پیس پیس‌های با کلاس
طنزی پیرامون خبر ساخت اسپری ضد افسردگی

پیس پیس‌های با کلاس

نویسنده : فرانک باباپور

دانشمندان نروژی بالاخره توانستند یکی از بزرگترین معضلات جوامع روز دنیای بشر را حل کنند! ساخت اسپری ضد افسردگی که داخل سوراخ‌های بینی اسپری می‌شود و حال فرد را خوب می‌کند! حالا تف توی ریا ولی ما خودمان سال‌ها پیش ماده‌ای داشته‌ایم به اسم انفیه که مانند همین اسپری در دماغ ریخته می‌شود و با ایجاد عطسه‌های پی در پی و جابه‌جا شدن و تکان خوردن مغز در سر، باعث ایجاد فرح و شادی بسیاری می‌شود. البته مزایای دیگر این عطسه‌ها عواقب و آثاری ست روی لباس و صورت، که باعث شادی دو چندان می‌شود.

و اما موارد استفاده از این اسپری بعد از ورودش به ایران و در شرایط بومی سازی شده:

ابتدا توجه داریم که چون محصول جدیدی ست و سازنده‌اش کشوری خارجی و صدای پیس پیس کلا خیلی کلاس دارد، هر خانواده با توجه به تعداد اعضا از این اسپری خریداری می‌کند.


روز / داخلی / اتاق خواب

+ اوا نیلو جون عسیسم اینجای روجت پاک شده!

- وای خدا مرگم بده، جدی می‌گی؟ حالا چیکار کنم؟ بذار سرمو بذارم رو شونه‌ات و اشک بریزم و به غم خودم بمیرم...

+ نه عجقم چرا گریه؟ دماغتو بیار جلو. پیس پیس...

 

روز / داخلی / آشپزخانه

+ مامان. این اسپری من تاریخ انقضاش گذشته. چیکارش کنم؟ بندازمش دور؟

-  نه، بیار بده من، گوشت و مرغ و نون گرون شده، میدمش به بابات بزنه.

 

شب / داخلی / داروخانه

+ سلام آقا ببخشید یه اسپری ضد افسردگی می‌خواستم.

- ضد افسردگی؟ چی هست؟

+ از همینا که می‌ریزن توی دماغ دیگه.

- ما فقط اسپری دهان و بدن داریم. البته این‌که واسه دهانه رو می‌تونید بریزید تو دماغتون. اتفاقا بهتر هم هست، کلا نه تنها بوی دهان خودتون، که کلا هیچ بوی بد دیگه‌ای رو حس نمی‌کنین، ۲۰ درصد هم تخفیف داره، ساخت کاناداست و رنگ‌های متنوعی هم داره.

+ وای چه عالی. اگه میشه یه ۵ ، ۶  تا بدید لطفا. 

 

روز / خارجی / حیاط خانه

+ مامی پول بده.

- واسه چی می خوای؟ هی پول بده پول بده!

+ واه. مامی بداخلاق. خب می‌خوام دماغمو عمل کنم. 

- مگه همین سه ماه پیش عمل نکردی ذلیل مرده؟

+ نه خب این دفعه میخوام بزرگش کنم، آخه این اسپری ضد افسردگی رو دماغای بزرگ بیشتر تاثیر داره...

- شایان یک کلمه دیگه حرف بزنی با این دمپایی می‌زنم تو صورتت که دماغت باد کنه و خودش بزرگ بشه.

+ مامی...

(در این قسمت آهنگ میم مثل مادر به صورت پس زمینه نواخته می شود و شایان جاخالی می‌دهد.)

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠٦/١٧
٢
٠
خخخخ عالی بود واقعا این مطلب خودش اسپری گونه برخورد کرد و خنده ریزی بر لباسمان جاری گشت بسی:)
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/٠٦/١٨
٠
٠
خیلی متشکرم از شما :) خداروشکر که باعث خنده ریز نشستن بر لبان شما گشته است :)
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/٠٦/١٨
١
٠
خنده کیفی نموده ام که مپرس؛ حال خوبی رسیده ام که مپرس..
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/٠٦/١٨
٠
٠
ما را نیز چنان خشنود نموده اید که مپرس :)
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٤/٠٦/١٨
١
٠
شایان!خخخخ..خیلی خوب بود..پیشنهاد میکنم بجای اسپری مطالب شما رو بخونن همه اصن..:دی
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/٠٦/١٨
٠
٠
قربان شما :) فدات :) ستاره بچینی :) ..... :)))
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/١٨
٠
٠
حرفی برای گفتن نیست. ماشالا در این زمینه هم شما و هم آقا مجتبی ماهرید. مرسی خانم باباپور :-)
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/٠٦/١٩
٠
٠
ولی ته کلامتون یه نقدی نهفته است... بگید لطفا. ممنون میشم واقعا :)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/١٩
٠
٠
نه، واقعا خبری نیست :-)
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/٠٦/٢٠
٠
٠
بازم ممنون :) / آواتار نو مبارک باشه :)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
خواهش می کنم؛ همونه که... :)
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
نه دیروز یکی دیگه بود باور کنید!!
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٨/١٣
٠
٠
خیلی خوب مینویسی فرانک خانم مرسی:-)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤