پدرِ محبوبِ بازاریاب‌ها!

پدرِ محبوبِ بازاریاب‌ها!

نویسنده : meshkat

پدرم مرد دلخواه بازاریاب‌هاست. گوش شنوا و حوصله فراوانش هر کسی را برای سخنرانی سر ذوق می‌آورد، بازاریاب که جای خود دارد! با نوعی خوش بینی افراطی حرف‌هایشان را گوش می‌دهد، آنالیز می‌کند و با کمی اغماض، همیشه جوابش مثبت است! اجماع این خلقیات در پدر، او را تا حد یک طعمه سهل الوصول پیش برده، به گونه‌ای که توی گنجه‌اش از کپسول اطفای حریق منقضی شده تا سیم‌کارت‌های دوقلوی ایرانسل پیدا می‌شود، با این توجیه همیشگی که: «بالاخره یه روزی به کار میاد!»

تندیس جالب‌ترین عضو این مجموعه را هم با اطمینان می‌شود به آهنگ پیشواز همراه اول اهدا کرد. چندی قبل اپراتور مذکور به خط پدر پیامچه‌ای می‌فرستد به این مضمون که: «مشترک گرامی! بیا و این ماه محرمی با خرید یک آهنگ پیشواز آیینی به تماس گیرنده هایت حس و حال معنوی عطا کن.»

اغواگری اپراتور کارساز می‌افتد و پدرم، در حالی که اشک توی چشم‌هایش حلقه زده بوده، دکمه اوکی را فشار می‌دهد تا سهمی در پراکندن شور عاشورایی در فضای مخابراتی داشته باشه! تا این‌جای کار اپراتور مذکور ماموریت‌اش را به نحو احسن انجام می‌دهد ولی بعد از اتمام ایام عزاداری، کُمیت اپراتور لنگ می‌زند و آهنگ پیشواز حزن آلود خط پدر لغو نمی‌شود که نمی‌شود که نمی‌شود! تا به امروز که دقیقا دو سال از روز واقعه می‌گذرد و خط پدر در تمامی ایام سال مشغول روضه خوانی ست، و در ایام ذیقعده هم به پیشواز محرم می‌رود، تا موجبات خنده مخاطبینش را فراهم آورد که: «ارادت تا کجا آخر اخوی؟!»

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
meshkat
meshkat
٩٤/٠٦/١٩
٠
٠
فکر کنم باید یه جایزه بذارم واسه رمزگشایی از عکس‎:D.... خط هفتم: *باشد!
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/١٩
٠
٠
:)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/١٩
٠
٠
بسیار عالی، همه چیز سر جاشه، مرحبا به شما خانم مشکات، واقعا مرحبا! خدا حفظ کنه پدر محترم رو! :)
meshkat
meshkat
٩٤/٠٦/٢٠
٠
٠
سپاس بیکرانه من رو پذیرا باشین، همچنین زنده باشین جناب میرزا‎:)‎
admincheh
admincheh
٩٤/٠٦/١٩
١
٠
ای وای از این اپراتورها و ای وای از این اوکی ها و خدا حفظ کنه پدر رو حتی با این ارادت شیرین شون:)
meshkat
meshkat
٩٤/٠٦/٢٠
٠
٠
ای وای و هزاران وای که از احساسات پدرم سوءاستفاده میکنن‎;)‎ ممنونم عزیز.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/٢٠
٠
٠
سلام:دلتان شادوتنتان سلامت باد
meshkat
meshkat
٩٤/٠٦/٢٠
٠
٠
سلام و سپاس؛ به همچنین.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
سلام.پایدارباشید
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/٠٦/٢٠
٠
٠
متن کارشده ای بود؛ خوش نوشتید..
meshkat
meshkat
٩٤/٠٦/٢٠
٠
٠
متشکرم‎:)‎
لیلی
لیلی
٩٤/٠٦/٢٠
٠
٠
پایان زیبا و بامزه ای انتخاب کردی احسنت
meshkat
meshkat
٩٤/٠٦/٢٠
٠
٠
مرسی لیلی جان‎:)‎
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
مطلب کوتاه و روانی بود. سوژه هم خوب بود و نمی شود نقد جدی بهش کرد. البته بهتر بود اصطلاحاتی مثل «کمیتش لنگ می زند» را نمی آوردید. چون این طور کلمات در زبان امروزی ما کاربردی نیستند.
meshkat
meshkat
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
متشکرم ‎:)‎ آقای نادری، راستش من انقدر همچین الفاظی رو توی گفتار خودم به کار میبرم که متوجه امروزی نبودنش نشدم! منبعد بیشتر دقت میکنم.
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٨/١٨
٠
٠
سلام...سلام...
meshkat
meshkat
٩٤/٠٨/٢٠
١
٠
سلام بر شما.
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٨/٢١
٠
٠
سلام..عذر خواهم شعرتون مونده هنوز...نتونستم...:-(
meshkat
meshkat
٩٤/٠٨/٢١
٠
٠
سلام، الهی! من توقعی ندارم واقعا راضی نیستم به زحمت بیفتین، همین که هرهفته دارم شعرای خوب ازتون میخونم کافیه.
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٨/٢٣
٠
٠
اسم پروفایلتون سخته ...فامیلی...اسم خودتو...باشه راحتره...
meshkat
meshkat
٩٤/٠٨/٢٣
٠
٠
اسم کاملم یقینا سخت تره برا شعر‎;)‎
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٨/٢٤
٠
٠
نه ...بگید...شاید بهتر باشه...
meshkat
meshkat
٩٤/٠٨/٢٤
٠
٠
خب همین جزیی از اسمم بود‎;)‎ ممنون، همین که پیشنهادشو دادین یه دنیاس برا من.
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٩/٢٩
٠
٠
شعرتون رو رو جیم گذاشتم...خوب نشد ...
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
خاطرات باهم بودن

ساعت یازده

٩٥/١١/٣٠
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات