خود سرزنش گری

خود سرزنش گری

نویسنده : sib_a

گاهی وقت‌ها از «من» بدم می‌آید. «من» خیلی نادان است. او در زندگی نظم را شیر فهم نشده. هنوز نمی‌داند همه جزوه‌های آقای «کاف» را کجا چپانده است و نمی‌داند که ظرف‌های آبگوشت خوری در کدام کابینت هستند، فقط چون آبگوشت دوست ندارد.

«من» همیشه عادت دارد کلاس‌های اول صبح را با بیست دقیقه تاخیرحضور یابد. اصلا انگار اگر تاخیر نکند برنامه‌اش بهم می‌ریزد .  او تنبل هم هست ... الان سه سال است که تصمیم دارد برود باشگاه بلکه سیکس پکش ظهور پیدا کند و هفت ماه پیش یک کتاب خریده بود که شاید گوسفند درونش بتمرگد ولی گویا گوسفند درونش یک خرس گریزلی هم زاییده که تا ساعت 11 صبح می‌خوابد !

«من» هیچ کدام از کارهایش را مثل آدمیزاد انجام نمی‌دهد و تمام وقتش را هی آهنگ گوش می‌کند و هی اشک می‌ریزد به یاد کسی که در کمال بیشعوری، بی‌خبر، گورش را گم کرد .او گاهی در تصوراتِ سادیسم گونه‌اش با یک مرد که تانگو بلد است و گردنش بوی شکلات تلخ می‌دهد، می‌رقصد و این در حالی ست که ظرف‌ها توی سینک دارند پرورش میکروب راه می‌اندازند و او همچنان با موهای افشان روی تخت چمباتمه زده و هیچ کار مفیدی انجام نمی‌دهد.

بلکه فقط زیر لب می‌گوید: سگ تو روحت زندگی جان؛ «من» بی ادب هم هست...

 ===========

تذکر: اجسام از آن چه در وبلاگ می‌بینید غیر قابل تحمل‌تر هستند 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Elham_n
Elham_n
٩٤/٠٦/٢٤
١
٠
شاید این (من) نکات مثبتی هم داشته باشد اجسام از آنچه در وبلاگ می بینید غیر قابل تحمل ترند خخخ
هاچ
هاچ
٩٤/٠٦/٢٤
١
٠
مثنوی هفتاد من! .. میگم که فکر نمی کنی زندگی همینه؟
sib_a
sib_a
٩٤/٠٦/٣٠
٠
٠
شاید ... ولی زندگی عه با نظم خیلی میتونه قشنگ تر باشه :)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٦/٢٤
١
٠
سلام ... بسازم خنجري نيشش ز وبلاگ ، زنم بر ديده كه دل گردد تلگرام
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/٢٤
١
٠
عالی بود آقا؛ در ضمن خوش آمد میگم به نویسندۀ محترم.
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/٠٦/٢٥
١
٠
این نیز حرفیست
sib_a
sib_a
٩٤/٠٦/٣٠
٠
٠
سلام ، ممنون از شما جالب بود :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/٢٤
١
٠
سلام:خداپناهتان باد
sib_a
sib_a
٩٤/٠٦/٣٠
٠
٠
سلام ، بسیار ممنون دوست عزیز
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/٣٠
٠
٠
سلام:زنده باشید
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/٠٦/٢٥
١
٠
سبک و روان نوشتید؛ تعبیرات شیکی در متن شما وود داشت؛ مو های افشان..
sib_a
sib_a
٩٤/٠٦/٣٠
٠
٠
مرسی که وقت گذاشتید :)
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٦/٢٥
١
٠
سللام .جالب نوشته بودید. وای که من اصلا تحمل آدمهای بی نظم رو ندارم :))
sib_a
sib_a
٩٤/٠٦/٣٠
٠
٠
سلام ، ممنون :) + هیکس تحملشان را نخواهد داشت :)
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٦/٢٥
١
٠
جالب بود.ممنون
sib_a
sib_a
٩٤/٠٦/٣٠
٠
٠
لطف دارید :)
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات