اندر باب مسافرت و زیرکی

اندر باب مسافرت و زیرکی

نویسنده : پیک

ما ایرانی ها واقعا بعضی وقت‌ها شاهکاریم. حالا توی زمینه خوب یا بد!

یکی از دوستان تعریف می‌کرد :

وقتی پاریس بودیم نرفتیم هتل، پولش را نداشتیم. توی پارک چادر زدیم. یک روز دزد آمد همه وسائل و پول‌های ما را برد. کلا هم نفری 200 دلار داشتیم. رفتیم به پلیس گفتیم که آقا بیایید ببینید همه چیز ما را بردند. پاسپورت و مدارک و هر کدام‌مان 5000 دلار پول داشتیم، بردند.

بله؛ پلیس آن‌جا هم نفری 1000 دلار بهشان می‌دهد با یک برگه عبور آزاد و کلی معذرت خواهی که ببخشید که دزد کشور ما جیب شما را زد!

و آن‌ها از آن شب به بعد می‌روند یکی از هتل‌های خوب اقامت می‌کنند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٨/٠٣
٠
٠
ینی پلیس پاریس در این حد گوش مخلملی هست؟
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٨/٠٥
٠
٠
نمیدونم چی اسمش رو بذارم والا ولی خدا خیرشون بده :))
حنا خانوم
حنا خانوم
٩٤/٠٨/٠٣
١
٠
واقعا ؟!؟! داریم ؟!
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٨/٠٥
٠
٠
بله گویا مشاهده شده :)))
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/٠٨/٠٤
٠
٠
مگر اینجا دوچرخه ی یک گردشگر رو ندزدیده بودن و به جای اون دوچرخه ی زواردر رفته یک دوچرخه ی آک، مارک خوب به طرف هدیه داده بودن . این خاطره هم امکان صحتش زیاد هست :)
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٨/٠٥
٠
٠
این کار واقعا یه فرهن سازیه که خدا خیر اون کسی رو بده که این کار رو برای کشورمون انجام داد(دوچرخه) امکان صحت الان روی صندلی کنارم نشسته خودش :)
sepide.b
sepide.b
٩٤/٠٨/٠٥
٠
٠
پس بریم پاریس :)
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٨/٠٥
٠
٠
آره ...رفتنش مهمه!فکر کنم اونجا بشه تامین معاش کرد :)))
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

تو خودت سجده شکری

٩٥/١٠/٢٢
شاید هل ام داده باشند

افتاده به آب هیچ نفهمد که چه گویی!

٩٥/١٠/٢٢
چرا آدم ها را از روی ظاهر قضاوت می کنیم؟

چادر سیاه

٩٥/١٠/٢٢
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
شما هم نظر بدهید!

پیشنهاد امتیاز دهی به نوشته های سایت جیم

٩٥/١٠/٢٢
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
آدم خوش قولی هستم

گل فروش

٩٥/١٠/٢٢
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

گفتار در هم عشق

٩٥/١٠/٢٣
تبلیغات
تبلیغات