من خزان را فصل خود می‌دانم و هیچگاه دلگیر تلقی‌اش نمی‌کنم. من دلباخته پاییزم. هر سال با رسیدن بهار زمین زنده می‌شود و با رسیدن پاییز، من! تا دقایقی دیگر حال من تحویل می‌شود.

نشسته‌ام پای این سفره‌ی نارنجی رنگی که هفت سین نیست. سفره‌ای که زیر سقف آسمان پهن شده؛ یک ظرف برگ خشک، کمی آب باران، یک کاسه عشق، آیینه و کلام الله، کمی احساس، یک کاغذ پر از تعهدات و پیمان‌های من با معبود و یک جام انسانیت، تنها چیزهایی هستند که در سفره به چشم می‌خورد!

من متعهدم تا خزان سال بعد کمی انسان‌تر شوم، کمی مهربان‌تر. در دلم می‌گوییم: بارالهی لذت عشق و حضورت را به من بچشان و یاری‌ام کن آن‌طور که باید و شاید تو را بپرستم، خداوندا قلبی ببخش که مهربان باشد، چشمی که حقایق را در پس پرده ببیند، گوشی که قضاوت نشنود، دستی که یاری رساند و عقلی که رضای تو را از غیر تمییز دهد.

برای همه انسان‌ها دعا می‌کنم و زیر لب زمزمه می‌کنم: یا مقلب القلوب و الابصار، یا مدبر اللیل والنهار، یا محول الحال و الاحوال، حول حالنا الی احسن الحال...

تیک تاک ساعت قوت می‌گیرد و لحظه‌ای بعد حال تحویل می‌شود. جام انسانیت را یک جا سر می‌کشم و دعا می‌کنم در من اثر کند. حال نو مبارک. پاییزتان بخیر

=========

پ.ن:

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش

ابر با آن پوستین سرد نمناکش

باغ بی برگی

روز و شب تنهاست ؛

با سکوت پاک غمناکش

ساز او باران ؛ سرودش باد

جامـه اش شولای عریـانی ست

ور جز اینش جامه ای باید؛

بافته بس شعله ی زر تار پودش باد

گو بروید یا نروید ؛ هر چه در هر جا که خواهد یا نمیخواهد

باغبان و رهگذاری نیست

باغ نومیدان ؛

چشم در راه بهاری نیست

گر زچشمش پرتو گرمی نمی تابد

ور به رویش برگ لبخندی نمی روید

باغ بی برگی که می گویدکه زیبا نیست ؟!

داستان از میوه های سر به گردون سای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید 

باغ بی برگی

خنده اش خونی ست اشک آمیز

جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن

پادشاه فصل ها پاییز

مهدی اخوان ثالث (م.امید)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٦/٣٠
٠
٠
زیبابود:)
Nafiseh.Sadat_Banihashem
Nafiseh.Sadat_Banihashem
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
ممنونم
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/٠٦/٣٠
٠
٠
نگاه خییییییلی قشنگی بود نسبت به پاییز:)تا حالا از این زاویه نگاش نکرده بودم:)
Nafiseh.Sadat_Banihashem
Nafiseh.Sadat_Banihashem
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
:)
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
سلآم؛ بله...با اینکه دیشب ساعتا رو یک ساعت کشیدن عقب که دیرتر به پاییز برسیم؟! ولی امروز پاییزه :) منم به نوبه ی خودم برای شما و بقیه دوستان حال خوش آرزو میکنم :,)
Nafiseh.Sadat_Banihashem
Nafiseh.Sadat_Banihashem
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
ممنونم
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣