سلفی بگیران شپشی می‌شوند

سلفی بگیران شپشی می‌شوند

نویسنده : translator

عکس سلفی منجر به شپش در سر می‌شود!

به تازگی محققان آمریکایی طی تحقیقاتی که بر روی علاقه مندان به عکس‌های سلفی انجام داده‌اند به این نتیجه رسیده‌اند که این حالت از عکاسی در افزایش شیوع میزان شپش سر تاثیر چشم گیری داشته است دکتر شارن رینک و همکارانش از دانشگاه ویسکانسین در طی این تحقیقات جالب به این نتیجه رسیده‌اند که هنگام گرفتن عکس‌های سلفی بیشتر افراد سرهای خود را به یکدیگر می‌چسبانند تا ژست‌های به قول خودشان زیبا بگیرند ولی غافل از این‌که شپش‌های موجود در سر یکی از افراد به همین راحتی قادر است به موهای سر سایرین نقل مکان کند، پس به خاطر داشته باشید در هنگام عکس گرفتن سلفی از فاصله مطمئنه موهای سرتان با دیگران اطمینان حاصل کنید.

این‌جانب مراتب تقدیر و تشکر ویژه خود را از محققان آمریکایی به عمل می‌آورم که آن‌قدر نکته سنج تشریف دارند و به فکر سلامت سلفی بگیران جامعه هستند؛ بندگان خدا حتما به دنبال بیماری روحی و روانی در این افراد بودند که از قضا به عکسی که دو شپش نازنین بر فراز گیسوان دو نفر که به نشانه پیروزی پرچم برافراشته و با خنده‌ای خبیثانه به سمت فرد مبتلا اشاره می‌کردند برخوردند و آن‌جا بود که به کثیف بودن این کار پی بردند و اظهار داشتند زین پس جهت جلوگیری از شیوع شپش در جهان یا از سلفی به جوین   join تغییر موضع داده؛ یا ابداع به خرج داده و از ژست‌های تکراری خارج شوند، مثلا طوری بایستند که هرکدام به یک طرف کادر عکس چسبیده باشند یا قبل از عکس گرفتن از طرف مقابل کارت سلامت پوست و مو بخواهند و یا این‌که حداقل بین‌شان کیف بگذارند و سپس عکس بگیرند.

اصلا همه این‌ها به کنار؛ در این دوره و زمانه و با این امکانات آیا شپش وجود خارجی دارد؟ شاید هم منظورشان فقط آمریکا بوده وگرنه ایرانیان که مظهر پاکیزگی هستند (شک کردن در این باره مدیونی دارد)

اما اگر این شپش عزیز فراگیر شود چه کولاکی در فضای مجازی ایجاد می‌کند؛ معتادان به سلفی که  ول کن ماجرا نیستند و با رعایت نکات بهداشتی به کار خود ادامه می‌دهند اما تصورش را بکنید؛ خیلی از کاربران کمبود سوژه و در نتیجه قحطی پست پیدا می‌کنند و مجبورند به همان متن‌های شکست عشقی با تصویری از یک چشم گریان بسنده کنند؛ عده دیگری سلفی‌شان را با گل و گیاه و اتمسفر می‌گیرند و ژست «تنهایی رو عشقه» را مد می‌کنند و در آخر عده‌ای هم به نشانه اعتراض بر روی لنز دوربین جلوی گوشی عکس جمجمه سر را به همان نشانه مشهور دنجر  danger می‌چسبانند .

حالا که فکرش را می‌کنم شپش آن قدرها هم موجود بدی نیست، حداقل خیلی‌ها را از جنون سلفی رها می‌کند و این فرصت را در اختیارشان قرار می‌دهد که از زندگی و اطراف خود لذت ببرند و همه چیز را به دید سوژه برای پست آن روزشان نبینند. پس به امید فراگیر شدن این کوچولوی دوست داشتنی در بین سلفی بگیران جامعه.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
:)))))))))
translator
translator
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
:)))))))))))))))))))))))))
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/٠٦/٢٩
١
٠
خخخخخخخخخخخخخخخ....ولی خو ایرانیا چون روسری دارن....تا شپشه بیاد از زیر روسری بره تو موهای سر کناری..عکسشون تموم شده..پسرام کاری نداره دیه...کچل میکنن خخخخ..ممنونم:)
translator
translator
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
خب مشکل اینجاس که روسری ایرانیا رووووسری نیس پشت سریه :) ینی فقط یه تیکه ی کوچیک از پشت سرشونو گرفته :/ اقایون هم بعله فوقش کچل میکنن چیزی نمیشه که :)))))
kianaz
kianaz
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
مگه ميشه ؟! مگه داريم ؟!
translator
translator
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
هم میشه هم داریم :)
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٤/٠٦/٢٩
١
٠
سلآم ؛ پس از فردا شبکه های اجتماعی پر میشن از " منو شپش سرم یهویی"
هاچ
هاچ
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
:))
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
هه هه هه :)))
translator
translator
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
بعله اینطوریاست :))))))))))))))
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
جالبترین قسمتش برای من:متن‌های شکست عشقی با تصویری از یک چشم گریان!
translator
translator
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
متشکرم
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
جالب بود=))
translator
translator
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
ممنون مریم سادات عزیز :)
Banoo_n
Banoo_n
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
اینطوری که الان همگی به شپش مبتلاییم(((:
translator
translator
٩٤/١٢/١٧
٠
٠
ورودتون رو به سایت خوش امد و تبریک میگم :) بعله شایدم خخخ. ممنون بانووووو
Banoo_n
Banoo_n
٩٤/١٢/٢٣
٠
٠
ممنونم از خوش امدگویی و لطفتون
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
مرکز مشاوره دکتر گل آبی

فعلاً خیالتان راحت باشد

٩٦/٠٣/٣١
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
تبلیغات
تبلیغات