یقین دارم تو هم من را تجسم می‌کنی گاهی / شعر

یقین دارم تو هم من را تجسم می‌کنی گاهی / شعر

نویسنده : REZA_ZDR

یقین دارم تو هم من را تجسم می‌کنی گاهی

به خلوت با خیال من تکلم می‌کنی گاهی

هر آن لحظه که پیدا می‌شوی از دور مثل من

به ناگه دست و پای خویش را گم می‌کنی گاهی

دلم پر می‌شود از اشتیاق و خواهشی شیرین

در آن لحظه که نامم را ترنم می‌کنی گاهی

همه شعر و غزل‌های پر احساس مرا با شوق

تو می‌خواهی و زیر لب تبسم می‌کنی گاهی

تو هم مانند من لبریزی از شور جنون عشق

یقین دارم تو هم من را تجسم می‌کنی گاهی...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
خیلی قشنگ بود..شما گفته بودین؟من ک اصن استعداد ندارم..مرسی:)
REZA_ZDR
REZA_ZDR
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
ممنون ... آره گاهی وقتا یه قلمی می زنیم .... بازم تشکر
aassak13
aassak13
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
هییییییییییییییییی
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
یقین دارم توهم من را تجسم میکنی گاهی ....:(خداکنه
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٦/٢٧
٠
٠
:(((((((
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/٢٧
٠
٠
سلام دوست گرامیم:زیبابود.لذت بردم.همواره سلامت وشادکام باشید
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/٢٧
٠
٠
سلام؛ بسیار عالی بود. اذت بردم، مرسی :)
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٤/٠٦/٢٧
٠
٠
سلآم ؛ بله؟! گاهي بساط عيش خودش جور ميشود/گاهي دگر تهيه بدستور ميشود/گه جور ميشود خود آن بي مقدمه/گه با دو صد مقدمه ناجور ميشود؟! زیبا بود.تشکر :, )
shekoofeh-r
shekoofeh-r
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
بسیار بسیار زیبا:)
REZA_ZDR
REZA_ZDR
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
مرسی
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
تبلیغات
تبلیغات