صد سال به عقب برگردید!
گزارشی از یک روز همراهی با گروه «چهارباغ» و گشت‌وگذار و تاریخ کاوی در محله‌های قدیمی مشهد

صد سال به عقب برگردید!

نویسنده : سیده نعیمه زینبی

عکس: مهدی عسگری

بوی دیوارهای خشتی و نم سقف‌های چوبی حالی به حالی‌ام می‌کند. نقش و نگار کاشی‌های فیروزه‌ای و شیشه‌های رنگی پنجره‌ها‌ ذهنم را به سال‌های کودکی و خانه مادر بزرگ پرواز می‌دهد. در خاطراتم غرق شده‌ام که ناگهان با صدای راهنمای گروه به خودم می‌آیم. خودم را در مقابل در ورودی یک حمام قدیمی می‌بینم. قدیمی‌های محل یه آن حمام جهود‌ها می‌گویند، حمامی که سال‌ها قبل به دست یهودی‌های ساکن آن منطقه ساخته شده، درست در محله‌ای چسبیده به حرم امام رضا(ع)...

 

|| یک قرار و مدار ساده...

هر پنج‌شنبه محله‌ای را انتخاب می‌کنند که با خاطرات قدیمی شهر گره خورده است. از ابتدای کوچه قدم می‌زنند و با گذشته‌های مشهد همراه می‌شوند و در پایان کوچه با هم خداحافظی می‌کنند. ورق زدن خاطرات در آستانه فراموشی یک شهر به کام مشهدی‌هایی که تاریخ و هویت شهرشان را نمی‌شناسند؛ حسابی مزه می‌کند و می‌چسبد. پس از طریق اینستاگرام از قرارشان با خبر می‌شوم، در تلگرام با مدیر گروه هماهنگ می‌کنم و قرار می‌شود به آن‌ها بپیوندم. حالا من هم یکی از بروبچه‌های «چهار باغ» هستم و قصد دارم به دل تاریخ شهرم بروم.

 

|| و جیم پایش به هفتمین قرار چهارباغی‌ها باز می‌شود

قرار راس ساعت هشت، میدان بیت المقدس، روبروی کلانتری عیدگاه. از دور جمعی را می‌بینم که کنار کلانتری ایستاده‌اند و حدس می‌زنم که باید چهارباغی‌ها باشند. همه جور تیپ و فرهنگی لابلای چهارباغی‌ها پیدا می‌شود. بعضی با همسر آمده‌اند و بعضی با دوستان و بعضی کودکشان را در این مسیر با خود همراه کرده‌اند. ولی جالب‌تر از همه مادری است که با دو دختر جوانش بر سر این قرار آمده است تا مروری بر گذشته شهرش داشته باشد. چند دقیقه‌ای طول می‌کشد تا گروه جمع شوند. در ابتدای مسیر توضیح مختصری راجع به محله‌ای که قرار است وارد آن شویم داده می‌شود. محله‌ای که انتخاب شده «جدیدها» و «سرحوضان» است که در مشهد قدیم محل سکونت یهودی‌ها بوده است. 

بچه‌های گروه دوربین،گوشی، خودکار و کاغذ دستشان گرفته‌اند و صحبت‌های راهنمای گروه را ثبت و ضبط می‌کنند که مبادا نکته‌ای از قلم بیفتد. با شنیدن تاریخچه‌ای که از آن خبر نداشته‌ام حس گردشگری را دارم که تازه وارد یک شهر جدید شده است و چیزی از مردم آن شهر و دیار نمی‌داند. مردمی که در حال تردد هستند وقتی با گروهی روبرو می‌شوند که شبیه جهانگردهای خارجی ایستاده‌اند و بناهای قدیمی را با دقت رصد می‌کنند توجه‌شان جلب می‌شود.

 تا به حال به در و دیوار شهر با این دقت نگاه نکرده‌ام. سردرب‌هایی که منقوش به نام خدا هستند، پنجره‌های کوچک و چوبی، دیوارهای خشتی و چیزهایی از این دست که حالا به چشم خریدار به آن‌ها نگاه می‌کنی و هر‌کدام‌شان نشان از مردمی دارند که این‌جا روزگار گذرانده‌اند.

این که بدانی در چند قدمی حرم محله یهودی نشین مشهد بوده و دنبال ستاره‌های داوود در منازل و بازارهای‌شان باشی خیلی جالب و عجیب است. 

اولین بازدید گروه از «حمام اسلام» است که به دست یهودی‌ها ساخته شده و به حمام جهودها معروف بوده است. فضایی وسیع چند متر زیر زمین با سقف گنبدی و نورگیرهایی که نور را به داخل فرا می‌خوانند‌.

بعد از دیدن حمام به دو منزل قدیمی محمدی و غفوری می‌رویم‌. همین که سرت را خم می‌کنی و وارد خانه غفوری می‌شوی انگار چندین دهه عقب برگشته‌ای. سقف دوار ورودی و اتاق‌های کوچک دور تا دور حیاط در دو طبقه که پنجره‌هایشان رو به هم باز می‌شوند، خشت‌هایی که بوی گذشته می‌دهند و جالب این‌که اتاق‌ها خالی نیستند و میزبان زائرانند.

آخرین محلی که چهارباغی‌ها از آن دیدن می‌کنند سرای «عزیزالله‌اف» است که در سال 47 توسط روس‌ها ساخته شده و به بازار «عباس‌قلی‌خان» معروف است، بازاری شلوغ که از شیر مرغ تا جان آدمیزاد در آن پیدا می‌شود.

در پایان هم با هم عکس یادگاری می‌گیریم و از هم جدا می‌شویم تا قرار بعدی.

فکر نمی‌کردم دیدن یک محله قدیمی از شهری که سال‌هاست در آن زندگی می‌کنم، اینقدر تاثیرگذار باشد. انگار آرامشی که در زندگی قدیم جاری بوده است به روزم دمیده شده و پر از حس‌های خوب و دوست داشتنی شده.

 

|| یک قرار دوستانه و بس

«ما یک قرار علمی نیستم. ما یک قرار دوستانه ایم.» این جمله را مسعود نبی‌دوست با تاکید بسیار می‌گوید. او از تجربه چهار ساله‌اش در زمینه تاریخ شفاهی مشهد استفاده کرده و با کمک دوستانش گروه چهارباغ را تشکیل داده و حالا راوی کوچه پس کوچه‌های قدیمی شهر مشهد شده است.

+ «چهار باغ» چطور پا گرفت؟

- در تخریب مهدیه حاج‌آقا عابدزاده پستی در اینستاگرام گذاشتم. تصویر یک خانه تاریخی تا عکس‌العمل را ببینم و بفهمم چقدر می‌شود مردم را پای کار آورد. همان روز  پیام‌ها در تلگرام به من شروع شد و پنج‌شنبه همان هفته اولین قرار را با حدود چهل نفر اجرا کردیم و حدود دویست نفر طی دو روز عضو گروه ما شدند. دو نفر از دوستانم خیلی به بنده کمک می‌کنند و برنامه حاصل کار جمعی است و کسانی که در برنامه‌ها شرکت می‌کنند هم در پاگرفتن این ایده نقش دارند.

+ چه هدفی پشت چهارباغ وجود دارد؟

- ما با نگاه سرگرمی جلو رفتیم. داستان مشهدگردی ما در چهار باغ این است که ما شما را صد سال به عقب بر می‌گردانیم. ما می‌خواهیم توی محله‌ها بگردیم و باز‌مانده‌های تاریخی را پیدا کنیم. کاشی که صد سال مانده یا آدمی که نود ساله است و تاریخ شهر را می‌داند،  این‌ها را پیدا می‌کنیم. چهار باغ دو هدف دارد: اطلاع‌رسانی و آگاهی بخشی در حوزه تاریخ مشهد و دوم جلوگیری از تخریب خانه‌های تاریخی مشهد با کمک مردمی که مخاطب فعال تاریخ مشهد می‌شوند. 

+ شما وابسته به چه نهادی هستند؟

- ما یک گروه مستقل هسیم و به هیچ نهاد دولتی وابسته نیستیم. یک نهاد دولتی 10 بار با ما تماس گرفته و 9 بار آن را کنسل کرده است. نهادهای متولی، تاریخ شفاهی مشهد را نمی‌دانند و چهره‌های مشهد را نمی‌شناسند و نتوانسته‌اند این کار را خوب به انجام برسانند.

+کدام محله توجه شما را بیشتر به خودش جلب کرده است؟

- یکی از قرارهایمان در تَپُل محله بود. این محله در کتب تاریخی آمده است. محله تخریب شده ولی ما یکی از قدیمی‌های محل را بردیم و خواستیم راجع به محله صحبت کند. آن پیر داستان‌های محله را برایمان تعریف  کرد و به شدت استقبال شد. در دهه سی، دو هواپیما در تپل محله با هم برخورد کردند و آدم‌هایی هستند که هنوز از آن ماجرا خاطره دارند. مردم تپل محله به شدت عاشق آن‌جا هستند و می‌گویند تا وقتی تپل محله را  تخریب نکنند ما از این جا نمی‌رویم و نکته جالب‌تر این‌که کوچه‌های آنجا به نام اهالی محله است مثلا کوچه نائب علی اکبرکه فرد بزرگی در آن محل بوده و نوه‌های آن فرد در همان کوچه زندگی می‌کنند. 

+ اگر می‌شود کمی بیشتر از ماجراهای جالبی که در گروه داشتید بگویید؟

- یکی از چهارباغی‌ها جهانگرد است. به کشورهای مختلفی سفر کرده. به من پیام داد که من دفترچه‌ای دارم که در آن می‌نویسم، اسم هر کوچه و خیابان کشورهای مختلف برای چه گذاشته شده است. امروز از خودم خجالت کشیدم که نمی‌دانستم کوچه‌ای به نام پنجه در مشهد هست که قدیمی‌ها اعتقاد دارند اثر پنجه امام رضا(ع) در این کوچه هست.

در قرار پنجم در محله سرشور محکمه دکتر شیخ رفتیم .بعد از آن‌جا بنای حسنی حاجاقای عابدزاده رفتیم. این یک قرار معمولی به نظر ما بود ولی استقبال ویژه‌ای از آن شد. تعجب کرده بودم. دوستی گفت که به نظر من نفس گرم دکتر شیخ و حاجاقای عابدزاده در این برنامه حضور  داشت. شنیدن این صحبت از یک  مخاطب معمولی خیلی جالب بود.

و بعضی مسئولین عالی‌رتبه درخواست داده‌اند که با شخصیت حقیقی‌شان در این برنامه حضور داشته باشند و این هم برایم جالب است.

+ برنامه‌تان برای آینده چهارباغ چیست؟

- یکی از برنامه‌ها برای فاز دوم این است که روی مناسبت‌های تاریخی مشهد کار کنیم و می‌خواهیم چهره‌های محبوب مشهد را به این برنامه اضافه کنیم. مثلا آقای عامل گزارشگر محبوب کشتی که چهار راه عامل به نام پدرشان هست قصه‌شان را برایمان تعریف کنند. برنامه ما 48 هفته تعریف شده است که هر ده قرار یک فاز است. 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/٠٦/٢٢
٠
٠
سلام خيلی ممنون از اين گزارشتون . قطعا هر چيزی قديمش آرامش بخش ِ چون پر از خاطراست.
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/٠٦/٢٢
٠
٠
عکسهای زیبای این گزارش توسط آقای مهدی عسگری گرفته شده که متاسفانه من به خاطر مشغله فراموش کردم و نامشون رو در گزارش ذکر نکردم. تصویر خودشون هم تو عکس آخری با کیف دوربین کاملا مشخصه. ازشون ممنونم به خاطر عکس های خوبشون.
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/٠٦/٢٢
٠
٠
ممنونم از شما:) واقعا پنج شنبه من یک روز خوب شد به لطف دوستان چهار باغی . یک روز پر از حس های خوب و آرامش بخش..
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/٠٦/٢٢
٠
٠
سال مربوط به سرای عزیز الله اف هم 1247 است که جدود 90 سال پیش میشه.
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/٠٦/٢٢
٠
٠
چقدر جالب و حیف که دیر با اون گروه آشنا شدم:(
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/٠٦/٢٢
٠
٠
چرا دیر؟ هنوزم می تونید عضو گروهشون بشید و همراهشون برید . واقعا کارشون جالبه و از حضور در برنامه شون لذت بردم.
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/٢٢
٠
٠
سلام و خسته نباشید میگم خدمت شما بانوی بزرگوار. کار بسیار پسندیده ای هست که گزارشش رو کامل و جامع اینجا اوردین. خوندنش هم حتی آرامش بخشه، اگه امکانش هست ادامه هم بدین و مارو هم سهیم کنید. ممنون.
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/٠٦/٢٢
٠
٠
سلام :) ممنونم از لطف شما. فکر نمی کنم که بشه همه قرارهاشون تو سایت کار بشه . این بیشتر برای آشنایی با دوستان چهار باغی بود و ادامه اش بستگی به دبیر تحریریه سایت داره..
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
سلام ببخشيد ميشه آدرس اينستاگرام يا يك راه ارتباطی كه بشه با اين گروه در ارتباط بود و همراهشون كرد در اينجا قرار بديد البته من خودم اينستاگرام ندارم آيا از طريق ايميل آدرسی‌دارند كه بشه ارتباط گرفت.
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
سلام صفحه دوستان در اینستا گرام 4bagh_mashhad . شماره همراه 09372157500 در تلگرام بهشون پیام بدید میتونید عضو گروهشون بشید .
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
آقا ما رو راه میدن؟ میریم تو این خونه های تاریخی هی نمیگن بشین بچه دست نزن؟ ؛؛؛ لطف کنید طبق درخواست دیگر دوستان آدرس را نمایان کنید؛ گرچه من عضو هیچ شبکه ی اجتماعی به غیر از جیم نیستم!!
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
بله گروهشون برای عموم هست. شماره تلفنشون رو در پست بالا گذاشتم . اگر گوشی اندروید ندارید می تونید تلگرام رو روی سیستمتون نصب کنید و عضو گروهشون بشید.
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/٠٦/٢٤
٠
٠
سپاس فراوان
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
خیلی جالب بود،لطفاآدرسشونوبدین
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
صفحه دوستان در اینستا گرام 4bagh_mashhad . برای خودم هم خیلی جذاب بود.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
سلام:عالی بود.ممنون.خداپناهتان باد
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/٠٦/٢٤
٠
٠
ممنون جناب حسنی. سلامت باشید .
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨