قهرهای تلخ و چرب

قهرهای تلخ و چرب

نویسنده : shamim_mostafazadeh

دو نفر که با هم قهرند، به این معنا نیست که با هم حرف نزنند. دیگر کارهایی که قبلا با هم دیگر انجام می‌دادند، انجام نمی‌دهند. دیگر با هم فیلم نمی‌بینند و تخمه نمی‌شکنند و چیپس و ماست موسیر نمی‌خورند. دیگر با هم عکس سلفی نمی‌گیرند. دیگر وقتی به هم نگاه می‌کنند، لبخند نمی‌زنند و شاهد چشمک‌های یهویی نیستند. دیگر دست‌های هم را نمی‌بوسند و چشم‌های‌شان را نمی‌بندند.

دو نفر که قهرند، دیگر کارهای انفرادی انجام می‌دهند. تنهایی غذا می‌خورند. تنهایی خوابشان می‌برد. تنهایی درد می‌کشند. دو نفر که با هم قهرند لبخندهای خشک و یخی تحویل هم می‌دهند. دیگر دوستت دارم‌هایی که می‌گویند دل‌های‌شان را نمی‌لرزاند، کم کم سفت می‌شوند.

یادشان می‌رود چقدر لطیف بودند. یادشان می‌رود به دیوار می‌چسبیدند و فقط توی چشم‌های هم نگاه می‌کردند و ساعت‌ها بدون کلمه‌ای، با هم حرف می‌زدند. یادشان می‌رود با هم مسواک می‌زدند و با دهن پر کف می‌گفتند دوستت دارم و آن یکی می‌گفته ما بیشتر، به جای قلیان کشیدن و دود حلقه بیرون دادن، با کف، حباب می‌دادند بیرون و با نوک بینی می‌ترکاندند، اصلا برای خودشان کف پارتی می‌گرفتند، خودشون دو تا، بدون دغدغه‌های کاری و درسی و مسئولیت‌هایی که حالا جایی برای مو خشک کردن همدیگر هم باقی نمی‌ماند. واقعا موهای سرشان می‌سوزد از بی نوازشی.

دو نفر که با هم قهرند، آرام آرام سنگ می‌شوند، حالا هر چند که با هم حرف بزنند. 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٦/٢٩
١
٠
خیلی زیبابود،منون
shamim_m
shamim_m
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
ممنون از شما خانوم گل
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/٢٩
٢
٠
باریکلا! یه مقدار مثبت هجده هم داشت که دیگه چه اشکال؟ خوب بود، حرفی نیست :-)
shamim_m
shamim_m
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
با سلام . یه کم مثبت هیجده هم مثل نمک غذا میمونه . یه کم لازمه .. مرسی از اینکه میخونید و نظر می دهید
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/٣٠
٠
٠
خواهش می کنم؛ موفق باشید!
aassak13
aassak13
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
یادش بخیر، قهر قهر تا روز قیامت خخخخخخ
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٢
سلآم ؛ اگه قرار باشه همه ی اینکارارو انجام بدن پس دیگه قهر کردنشون چیه :؟/
shamim_m
shamim_m
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
چون تا این حد خوبن بیشتر از هم توقع دارن و سر هیچ و پوچ ... سرد بازی درمیارن ..خخخخ
پربازدیدتریـــن ها
دیوان خنده های تو

بفهم

٩٦/٠٥/٢١
کاش کسی شاملو و فروغ را صدا بزند

در نبودنت

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

یک مرد به جا مانده ای از عاشورا

٩٦/٠٥/٢٢
شیرینی اش را نفهمیدم

اولین حقوق کاری

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

می نویسم از تو

٩٦/٠٥/٢٢
این روزها همه چیز به تو مربوط است

نامه هایی به همسرم / نامه چهارم

٩٦/٠٥/٢٣
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
تو مکمل منی

بوسه های نگفته

٩٦/٠٥/٢٣
مردم این چیزها را باور نمی کنند!

موی سفید

٩٦/٠٥/٢١
عمریست برایت می نویسم

گمنام خاص

٩٦/٠٥/٢٣
به کی جز خدا پناه می بری؟

جهل چه آهسته می آید

٩٦/٠٥/٢٦
مثل دختر انار

آرايش غليظ

٩٦/٠٥/٢٦
از آرزوهای خوب

کمی وقت شناسی

٩٦/٠٥/٢١
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

چقدر حرف زدم!

٩٦/٠٥/٢٦
شعری سروده خودم

موج خروشان قلم

٩٦/٠٥/٢١
ذهن من پر شده است از دیگران

خودم چی پس؟

٩٦/٠٥/٢٣
چند خطی برای امام مهربانی ها

تو هدیه امام خوبم هستی!

٩٦/٠٥/٢٥
تبلیغات