گلایه‌ای از آدم‌خوب‌های تک‌بعدی
# حواست هست؟

گلایه‌ای از آدم‌خوب‌های تک‌بعدی

نویسنده : نیلوفر نیک بنیاد

از در اتوبوس که آمد داخل، با آرنج به پهلوی مادرم زدم و گفتم «واااای، این!». مامان پرسید «می‌شناسیش؟» جواب دادم «معلومه که می‌شناسمش. نابغه است. بیست سالشه اما داره دکترا می‌گیره. سه تا زبون بلده. چهار تا مدرک...» هنوز حرفم تمام نشده بود که دختره آخرین قطره بطری آب معدنی‌اش را سر کشید، نگاهی به چپ و راست کرد، بعد بطری را انداخت زمین و با پا قل داد آن طرف‌تر. بقیه حرف توی گلویم خشکید...

پیش خودم فکر کردم واقعا تحصیلات عالی می‌تواند تنها ویژگی مثبت یک نفر باشد؟ فکر کردن ندارد دیگر، پاسخ منفی است. تیپ و شغل خوب هم نمی‌تواند جای خالی ویژگی‌های معنوی و اخلاقی را پر کند. یعنی هیچ ویژگی مثبتی به تنهایی برای خوب بودن یک آدم کافی نیست. نمونه‌اش آنهایی که نماز اول وقت‌شان ترک نمی‌شود اما مردم را سه ساعت تمام به بهانه نماز پشت در اتاق‌شان معطل می‌کنند، یا آن‌ها که لباس‌های چند میلیونی می‌پوشند ولی آدامس‌شان را تف می‌کنند کف خیابان، یا آن‌هایی که برای کشیدن اسم و مقام‌شان یک تریلی لازم است اما هنوز با دیگران مانند دوران برده‌داری رفتار می‌کنند.

حقیقت تلخ این است که اکثریت ما تک‌بعدی بزرگ شده‌ایم. از اول در خانواده و به تناسب نوع فرهنگ‌مان یک چیز برایمان پررنگ شده. از بچگی بهمان یاد داده‌اند که اگر پولدار نشوی بدبخت می‌شوی، اگر مهندس نشوی بیچاره می‌شوی، اگر نماز نخوانی می‌روی جهنم. هیچ‌کس این را یادمان نداد که اگر پولمان را با اضافه کردن رنج مردم به دست بیاوریم باز هم بدبختیم، اگر مهندس و وکیل و وزیر بشویم اما دروغ بگوییم باز هم بیچاره‌ایم، اگر موهایمان را بکنیم توو و نماز بخوانیم اما دل مردم را بشکنیم باز هم می‌رویم جهنم! هیچ کس این‌ها را نگفت. فقط همه نگاهمان کردند و برای تک‌بعدی شدن‌مان هورا کشیدند. بعدش چه شد؟ ما ماندیم و یک خروار آدم تک بعدی فرهیخته و با کلاس که یک‌جای کارشان می‌لنگید و عقربه اخلاقشان گاهی کمی خواب می‌ماند. 

گفتم «یک خروار» چون واقعا اگر اطرافمان را نگاه کنیم انبوهی از این آدم‌خوب‌های تک‌بعدی می‌بینیم. شاید اصلا خودمان هم یکی از آن‌ها باشیم و بترسیم از تغییر وضعیت. اما برای خارج شدن از این وضع لازم نیست خیلی هم به خودمان سخت بگیریم. می‌شود فقط یک قانون ساده توی زندگی‌هایمان (و زندگی نسل‌های بعدمان) تعریف کنیم. یک جور کتاب نانوشته که یادگرفتنش مثل ریاضی و جغرافی و املا برای همه‌مان لازم باشد. قانونی که بهمان بگوید هروقت خواستیم چیز خوبی به دست بیاوریم حواسمان به قسمت بدش هم باشد. حواس‌مان باشد که فایده ما، برای دیگران چه ضرری دارد؟ ثواب ما باعث خسارت دیدن چند نفر می‌شود؟ پولدار شدن ما چه آواری روی زندگی دیگران می‌ریزد و ...؟ اسمش را هم بگذاریم قانون «حواست هست؟» و به بچه‌هایمان یاد بدهیم کنار پولدار شدن و مهندس شدن و مومن شدن، روزی چند بار توی دفتر ذهنشان بنویسند «حواست هست؟ حواست هست؟ حواست هست؟»

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٦/٢٦
٦
٠
دو کلوم حرف حساب بود. ولی می دونید بعضی وقت ها انجام ندادن یک کار باعث ترک یک کار دیگه هم میشه؛ نمی دونم منظورم رو تونستم بگم یا نه؛ منظورم اینه که میشه همه رو با هم داشت.
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٦/٢٧
١
١
بله درسته. من هم اصلا منظورم به دست آوردن یکی و رها کردن یکی دیگه نبود. همش کنار هم که باشه خوبه :) باور کنین ناخواسته است:)) یه مدت به طور ناخودآگاه به دکترها بند کرده بودم حالا هم لابد نوبت مهندساست دیگه :))
همتا
همتا
٩٤/٠٦/٢٨
١
٠
خوب تونستین برسونین :)
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٦/٢٦
٥
٠
در ضمن من نمی دونم چرا شما به این جماعت بی چاره مهندس گیر میدین؛ این سوپری محل ما همونطور که به من میگه مهندس به کارگر ساختمونی مسجد محل هم میگه مهندس... خز شد رفت :|
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
احسنت!
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/٢٦
٢
٠
بسیار مطلب خوبی بود خانم نیک بنیاد، ایضا مبتلا به. یعنی حرف دل خیلی هاست، اما ما انسانیم و انسان هم ممکن الخطاء؛ اگه همه چیزمون کامل باشه که دیگه... تنها کاری که می تونیم بکنیم اینه که سعی کنیم، سعی کنیم که طبق شأن و شخصیت خودمون برخورد داشته باشیم. خیلی سپاسگزار :)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٦/٢٧
٣
٠
ممنون از شما. موافقم. ولی خب خیلی هامون فکر می کنیم وقتی یه چیزی رو به دست آوردیم دیگه شان و شخصیتمون کامل شده و هر رفتاری هم که بکنیم لطمه ای به شخصیتمون وارد نمیشه.
لیلی
لیلی
٩٤/٠٦/٢٧
٠
٠
نیلوفر جون بسیار زیبا و روان نوشتی هم اسمت خوبه هم رسمت! امیدوارم همیشه موفق باشی خوب بنویسی و خوب فکر کنی
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٦/٢٧
٠
٠
ممنون از شما و این همه کلمات پر محبتی که به کار بردین :)
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٦/٢٧
٠
٠
مشکل اینجا بود که معیار سنجش من با دیگری هم همین بعد بود و متاسفانه هست!هرچقدر هم بگوییم باز هم کسانی هستند که متر و معیارشون برای وجب کردن بقیه همینه!!!ولی جمله آخرتون امید بخش بود: <<به بچه‌هایمان یاد بدهیم >>کنار پولدار شدن و مهندس شدن و مومن شدن، روزی چند بار توی دفتر ذهنشان بنویسند «حواست هست؟ حواست هست؟ حواست هست؟»
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٦/٢٧
٣
٠
مرسی از نظرتون:) بله درسته. معیار اکثریت افراد همینه ولی خب اگه قرار باشه ما هم راه اکثریت رو بریم که چیزی عوض نمیشه . ..
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠٦/٢٧
٠
٠
خیلی خوب بود نیلوفر عزیز. :)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
ممنون محدثه دوست داشتنی:)
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٦/٢٨
١
٠
یک خروار آدم تک بعدی فرهیخته ... دارم به رفتارهای خودم دقت میکنم.یه وقت این شکلی نباشم من؟! مرسی نیلوفر
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
امیدوارم که هیچ کدوممون اینطوری نباشیم :) ممنون از خودت :)
همتا
همتا
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
الان می ترسم تو رفتار های خودم دقیق بشم خخخ :) ولی واقعن همین طوره که میگی :)) چند وقت قبل یه خانمی از روبروم رد شد که ظاهرشو اگه نگاه می کردی خداتومن قیمتش بود ولی جلوی چشای گرد شده من پوست بستنیشو خیلی شیک انداخت توی پیاده رو! به نظرم دین و اخلاق رو باید با هم داشت....نه دین بدون اخلاق معنی میده... نه اخلاق مداری بدون دین :) خیلی خوب بود نیلوفرجان :)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٦/٢٨
١
٠
اوهوم موافقم شدیدا :) راستی اینکه ظاهرش خداتومن قیمتش بود رو خیلی خوب اومدی :))
هورام بانو
هورام بانو
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
سلام نیلوفر جان همیشه نوشته هات رو میخوانم و دخترانه نوشته هات رو خیلی بیشتر دوست دارم فاصله خونه تا محل کارم یه ربع 20 دقیقه پیاده است هر صبح بیشترین قشری که میبینم رفتگرا هستن همین امروز داشتم فکر میکردم من که یه غریبه ام تاب دیدن خم شدن قامت یه مرد ندارم خدا به داد خونواده هاشون برسه هر چی دو دوتا چهارتا میکنم میبینم اگه من نوعی، زباله مو خودم بندازم سطل آشغال زحمتش خیلی کمتر تا بندازم زمین و یکی دیگه بخواد جمع کنه.. این سوال همیشه ذهنم درگیر میکنه که آدم یه انسان معمولی چن بعدی باشه بهتر یا یه آدم تک بعدی و خاص ؟ مطمئنا اولویت با اخلاق ، انسانیت و مردم داری
نازنین
نازنین
٩٤/٠٦/٢٩
١
٠
نظر من اینه مطمئنا یه آدم معمولی چند بعدی هورام چون دکتر و مهندسی که زباله ش رو زمین میندازه هیچ چیز خاصی نداره که جذاب باشه، از نظر من مهندسی، استادی دانشگاه یا پزشکی همگی شغلن مثل حسابداری یا نقاشی ساختمان یا آبدارچی بودن و کارگری، جمله آخرت "اولویت با اخلاق، انسانیت و مردم داری" کاملا درسته با تشکر از نیلوفر عزیز
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
سلام.ممنون از هر دوتون:) اگرچه منم فکر میکنم هر شغلی به اندازه بقیه شغل ها مهمه ولی کاش انسان بودن هم یه شغل بود ک لااقل آدما اینطوری رعایتش میکردن...انفاقا منم از چند سال قبل که یه جا خوندم "هر زباله ای که می اندازیم قامت یک نفر را خم می کند" این مساله برام خیلی مهم تر شد.خیلیا....
سین
سین
٩٤/٠٦/٢٩
٢
٢
آفرین همیشه جدی بنویس. طنز که مینویسی داغون میکنی همه چیو. :)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٦/٣١
١
٠
همیشه جدی بودن و جدی نوشتن زندگی رو تلخ میکنه.گاهی به بی راهه زدن هم لازمه.ممنون از نظرتون:)
کیمیا
کیمیا
٩٤/٠٦/٣٠
٠
٠
اهوم خوب من بعد نوشتاریتو کاری ندارم چون عالیه دیگه! نیازی به تعریف من نداری ولی بعد معنایی نوشته ات! اول ممنون. طرز فکر قشنگی یادم دادی؛ چیزی که گفتی سوال تو ذهن من بود با این تفاوت که طرف رو آدم خوبه تک بعدی نمیدیدم! آدم بده ی خنگ احمق بیفرهنگ میدیدم و این طرز فکرم خوب غلط بود:/ مرسی درستش کردی. خیلی خیلی خیلی خیلی مرسی دوم ولی راه حلت کاربردیه؟؟ مطمئنی؟ به نظرم اینقدرم ساده نیست:/ ولی باید راه حل پیدا کرد براش. اونی که من بی فرهنگی نامیدم و تو بهبود نبخشیدن اون بعد زندگی! راه حل میخواد:-)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٦/٣١
١
٠
مرسی از تو و نظرت:) موافقم که راه حل میخواد ولی میدونی مشکل چیه؟ این که ما همیشه انقدر که دنبال راه حل خوب و کاربردی میگزدیم همون راه های کوچیکی که به ذهنمون میرسه رو هم بیخیال میشیم.گاهی باید از همین چیزای پیش پا افتاده شروع کرد تا کم کم به یه راه حل خوب و کاربردی رسید:)
بابا شاه
بابا شاه
٩٤/٠٦/٣٠
٠
٠
سلام . این ها همه اش حرفه ، پای عمل که پیش بیاد خودمون بدتر از همه ایم
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٦/٣١
١
٠
خب لااقل اینکه زور بزنیم بدتر از همه نباشیم خیلی بهتر از اینه ک بیخیال بمونیم و بگیم " ما هم مثل بقیه ایم!"
pari
pari
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
خیلی قشنگ بود نیلوفر جان. اتفاقا منم خیلی وقته به این موضوع فکر میکردم که چرا باید ادما در ازای چند تا ویژگی مثبت و عالی ، چند تا نقطه ضعف بزرگ و منفی داشته باشن و نتونن بین این رفتارا تعادل برقرار کنن . مرسی از نوشته قشنگت خیلی لذت بردم
آووکادو
آووکادو
٩٤/٠٧/٠٢
٠
٠
حواسمان بااااشد :-)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨
خواب عجیبی بود...

تجربه مرگ در خواب

٩٥/٠٩/٢٠