اسمش را می‌گذارم رفیق نه دوست

اسمش را می‌گذارم رفیق نه دوست

نویسنده : _bidar_

خلاصه شده‌ایم توی احوالپرسی‌های دو، سه کلمه‌ای و تمام. سلام چطوری‌هایی که پشت دنیای مجازی‌مان معلوم نیست واقعا خوبیم یا نه! یک نقاب به صورت‌مان زده‌ایم با یک سری شکلک‌هایی که احساس‌مان پشتش پنهان است. دنیای مجازی‌ای که جای خیلی از حقیقی‌هایی را که بود، گرفت. جای خیلی از حقیقت‌ها را. راستش را بخواهید این دنیای مجازی خیلی هم نامرد است. قاتل حقیقی‌ها شاید.

دوست و رفیق؛ همیشه فرق قائل بوده‌ام بین‌شان. رفیق مقدس‌تر ‌بود، ناب بود، ماندگارتر بود، همیشه هم بود. مطمئن بودی راه قلبت را یاد گرفته، تمام تو را می‌داند و هیچ نگرانی‌ای نداری. می‌دانستی کسی هست که وقتی داغان‌ترین و بدترین حال عالم و آدم را داری، دستت بی‌وقفه روی شماره‌ی او می‌رود و هر وقت بخواهی می‌توانی با او صحبت کنی! در غصه‌هایت هم با تو شریک است، نه فقط خوشی‌ها و شادی‌ها. نگرانت می‌شود، کسی که می‌توانی برایش بنویسی که چقدر دلت گرفته، راحت باشی و خود خودت. می‌توانستی بی هیچ سرزنشی بغلش گریه کنی، رفاقت این چیزها را داشت. ولی دوستی نه؛ توی دوستی باید هی مراقب حد و مرزهایی بودی. که یک وقت ناراحت نشود، به دل نگیرد و این چیزها! ولی رفاقت این حرف‌ها را نداشت. یکی از بدی‌های مجازی شدن همین بود! رفاقت‌ها را تبدیل کرد به دوستی‌های معمولی .

برایش نوشته بودم، دلم برات تنگ شده بی‌معرفت، اما دستم نرفت روی کلمه send برای تنها رفیقی کi داشتم! دیشب تا صبح به این فکرکردم که اصلا چطور یک رفاقت ‌می‌شود یک دوستی معمولی؟

برای تنها رفیقی که داشتم و حالا نمی‌دانستم هنوز رفیقیم یا دوست .

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/٢٨
١
٠
خیلی عالی، موضوع بی نقص و پر محتوا! چند باری مرور شده بود و حتی نیم فاصله ها هم رعایت شده بود، اما «کi » آخرش فرار کرد از دستتون ؛) یهو رفت روی کنترل-شیفت! ؛)// رفاقت‌ها را تبدیل کرد به دوستی‌های معمولی!// خیلی عالی بود، سلامت باشید و قلم بزنید :-)
bidar_am
bidar_am
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
لطف دارید .. «کi » رو من درست نوشته بودم .فکرکنم بعد از ویراستاری اینطوری شده.همونطور که داغون شده داغان . بازهم ممنون :)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
خواهش می کنم، داغان درسته، اونجوری به صورت محاوره س، سایتم که متون محاوره رو تبدیل می کنه، موفق باشید!
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
موافقم.دنیای مجازی توش رفاقت نیست.فقط دوستی ست.
bidar_am
bidar_am
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
دنیای مجازی ازاسمش مشخصه که فقط یه چیز مجـازیه.
elnazi
elnazi
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
واقعیت... سکوت....
bidar_am
bidar_am
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
:)
admincheh
admincheh
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
دست روی موضوع خیلی مهمی گذاشتین که واقعا این روزا یه آسیب شده و واقعا وقتی به این فکر می کنی چند سال دیگه قراره کجا رفیق و فامیلت رو ببینی تو این درگیری های مجازی واقعا به جوابی نمی رسی . کاش قبل از اتفاق افتادن یک گسل بزرگ به فکر علاج باشیم !
bidar_am
bidar_am
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
بدتر از آسیب شاید .. به جای علاج اینروزا همه دارن بیشتر بهش عادت میکنن .. !
راتا
راتا
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
زیبانوشتید:)
bidar_am
bidar_am
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
سلامت باشید !
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
سلآم ؛ درست میگین....وقتی یه حرکت پویا جاشو میده به یه ایستایی مطلق...خیلی چیزا بهم میریزه...ان شالله که برگردیم به روزایی که رفاقتامون نمود قشنگ تری داشت :)
bidar_am
bidar_am
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
ان شـاءالله که بتونیم !
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
واووو خیلی خوب بود یاد خودم و دوستم افتادم!!!
bidar_am
bidar_am
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
ممنونم !!
va_nahaie
va_nahaie
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
متن ملموسی و خیلی خوبی بود ... دوستش داشتم ☺
bidar_am
bidar_am
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
شما لطف دارید بانو ..مرسی ازتون.
دلگیر
دلگیر
٩٥/٠٩/٢١
٠
٠
خیلی این متنم زیبا نوشتی لذت میبرم از خوندن نوشته هات همیشه بنویس باش؟
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
تبلیغات
تبلیغات