دلم جان گاهی چقدر ما خاک بر فرق سریم

دلم جان گاهی چقدر ما خاک بر فرق سریم

نویسنده : va_nahaie

میدانی دلم جان، هوای پاییز است، از آن دو نفره‌های پدر درآور، یک روز دستت را می‌گیرم و می‌برم به تک تک درب خانه‌هایی که برای‌شان دلتنگی و حق داری های‌های گریه کنی پشت درهای‌شان. دلم جان یک وقت کتمان نکنی، شیشه مشجر دور احساست نبندی، پنجره دو جداره هم نمی‌خواهد، های های هوی هوی گریه کن...

یا گوشی را می‌دهم دستت و زنگ بزن به فلانی و فلانی بگو: هوی... درست است که غرور شما برایتان حکم نان شب دارد ولی ما دلتنگتانیم. و بعد از گفتن دلتنگتانیم حس فروختن بادکنک به جوجه تیغی نداریم یا ماچمالی کردن کاکتوس، آخخخخ درد دارد ها دلم جان ...

دلم جان خدا را هم برایت پیدا می‌کنم، خبری از طیاره و سفر زیارتی سیاحتی نیست، خانه خدا دور است، دختر مجرد را هم تنهایی آن جا راه نمی‌دهند. خدا توی آن اعلامیه فروش کلیه کنار مسجد پل سنگی است! کلیه او را که زنده کنیم خدا درون‌مان افاضه فیض می‌کند.

دلم جان حواست باشد بعدش ژست خیر بودن نگیری و ندای «ما خیلی خوبیم» سر ندهی. دلم جان برایت یک نفر پیدا می‌کنم تا صبح برایش درد و دل کنی و بعدش از خودت منزجر نشوی که ای وای به چه اعتمادی، به چه اطمینانی و بعد با خودت بگویی کاش این درد ذات الریه یا کلیه یا لوزالمعده بود درد دل نبود.

دلم جان یک روز آهنگ «همه چی آرومه...» برایت می‌گذارم که واقعنی واقعنی همه چی آروم باشد، چون وقتی نباشد نت به نت آهنگ طالبزاده فحش و ناسزاست. دلم جان یک روز کسی می‌آید و می‌گوید همه چیز تمام می‌شود ولی قول شرف می‌دهم قبل از تمام شدن درست شود. دلم جان چقدر گاهی ما خاک بر فرق سریم، چه چیزهای ساده که نداریم. دلم جان هوای پاییز است از آن پدر در آورها مراقب باش به هوایِ هوای دو نفره دوباره بادکنک احساس به جوجه تیغی نفروشی ...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
دوباره بادکنک احساس به جوجه تیغی نفروشی... واقعا چه چیزهای ساده که نداریم :(
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
یادم رفت بگم مرسی بابت نوشته خوبت :)
va_nahaie
va_nahaie
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
ولی باز هم به امید اون روز خوب ک میاد بالاخره .... مرسی بابت حضور ارزشمندت دوست گلم ☺💐
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
دلم جان! دلم جان! دلم جان!... از متون مشخصه که ادبیاتی هستین؛ کلماتتون هم قشنگن، راسته کارِ ادبیاتی ها :) خوب می نویسین، باریکلا! :-)
va_nahaie
va_nahaie
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
بلی !!!!! ممنووون بابت این همه انرژی مثبت بزرگوارید جناب .☺... درس پس میدیم ☺
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
خواهش می کنم، موفق ان شاءالله! :)
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
خیلی قشنگ بود^______^ممنونم:)
va_nahaie
va_nahaie
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
خیلی ممنون از نظر ارزشمندت عزیزم ..... لطف داری ☺💐
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
سلآم ؛ دلم جان یه کم سخت نیست....دل جان که هم بهتره هم قشنگتر...به هرجهت شیک بود... لذت بردیم :, )
va_nahaie
va_nahaie
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
سلام ... نظرتان بسی زیاد ارزشمند است ...;-) مچکرم خوشحالم که لذت بردید:-)
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
خیلی خوب بود:)))ممون:)
va_nahaie
va_nahaie
٩٤/٠٦/٣٠
٠
٠
مرسی عزیزم ... خیلی ممنون که وقت با ارزشتو گذاشتی و خوندی :-);-);-):-)
kianaz
kianaz
٩٤/٠٦/٣٠
٠
٠
واقعا عالي بود من كه زبونم بند اومد من ديگه نمينويسم بين اين همه استادان خوبي مثل دوستان شما هم اضافه شدي واويلااااااااا
va_nahaie
va_nahaie
٩٤/٠٧/٠١
٠
٠
ممنووووون عزیز دلی شما لطف داری .... نفرمایید بانو جان شاگردیم و درس پس میدهیم ❤ .... باعث افتخارمه که در جمع شما خوبانم ☺
va_nahaie
va_nahaie
٩٤/٠٧/٠١
٠
٠
ممنون عزیز دلی شما لطف داری ...نفرمایید بانو جان شاگردیم و درس میدهیم ... باعث افتخارمه که در جمع شما خوبانم ☺
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات