد کارهای خودم افتادم :))ممنون از شما جالب بود .
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/٠٧/٠٢
٠
٠
چرا به عاقلی اش می ارزد؟
elnazi
elnazi
٩٤/٠٧/٠٢
٠
٠
عاااالی بود...ممنون:)
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٧/١٩
١
٠
پست هایی که به اشتراک میگزارید عالی است سپاس
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
شعری سروده خودم

هوای کی به سر داری؟

٩٦/٠٢/٠٧
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
داستان من و عمو جیمی

واحد آباژور سایت جیم

٩٦/٠٢/٠٧
حس دلتنگی

همه ی دار و ندارم به تو بر می گردد

٩٦/٠٢/٠٦
دلتنگت می شدم

زمانی که کنارت بودم...

٩٦/٠٢/٠٦
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
شعری سروده خودم

کجای این زندگی زیباست؟

٩٦/٠٢/٠٦
دلم گرفته

حس نامشخص

٩٦/٠٢/٠٤
کارهای عجیب ما

رنج فضای مجازی

٩٦/٠٢/٠٣
بزرگترین تردیدهای زندگی من

پیراهن آبی ام را بپوشم یا پیراهن سیاه؟

٩٦/٠٢/٠٢
تبلیغات
تبلیغات