اسارتی بهتر از آزادی!

اسارتی بهتر از آزادی!

نویسنده : m_dashti

تا به امروز همیشه احساس می‌کردم که آزادم، رها چون ابرها و ناپیدا مثل تخته پاره‌ای بر امواج. اما از لحظه‌ای که برای اولین بار معنی تنها شدن را فهمیدم، تازه متوجه شدم که هیچ وقت آزاد نبودم. همیشه اسیر خودخواهی خودم بودم. خیلی دردناک است که اسیر باشی اما متوجه نباشی!

با این وجود این روزها اسیر چیزی شدم که هیچ وقت درکش نکرده بودم. اسیر حسی متفاوت با چیزی که تا به امروز در زندگی تجربه کرده بودم. وقتی این اسارت را با آن آزادی مقایسه می‌کنم، با خودم می‌گویم چطور بدون داشتن این حس می‌توانستم ازاد باشم؟

اصلا این آزادی چه ارزشی داشته؟

این روزها عاشق این اسارت جدید شدم! اسارتی که باعث می‌شود درد بکشم اما اسیر بودنش را با آزادی آن روزها معاوضه نمی‌کنم!

این روزها دلم تنگ می‌شود...‌

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/٠٦/٢٥
١
٠
دردیست درد عشق که هیچش طبیب نیست/گر دردمند عشق بنالد غریب نیست/ اسارت عشق؛
m_dashti
m_dashti
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
سپاسگذارم بابت مطالعه و نظرتون:))
elnazi
elnazi
٩٤/٠٦/٢٥
١
٠
این روزها دلم تنگ میشود برای روزهایی که"خودم"بودم...
m_dashti
m_dashti
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
سپاسگذارم :))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/٢٥
١
٠
سلام:امیدوارم که همواره رها ازغم وغصه باشید.دلتان پرازمسرت باشد
m_dashti
m_dashti
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
سپاسگذارم بابت نیت پاکت شما:))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
سلام:خداپناهتان باد
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات