ای نرگسِ‌ زهرا بیا / شعر

ای نرگسِ‌ زهرا بیا / شعر

نویسنده : سلیمان حسنی

ای‌ ساقیِ‌ لب‌ تشنه‌ها 

خشکیده کامِ ما بیا 

جامی زِ می ‌ای ‌آشنا 

پُر کُن ‌زِ عشق‌ و از صفا 

ای نرگسِ‌ زهرا بیا 

ما تشنه‌ی مهرِتوئیم 

هر لحظه ‌در فکرِ توئیم 

مشغول ‌در شعرِ توئیم 

رحمی‌ نما بر حالِ ‌ما 

ای نرگسِ‌ زهرا بیا 

روزم ‌شده ‌شامِ‌ سیه 

شد روزگارم پُر گُنَه 

گُم ‌کرده‌ام ‌ای‌ داد٬ ره 

کُن آشنایم با خدا 

ای نرگسِ‌ زهرا بیا 

در این ‌جهانِ‌ پُر جدال 

گم کرده‌ام‌ راهِ‌ کمال 

با آن‌ شکوه ‌و آن‌ جلال 

بگذار پا بر دیده‌ها 

ای نرگسِ ‌زهرا٬ بیا 

در انتظارم با امید 

یک‌روزِ زیبا و سعید 

بر پشتِ ‌یک ‌اسبِ ‌سپید 

از رَه رسد آن دلربا 

ای نرگسِ زهرا٬ بیا 

ماهِ مُنیرِ فاطمه 

غرّان ‌چو شیرِ فاطمه 

جانم، امیرِ فاطمه 

عدلِ‌ علی ‌سازد به پا 

ای نرگسِ زهرا٬ بیا 

ای میوه‌یِ‌ جانِ‌ بتول 

سیمایِ‌ تو مثلِ‌ رسول 

بنما دعایم را قبول 

ای شافعِ روزِ جزا 

ای نرگسِ زهرا٬ بیا

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٧/١٨
٠
٠
سلام..درود برشما...احسنتم...
سلما
سلما
٩٤/٠٧/١٨
٠
٠
ای نرگس زهرا بیا ...واقعا دیگه ارزوی هممون شده این ....دستتون درد نکنه آقای حسنی
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٧/١٨
٠
٠
سلام آقای حسنی . خیلی زیبا بود . ممنون
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
سلآم؛ بسیار عالی...درود بر شما...لذت بردیم مرسی :)) امیدوارم که این بزرگوار روز جزا حواسش به ما روسیاهام باشه ...
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
خدا ایشالا کمک کنه ما هم بتونیم از انصار آقامون باشیم؛ مرسی از شعر قشنگتون
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
ای نرگس زهرا،بیا :))بسیار دل نشین:)
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١