عشق زیر روسری!
معرفی کتاب

عشق زیر روسری!

نویسنده : حامد نادری راد

عشق زیر روسری داستان سفر دراز «شلینا» برای رسیدن به عشق است، بدون این‌که کم بیاورد و روسری‌اش (بخوانید مسلمانی‌اش) پس معرکه بماند یا این‌که بی‌خیال عشق شود. عشق و شلینا مسیر درازی را همراه هم طی می‌کنند. از خواستگاری‌های سنتی، پیدا نشدن همسر مناسب، ناامید‌ شدن همسریاب‌ها، نگرانی خانواده از مجرد ماندن دخترشان تا بلندی‌های قله کلیمانجاور، خواستگاری دختر از پسر و جواب رد شنیدن و حتی خرد شدن عاطفه و احساسات. شلینا تمامی این اتفاقات را برای رسیدن به عشق، همسر مطلوب و کامل شدن طی می‌کند. عشقی که در انتهای این سفر پر فراز و نشیب پیدایش می‌شود.

 

چرا بخوانیم؟

روایتی که «شلینا زهرا جان محمد» نویسنده کتاب از جستجوی شگفت انگیزش در راه پیدا کردن عشق می‌کند، بسیار بی پیرایش، ساده و روان است. کتاب در بستر فرهنگ کشور بریتانیا با الهام از تمدن شرقی (به علت اصالت هندی نویسنده و خانواده‌اش) روایت می‌شود ولی در کمال تعجب به فرهنگ سنتی ایرانی بسیار شباهت دارد. این کتاب هم نگاهی لطیف و عمیق به احساسات یک زن مسلمان متولد غرب را به خوبی نشان می‌دهد و هم در بستر روایت عاشقانه‌اش، بسیاری از تعالیم اسلامی مرتبط با عفاف و پوشش و فلسفه برخی از رفتار‌های اسلامی را به زبانی ساده توضیح می‌دهد.

 

چه کسانی بخوانند؟

اگر قصد دارید به شیوه‌ای سنتی ازدواج کنید، یا دوست دارید در مورد زندگی مسلمان‌هایی که در کشور‌های اسلامی زندگی نمی‌کنند، بدانید این کتاب پیشنهاد خوبی است. از نظر رده سنی کتاب می‌تواند برای سنین بین 16 تا 30 سال مناسب باشد.

 

برش‌هایی از کتاب

** قهوه می‌خوردیم و بدون هدف خاصی درباره‌ی کار، مسجدها، ادبیات، هنر، تعطیلات و غذا صحبت می‌کردیم. بعد در یک لحظه سکوت، وقتی قهوه‌مان را خورده بودیم، به او گفتم: «دوستت دارم»

چشم‌هایش را کنجکاوانه روی من لوچ کرد.

«فقط فکر کردم باید بهت بگویم، می دانی ....» به لکنت افتادم، مطمئن بودم باید چه بگویم. به خودم گفتم: «شجاع باش! اصلِ کار را کردی.»

« و نمی دانستم که ...» خودم را باختم و نتوانستم مستقیما بپرسم که او هم مرا دوست دارد یا نه. صدایم در آن لحظه ته کشید و رفت مرخصی. موفق شدم قارقاری بکنم: « نمی دانستم نظر تو چست؟»

...

** زیر حجاب‌های ماتِ زنان مسلمان دل‌هایی تپنده هست و رویاهایی از عشق. پندارهایی آکنده از حکایت‌های پریان و شاهزاده‌ها و خوشبختی‌ای که خواهد آمد. نهفته در پس سرتیتر‌های غالباً گمراه‌کننده درباره‌ی ترور و تبهکاری، که گفته می شود به خاطر اسلام است، مسلمان‌ها را پیدا می‌کنی: مردمی معمولی و عادی که همه‌شان چیزی را دارند که به بشر تعالی می‌بخشد و بُعد بَرینِ درونِ آن‌ها را به زندگی‌های خاکی‌شان پیوند می‌دهد؛ چیزی که به آن عشق می‌گویند.

...

** پرسه زدن در میان پروفایل‌ها به نحو غافلگیر‌کننده‌ای اعتیادآور بود. این یکی را می خوانم، بعد دیگری را، بیشتر، فقط یکی دیگر، باز هم فقط یکی دیگر. من «لحظه‌ی روشن» را تجربه کردم؛ آنجا دریایی از مردانِ مسلمانِ مجرد وجود داشت! ولی آن‌ها چه جور مردهایی بودند؟ آیا مشکلی داشتند که با اینترنت دنبالِ زن می‌گشتند؟ اگر می‌خواستم اطلاعات خودم را روی این سایت زناشویی بگذارم دو حالت وجود داشت: من مشکلی نداشتم، بنابراین آن‌ها نباید مشکلی نداشته باشند؛ یا آن‌ها خیلی غیر عادی بودند و مشکلی داشتند، من هم همینطور. تردید را به نفعِ خودم کنار گذاشتم و فرض کردم همه مشکلی ندارند. این منطقی‌ترین تحلیل در قبالِ تردیدم بود.

=========

عنوان: عشق زیر روسری

نویسنده: شلینا زهرا جان محمد

مترجم: محسن بدره

نشر: آرما

قیمت: 13 هزار تومان

صفحات: 336

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
سلام عرض می کنم خدمت شما؛ از توصیفات شما معلومه که کتاب بسیار خوبیه، بابت زحماتی که می کشید سپاسگزارم.
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٦/٢٤
٠
٠
البته بسیار به خواننده اش بستگی داره؛ اگر هدفی برای دونستن بیشتر از عشق دارید کتاب خوبیه، وگرنه حتما دلتون رو می زنه
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
کاش جلدش شبیه روسری بود... البته اینم قشنگه :)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
سلام ... جلد اگر روسري مي‌بود به حجاب ارتباط داده مي‌شد ولي با طرح اسليمي كه در زمينه كتاب آمده مساماني رنگ گرفته تا نظريه حجاب
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٦/٢٤
٠
٠
به نظرم همین طرح جلد جالبش باعث میشه آدم جذبش بشه؛ حداقل در نگاه اول فکر می کنه طرح جلد پارچه ای هست و دوس داری لمسش کنی. البته کتاب در اصل دو تا طرح جلد داره
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
سلام ... توصيفي زيبا داشتيد الان سفارش مي‌دهم مرسي
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٦/٢٤
٠
٠
چقدر خوب که باعث شدم کسی «کتاب» بخره :)
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
:) ممنون ، همین که بهش می رسه جای خوشحالی هست :)
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٦/٢٤
٠
٠
ولی واقعا آخرهای داستان آدم ناامید میشه
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
اعتراف می کنم وقتی این کتاب رو خوندم تا چند وقت تحت تاثیرش بودم. راهی که شلینا رفت شبیه به راه خیلی های دیگه است و اینکه همزاد پنداری با شلینا اصلا برای یکی مثل من سخت نیست ولی با این تفاوت که اون خیلی ها در این راه سر خورده شدن ولی شلینا آخر به اون چیزی که می خواست رسید. پس اصلا بعید نیست با یک حس حسرت نسبت به شلینا بگم این کتاب به درد متاهل ها می خوره که خودم هم باهاش موافق نیستم.
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٦/٢٤
٠
٠
خوب پس اون نکته ب درد متأهل ها می خوره به خاطر پایان داستانه و نه خود کتاب و نتیجه گیری اش
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٤/٠٦/٢٤
٠
٠
امیدوارم که هرچی زودتر بخونمش:)از قسمت چرا بخوانیمش مشتاق شدم به مطالعش...تشکرات آقای نادری:)))
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٦/٢٤
٠
٠
خدا رو شکر؛ حالا جذب قسمت عاشقانه اش (عشق) شدید یا قسمت اسلامی اش (روسری)؟
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٤/٠٦/٢٤
٠
٠
دوتاییش...کلا من رمانای عاشقانه+کتابایی که درباره فلسفه یه چیزی خصوصا موضوعات دینی توضیح داده خوشم میاد!حالا این کتاب که به گفته شما روون هم هست:)
v-qavam
v-qavam
٩٤/٠٦/٢٤
٠
٠
عمیقا اعتقاد دارم که زندگی هر کدوم از ماها اگه بتونیم خیلی خوب و خوش فرم روی قلم پیاده کنیم کتاب های خیلی خیلی خوب و دوست داشتنی ای میشه:) در مورد این کتاب و برداشتی که از معرفیش داشتم این بود که این خانوم در بیشتر مواقع ترس و تردید رو بی خیال میشده و کاری که می خواسته انجام بده رو انجام میداده
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٦/٢٤
٠
٠
اعتقاد خوبیه؛ الزاما در مورد زندگی نویسنده اینطوری نبود. البته یک ویژگی مهمی که داشت این بود که خانواده اش تا آخر پشتش بودند. حتی وقتی که سنش خیلی بالا رفته بود. توی خود کتاب میگه که دوستام اینطوری نبودند و خیلی سختی می کشیدند.
مریم نیک پور
مریم نیک پور
٩٤/٠٦/٢٤
٠
٠
الان در حال خوندن این کتابم بین خودمون باشه با توسیه ای که اخیرا بهم کردید میخاستم براش معرفی نامه بنویسم!یک جون از کتاب خریدن باز میدارین خخ
مریم نیک پور
مریم نیک پور
٩٤/٠٦/٢٤
٠
٠
*معرفی کتاب
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٦/٢٥
٠
٠
هیچ وقت قبل از خوندن کامل یک کتاب واسش معرفی ننویسید
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/٠٦/٢٥
٠
٠
توسیه؟؟ من: :| توصیه: :| / جون؟؟ جوون: :|
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/٠٦/٢٤
٠
٠
موضو کتاب جدید و متفاوته؛ با این حال بنظرم ترجمه اون یه جوریه؛ البته اینو با توجه به بریده هایی که آوردین میگم؛ اگه کتابخونه محله یا دانشگاه داشت میخونم؛ ممنون
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٦/٢٥
٠
٠
ترجمه به نظرم روان بود. قلم نویسنده ها هم حفظ شده بود.
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/٠٦/٢٤
٠
٠
چند وقت قبل توی یک سایت دیگه هم تعریفشو زیاد شنیدم:) در اولین فرصت میرم دنبالش:) ممنونم
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٦/٢٥
٠
٠
به صورت اینترنتی هم میشه سفارش داد
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/٠٦/٢٥
٠
٠
آقای نادری عکس آواتارتون شبیه عکس مجید خسروانجمه! من هی می گفتم این عکسو یه جایی دیدم! الان یادم اومد!! حافظه که نیست ماشالا!! :)))
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٦/٢٥
٠
٠
شبیه بودن به استاد خسروانجم هم باعث افتخار است
translator
translator
٩٤/٠٦/٢٥
٠
٠
بح بح چه زیبا پس حتما گیرش بیارم . برای شبیه بودن به فرهنگ ایران بخاطر اینه که تقریبا یه جورایی ایران و هند به هم مرتبطن از یه نظرایی همین جهیزیه هم از فرهنگ هند اومده به ایران .
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
توی کتاب خونه پاتوق هست. می تونید امانت بگیرید
دختر چادری
دختر چادری
٩٤/٠٧/٠٩
٠
٠
حتما ميريم دنبالش عالي بود تچكر :)
زیتون
زیتون
٩٤/٠٧/٢٥
٠
٠
آفرین به شما مبلغ فرهنگی کتاب
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/٠٨/٠٦
٠
٠
این کتاب عالیه ...
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٤/١١/١٦
٠
٠
بسیار عالی ممنون از پیشنهاد خوب تون:))
پربازدیدتریـــن ها
مثل دختر انار

آرايش غليظ

٩٦/٠٥/٢٦
به کی جز خدا پناه می بری؟

جهل چه آهسته می آید

٩٦/٠٥/٢٦
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

چقدر حرف زدم!

٩٦/٠٥/٢٦
نمی دانم باید خوشحال باشم یا ناراحت؟

توحش ناشی از بی‌ پولی

٩٦/٠٥/٢٩
فنجان چای

ایهام

٩٦/٠٥/٢٨
کوچه تان خالی از آن ها مباد!

معصوم نیوز

٩٦/٠٥/٢٨
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
همین برایم کافیست

نشانه عاشقی

٩٦/٠٥/٢٨
خرده شیشه دارند

ارتباط دوستی و آینه های قدی

٩٦/٠٥/٢٦
حس خوب شعر

شاعرانه ها

٩٦/٠٥/٢٥
کجای دنیا را قرار است بگیریم؟

قدرتی به نام عرف

٩٦/٠٥/٣٠
راس ساعت 8

تردید

٩٦/٠٥/٢٤
صدای نفس هایمان را می شنیدیم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت دوم

٩٦/٠٥/٣١
چند خطی برای خاتونم...

تفاوت شخصيت

٩٦/٠٥/٣٠
چند خطی برای امام مهربانی ها

تو هدیه امام خوبم هستی!

٩٦/٠٥/٢٥
نمی‌دانم مرا چه شده است؟

آگه بخوان...

٩٦/٠٥/٢٥
شعری سروده خودم

پلک بزن

٩٦/٠٥/٢٨
تبلیغات