«قاف» را بخوان محمد رسول‌الله (ص) را ببین

«قاف» را بخوان محمد رسول‌الله (ص) را ببین

نویسنده : وبگردی

خبر واضح بود. کتاب «قاف» منتشر شد. بازخوانی زندگی آخرین پیامبر(ص) از سه متن کهن، زیر عنوانی بود که برای آخرین اثر یاسین حجازی انتخاب شده و قرار بود که راهی بازار کتاب شود.

چند خطی از متن کتاب دست به دست در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی می‌چرخید و همین چند خط من را سخت مشتاق کرده بود تا زودتر کتاب را دست بگیرم و بتوانم در لذت وافر بازخوانی زندگی رسول مهربانی و رحمت غرق شوم.

«قاف» بازخوانی زندگی پیامبر اسلامی(ص) از ولادت تا رحلت ایشان با ویرایش یاسین حجازی از متن سه کتاب کهن به نام‌های تفسیر سورآبادی، سیرت رسول الله و  شرف النبی است که انتشارات شهرستان ادب آن را منتشر کرده است.

کتاب بالاخره به دستم رسید و در همان اولین برخورد من را حیرت زده کرد. کتابی که در اولین برخورد هر بیننده‌ای را وادار خواهد کرد که سر تعظیم در برابر آن فرود بیاورد و با خود بگوید این کتاب، شایسته شانیت و جایگاه پیغمبر رسالت‌مأب است و در دل به تولید کننده و نویسنده آن دست مریزاد می‌گوید.

طرح جلد این کتاب اولین محل مواجهه خواننده با کتاب است. جلدی فاخر و ارزشمند که بر فخامت کتابی درباره پیامبر اعظم (ص) می‌افزاید و بیننده را مجذوب خود می‌کند. طراحی خلاقانه و چشم‌نواز این کتاب موجب شد برای مدتی فقط به جلد خیره شوم و آن را بالا و پایین کنم و بر ظرافت و زیبایی آن بیشتر خیره شوم و از زیبایی آن حظ ببرم.

با توجه به تعداد صفحات کتاب که بیش از یک هزار و صد صفحه است جنس موادی که برای جلد آن به کار رفته تا دوام و استحکام کتاب را بالا ببرد قابل توجه است تا کتاب در اولین باز و بسته شدن آسیب نبیند. همچنین صحافی آن نیز برای نگه‌داشتن جلد خوب و صفحات ارزشمند این کتاب در خور توجه بوده و تمام این‌ها موجب بالا رفتن ارزش این کتاب شده است.

حجازی که پیش از این در کتاب «آه» خود واقعه کربلا و عاشورای حسینی را بازخوانی کرده بود در این جا نیز دست به ویرایش زندگی آخرین فرستاده الهی برای هدایت بشریت، زده و این بار دست خواننده را گرفته و با خود به قله «قاف» می‌برد.

متن این کتاب کهن بوده و از همین حیث این کتاب را با سیار کتب دیگر متفاوت و متمایز می‌کند و خواننده را در یک تجربه متفاوت از خواندن قرار می‌دهد. حجازی در این اثر متن متشخصی را به خواننده پیشنهاد داده است.

البته نویسنده به فکر خواننده کتاب نیز بوده و در انتهای کتاب واژه‌نامه‌ای از لغات و واژگان دشوار را برای خواننده آورده تا بتواند هم از لذت خواندن متن بهره ببرد و هم معنای واژگان کهن را متوجه شود.

از این جهت گفته می‌شود متن «قاف» متشخص است زیرا احیای واژه‌هایی که در دسترس عامه نیست در این کتاب  روی داده و این نکته سبب تشخص زبان کتاب می‌شود. نحوه قرار گرفتن متن در صفحات به گونه‌ای است که دست خواننده را برای نوشتن حاشیه و دل‌نوشته باز می‌گذارد و حاشیه سفید کتاب در بالا، پایین و اطراف صفحه قابل اعتنا است.

«دیوان بهراسیدند که چه افتاد.

ابلیس در جزیرۀ دریا بر تخت بلرزید و تختش نگوسار شد و ویِ از تخت درافتاد و بانگی بکرد. پس فریاد می‌کرد چنان که همه دیوان ِروی زمین بشنیدند و روی به وی نهادند. چهل روز تخت ِوی نگوسار بود. لرزه بر همه دیوان افتاد.

دیوان ِسَتنبه گفتند: «چه کنیم؟ چه افتاده است؟»

ابلیس گفت: «بزاد آن کس که از بهر ِوی مرا سجود آدم فرمودند! بزاد آن کس که به ســبب َوی مــرا مَلعَنت کردند! بــزاد آن کس که به ِســبب وی بدیــن روز افتاده‌ام! بزاد آن کس که کَونَیــن و عالَمین برای او آفریده‌اند...»

در مجموع کتاب «قاف» یاسین حجازی اثری متشخص و ارزشمند است که انتشارات موسسه شهرستان ادب آن را منتشر کرده که علاقه‌مندان می‌توانند آن را از کتاب‌فروشی‌ها تهیه کنند.

در پایان به همه تولید کنندگان و دست اندرکاران طبع و نشر این کتاب تنها می‌توان گفت: «اجرتان با رسول‌الله (ص)».

حسام آبنوس

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٦/٢٤
٠
٠
من خریدمش؛ همه چیزش عالیه جز قیمتش که 40 هزار تومنه!
Elham_n
Elham_n
٩٤/٠٦/٢٤
٠
٠
راستی چرا قیمت کتاب این همه گران
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/٠٦/٢٤
٠
٠
تلاش دارم سوادم به اندازه ی فهم لغاتش برسه و سپس بخوانم.. ممنون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/٢٤
٠
٠
سلام متشکرم ازمطلب.کامیارباشید
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

زیر باران خنده با چشمان گریان ساده بود

٩٥/١١/٢٥
تا آن روز چقدر فاصله داریم؟

در حکومت امام زمان

٩٥/١١/٢٥
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
حیف شد

حیاط خانه ی مادرجون

٩٥/١١/٢٦
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
حالا نوبت من بود

نامه ای به خدا

٩٥/١١/٢٧
گاهی از پنجره بیرون را نگاه کن

به دنیا آمدیم تا به هم کمک کنیم

٩٥/١١/٢٧
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت دوم

٩٥/١١/٢٧
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
آمده بودم بنویسم...

دو دقیقه حواستان را به من بدهید لطفا

٩٥/١١/٢٦
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
از تو ممنونم

خدایی باش

٩٥/١١/٢٥
از عکس های پی در پی تا شاخ های اینستاگرامی

زندگی به سبک اینستاگرام

٩٥/١١/٢٥
من متخصص هستم!

راه اشتباهی

٩٥/١١/٢٧
باید به روایت‌ها چون حکایت‌ها احترام گذاشت؟

حکایت اندر روایت

٩٥/١١/٢٦
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
حرف هایی که شبیه دروغ هستند

واقعیت های دروغ نما

٩٥/١١/٢٦
تبلیغات
تبلیغات