شب مهتابی من

شب مهتابی من

نویسنده : S_khatoon

امشب رگه‌های زیبای نور از نورگیر سقف اتاقم مهمانم شده‌اند وبه گمانم تا سحر میهمان چشمان و دلم هستند.

چه حس خوبی، انگار خدا دارد به اتاقم نگاه می‌کند فقط به اتاق من! خداوندم اتاقم را روشن کرده مقل یک چراغ خواب!

گویی خدا می‌خواهد با من حرف سخن بگوید!

ممنونم چه شب روشنی است امشب من.

امشب شب عاشقانه‌های من و توست .

شب مهتابی من....

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٦/٢٥
٠
٠
میبینم چه شب خوبیه ها .... نگو تولدمه :) شعر قشنگی بود ساده و روان
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/٠٦/٢٥
٠
٠
کوتاه و روان و احساسی؛ به نظرم کمی در استفاده از ضمیرهای متصل مشکل وجود داشت؛ با جناب میرزا نیز در این باره صحبت کنید؛
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٦/٢٥
٠
٠
کوتاه بود و دلنشین ..ممنون از شما . لحظه هاتون پر از یاد خدا ...
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٦/٢٥
٠
٠
زیبابود
m_heydarpoor
m_heydarpoor
٩٤/٠٦/٢٥
٠
٠
قشنگ بود
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/٢٥
٠
٠
سلام:زیبابود.تمام روزوشبهابکامتان باد
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات