کوچه خیس است،

گویی بارانی آمده

یا که نه!

خیسی هق‌هق‌های دلتنگی کوچه

ازصدای قدم‌های خسته‌ات بوده!

این‌جا، تفرج گاه مردی تنهاست

کوچه‌ای خیس، ز آشفتگی ابرهای سیه

به آشفتگی همان چشمان منتظر به ره

این‌جا، معنای مَرد یا مُرد یک قدم است

همان قدم ماندن یا نماندن

بمانی مَردت خواهم بود، نمانی خواهم مُرد

برای نوشتن حرف‌هایم،

همین دیوار نمناک خشتی کافی است

همین که من نباشم و دیوار،

سنگواره‌های آتی باشد، کافی است

تو چه می‌دانی؟

شاید آتی، نام من برکوچه باشد

کوچه‌ی شهید آشنای گمنام!

(رضا ریاحی)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_babaei
f_babaei
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
بمانی مردت خواهم بود نمانی خواهم مرد ! تشکر :)
r_riahi
r_riahi
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
تشکر ازشما خانوم بابایی // مرسی :)
n_roointan
n_roointan
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
آقا رضا دمت گرم عالیه خیلی کیف کردم ،ساده قشنگ و شیوا ممنون
r_riahi
r_riahi
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
دم شما گرم // مرسی دوست عزیز
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
عالی بود:)))))ممنون
r_riahi
r_riahi
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
ممنون ازشما دوست عزیز :)
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/٠٧/٠١
٠
٠
کوچه ی شهید اشنای گم... خیلی زیبا بود:)
r_riahi
r_riahi
٩٤/٠٧/٠١
٠
٠
ممنون ازشما // لطف دارید :)
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٧/٠١
٠
٠
پایان بندی اش عالی بود. فقط استفاده از کلمه «آتی» با توجه به اینکه معمولا کمتر این روزها به عنوان «آینده» به کار میره و بیشتر مخفف اسم هایی مثل آتنا هست یک مقداری نکته داشت
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٧/٠١
٠
٠
یک چیز دیگه: «کوچه‌ای خیس، ز آشفتگی ابرهای سیه/ به آشفتگی همان چشمان منتظر به ره» به نظرم اگر این قسمت هم حذف می شد؛ به کلیت شعر لطمه ای نمی زد؛ چون یک مقداری از خط اصلی شعر داره فاصله می گیره. البته این نظر منه صرفا
r_riahi
r_riahi
٩٤/٠٧/٠١
٠
٠
ممنون ازشما جناب نادری عزیز// دیدگاهتون جداً مفید بود // تشکر :)
r_riahi
r_riahi
٩٤/٠٧/٠١
٠
٠
راستی، زادروزتون هم گرامی باد // موفق و سلامت باشین
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٧/٠١
٠
٠
ممنون آقا رضا؛ ارادت
m_soltani
m_soltani
٩٤/٠٧/٠١
٠
٠
خیلی قشنگ :) ممنون از شما
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/٠٧/٠٢
٠
٠
تشکر خانوم سلطانی، لطف کردیــ:ــ)ـــد
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
کاش به خودمان بیاییم

پیش به سوی نابودی

٩٥/١٢/٠٨
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
زندگی کردن با نقاشی ات را دوست دارم

بابا لنگ دراز عزیزم

٩٥/١٢/٠٨
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
من هم یکی از آن 99 نفر هستم!

مجلس تحریم یا مجلس ترحیم؟

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات