خواب و رویا / غزل ترانه

خواب و رویا / غزل ترانه

نویسنده : nikdel35

چرا تو خواب و رویامی همش بی حد و اندازه 

هنوزم فکر و یاد تو دلم رو شور می‌ندازه 

با این‌که سرد و خاموشم؛ چشات گرمی به من می‌دن

یه دنیای خیالی رو واسه فردام می‌سازه

چشام خیسه؛ نه از بارون و نه گرماي تابستون  

از اون رنگین کمونی که داره هی رنگ می‌بازه

ندارم تاب دوري تو ؛ نمي‌دونم كه مي‌دوني

هنوزم دوري و دوستي واسه من مث يه رازه 

بیا امشب بگیم حرف دل مونو دم آخر      

چرا تو خواب و رویامی همش بی حد و اندازه

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
aassak13
aassak13
٩٤/٠٦/٢٢
٠
٠
هبیییییی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/٢٢
٠
٠
سلام:شادوسلامت باشید
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٦/٢٢
٠
٠
ترانه زیبایی بود ممنون از شما .موفق باشین
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/٢٢
٠
٠
سلام؛ ممنون از شما آقا، سلامت باشید!
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
سلام. قشنگ بود؛ به نظرم به صدای رضا صادقی خیلی می خوره..
nikdel35
nikdel35
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
باسپاس
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١
مرسی همه!

دلتنگت بودم

٩٦/١١/٠٢
هرگز نمی توانی...

ماه حلول می کند

٩٦/١١/٠٢
چند خطی درباره سانسور کتاب

سانسور ممکن نیست

٩٦/١١/٠٢