شانسم نداریم

شانسم نداریم

نویسنده : پیک

کلا من خیلی بچه‌ها را دوست دارم. از سنم خیلی خیلی بیشتر. باهاشان بازی می‌کنم می‌گویم و می‌خندم، اصلا شاید نشناسم‌شان ها! و در این بین دختر بچه‌ها یک چیز دیگرند.

اما هر وقت توی خیابان یک دختر بچه را دیدیم و برایش دست تکون دادیم، مامانش بغلش کرد و رویش را برگرداند. و هر وقت توی اتوبوس شکلک درآوردیم برا بچه، باباش اخم‌هایش را کشید توی هم که: «خجالت نمی‌کشه مرتیکه گنده!»

هر وقت دست یک بچه شکلات دادیم سه متر آن‌ورتر از دست بچه گرفتند، انداختند توی جوی آب و به بچه می‌گفتند: «عمو رفته دستشویی دستاشو نشسته دخترم خودم برات میخرم!»

خلاصه شدیدا منفور بین والدین و خاله و عمه و دایی و عموی بچه که این آقاهه جیزه، آخه!

حالا یک آقا پلیس خوشتیپ می‌آید با یک کودک پناهجوی سوری بازی می‌کند، آن هم نه الاغ سواری که، نون ببر کباب بیار ! دست طفلک را سرخ می‌کند، یه رفیقش هم می‌آید ازشان عکس برمی‌دارد، بعد خانم‌های محترم از سراسر دنیا ازش تعریف می‌کنند و زیر عکسش درخواست ازدواج بهش می‌دهند!

خدا شانس بده والا! این همه بی اجر و منت، بدون دوربین و ریا با بچه‌های مردم بازی کردیم آخرش شدیم «عمو پلشته»، حالا آقا با دسته گل و شیرینی می‌آیند خواستگاری‌اش!

خدایا حکمتت را شکر ...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/٠٦/٢٦
١
٠
خخخخخخخخخخخخ....شاید واسه مردا اینطوره من ک هروقت با ی بچه ای بازی کردم و براش شکلک دراوردم..مامانشم بهم لبخند میزد:دی...ممنون از متنتون:)
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٦/٢٧
٠
٠
:)))))) والا فکر میکنم فقط واسه من اینطور باشه !!!!
shekoofeh-r
shekoofeh-r
٩٤/٠٦/٢٧
٠
٠
ازبچه ها خوشم نمیاد:(((((((
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
چرا طفلکیا!!!؟البته منم تا 6 ماهگیشون نظر شما رو دارم:))))
f_babaei
f_babaei
٩٤/٠٦/٢٧
١
٠
عالی بوووووووووووووووووود خخخخخخخخخخخخخ کلی خندیدم =))))))) من همیشه شکلک در میارم بچه هام همچین جوابمو میدن :)) بیشتر زبون درازی میکنم یک دفعه تو اتوبوس بودم زبونمو واسه بچه کوچوله در اوردم محلم نداد خخخخ
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
:)))))))))))) خوبه باز مامانش چیزی نگفته
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٤/٠٦/٢٧
٠
٠
سلآم ؛ خب برای یک آقا این کار خوبی نیست... منم نمی پسندم؟!
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
چرا؟اینکه بچه دوست باشیم بده؟!!
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٦/٢٨
١
٠
من خودم که بچه بودم وقتی تو ماشین بودمو یه آقا برام شکلک در می اورد بهم برمیخورد ولی حالا واقعا بچه هارو دوست دارمو مثه شما براش شکلک درمیارم اما خب بعضیاشون خیلی بد جوابمو میدن :|
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
اتفاقا بعضیا دنبال همون بچه هان پیداشون کنن :)))) خوب شد خودتونو معرفی کردین :)
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
:)چی بگم والا
kianaz
kianaz
٩٤/٠٦/٢٩
١
٠
ايشششش من حاضرم از طبقه 100 يه ساختمون خودمو پرت كنم پايين ولي گير يه بچه نيوفتم
kianaz
kianaz
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
چه برسه به اينكه شكلك در بيارم واويلااااااا
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

پای من لغزید

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

قبیله عشق

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات