از تهدید گوشت تا شوخی فتح الله زاده
طنزیات

از تهدید گوشت تا شوخی فتح الله زاده

نویسنده : مجتبی آستانه

گوشت تهدیدی جدی برای ما!

یک بررسی در استرالیا مشخص کرده افرادی که 10 بار یا بیشتر در هفته گوشت می‌‌خورند، نسبت به افرادی که 5 بار یا کمتر در هفته گوشت می‌خورند، حدود 50 درصد بیشتر ممکن است به ضعف بینایی مبتلا شوند. ما پس از این خبر متوجه شدیم که گوشت موجود بسیار آب زیرکاه و موذی ست و قصدش حمله به سلامت همه ما ایرانی‌هاست و من مطمئنم دستش با استکبار جهانی هم در یک کاسه است!

از اتاق فرمان به من می‌گویند تماسی داشتیم و پرسیدند چطور گوشت برای همه ایرانی‌ها تهدید است؟ 

جوابش خیلی واضح است ولی چون کار ما توضیح واضحات است در موردش برای‌تان می‌نویسم. خب یک عده از ایرانی‌ها که ماشالا هزار ماشالا پول نفت رسیده سر سفره‌شان و روزی سه وعده گوشت می‌خورند و بنا به تحقیقات دانشمندان استرالیایی همین امروز و فرداست که کور شوند. یک عده هم هستند که نفت به سفره‌شان نمی‌رسد و زیر خط فقر زندگی می‌کنند و یادشان نیست آخرین باری که گوشت خوردند کی بوده و به خیال خودشان بینایی‌شان از تهدید گوشت در امان است ولی زهی خیال باطل. اتفاقا این عده در خبر بیشتری هستند زیرا...

1. خیره شدن به گوشت موجود در قصابی‌ها که به علت ثابت ماندن عضله‌های چشم؛ شدیدا برای بینایی خطرناک است. 

2. پخش تبلیغات رب و روغن و برنج که در این تبلیغ‌ها بیشتر تاکید بر گوشت‌های لذیذ است تا رب و روغن و باعث نزدیک شدن مردم به تلویزیون می‌شود تا در غیر از خواب هم بتوانند این غذاها را ببیند و همه از کودکی یاد گرفته‌ایم که نزدیک شدن به تلویزیون برای بینایی مضر است.

3) در مهمانی‌ها و به خصوص عروسی‌ها؛ صاحب مجلس با هزاران قرض و قسط چندین نوع کباب و خورشت و ... مهیا می‌کند. و فکر می‌کنید هدف از این کار چیست؟ خوشحال کردن عروس و داماد؟ شاد کردن دل فامیل؟ سیر کردن یک عده گرسنه؟ خیر؛ هدف این کار چیزی نیست جز درآوردن چشم فک و فامیل؛ یعنی حمله علنی به چشم.

 

سند برد استقلال مقابل بارسلونا کشف شد

فتح الله زاده (مدیر عامل سابق باشگاه استقلال) ادعا کرده که در زمان‌های قدیم (حول و حوش سال1345 ) استقلال 8 بر صفر پرسپولیس را سوراخ سوراخ کرده است. در از قضا علی جباری (پیشکسوت استقلال) هم این موضوع را تایید کرد و خیلی زود چند صفحه روزنامه هم از آرشیوهای ناکجاآباد بیرون آمد که حکایت از همین ماجرا داشت.

البته کسانی که این سندها را ساختند یادشان نبوده که سال 1345 ورزشگاه شهید شیرودی وجود نداشته و کلی سوتی دیگر. خلاصه ما هم دست به کار شدیم و سایر اسناد بردهای تاریخی استقلالی‌ها  را که گویا در جیب بغل کت آقای فتح الله زاده و در گنجه، خانه مادربزرگ ایشان بوده است، یافتیم که به شرح زیر بود.

1. برد 5-1 استقلال مقابل بارسلونا! این بازی از سری مسابقات لیگ پارس و زمان حکومت هخامنشیان که اسپانیا جزوی از خاک ایران بوده برگزار شده است.

2. قهرمانی استقلالی در جام باشگاه‌های جهان در سال 2024! احتمالا این سند توسط غول چراغ نفتی به گنجه خانه مادر بزرگ فتح الله زاده منتقل شده است.

3. حتی سندی هم وجود دارد که مشخص می‌کند رئال مادرید در واقع تیم ب استقلال (همان تاج) در سال 1340 بوده است که با قراردادی ننگین (در حد ترکمان چای!) پس از جنگ جهانی به اسپانیا داده شده است.

 

 

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٦/٢٥
٠
٠
ننویسم خرشت بنویسیم خورشت/ننویسیم محیا بنویسیم مهیا/
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
باورکنید من املام خوبه!!
مشکات
مشکات
٩٤/٠٦/٢٥
٠
٠
بند سوم واقعا بامزه بود. راستی *موذی!
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
سپاس و ببخشید بابت غلط های املایی
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
عالی بود^_________^
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
ازین ورا؟ راه گم کردین؟؟ :))
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
:دی
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
خداقوت
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
متشکرم:)
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
من قسمت آخر رو حاصل ناراحتی یک پرس پول لیسی می ذارم و ازش رد میشم :))) خخخخ
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
فعلا که اس تق لالی ها شدیدا 6تا بهشون فشار آورده و هر کار کردنم با 4 تا نتونستن خودشون رو دلداری بدن:))
elnazi
elnazi
٩٤/٠٧/١٤
٠
٠
ب این 6تا و4 تا کاری ندارم...مهم آسیاس....آرزوی پرس پول لیسی ها:)))))))))))))))))))))))))))
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
کاش به خودمان بیاییم

پیش به سوی نابودی

٩٥/١٢/٠٨
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
من هم یکی از آن 99 نفر هستم!

مجلس تحریم یا مجلس ترحیم؟

٩٥/١٢/٠٧
شعری سروده خودم

تهدید نکن

٩٥/١٢/٠٤
تبلیغات
تبلیغات