اینگونه وبلاگ بنویسم
شش نکته ساده ولی مهم در وبلاگ نویسی

اینگونه وبلاگ بنویسم

نویسنده : yummy_full

مواردی که در این‌جا به آن اشاره می‌کنم بسیار ساده و پیش پا افتاده است اما خیلی از کسانی که به تازگی شروع به وبلاگ‌نویسی کردن این موارد را نمی‌دانند. این مطلب برای مبتدی‌هاست.

 

|| کوتاه بنویسید

این روزها کمتر کسی حوصله دارد که مدت زیادی در وبلاگ شما وقت بگذارد و مطلب شما را تمام و کمال بخواند. اگر حرف مهمی برای گفتن دارید همان اول کار بیان کنید، اگر مطالب مهم را بگذارید برای پارگراف آخر احتمال این‌که خواننده شما آن را بخواند یک در هزار است.

 

|| با رنگ‌ها بازی نکنید

‌تجربه ثابت کرده بهترین رنگ برای نوشتن مطالب سیاه است، لطفا از استعمال رنگ‌های صورتی و بنفش و قرمز و لیمویی خوداری کنید. خواننده با دیدن این رنگ‌ها جذب که نمی‌شود هیچ دفع هم می‌شود. تنها دلیل قانع کننده برای استفاده از این رنگ‌ها اینست که شما بخواهید چشم و چال خواننده را در بیاورید.

 

|| از کدهای جاوا درست استفاده کنید

هنگام استفاده از کدهای جاوا لطفا شورش را در نیاورید. در بدو ورد به وبلاگ با یک پرده خوش آمد گویی روبر می‌شوی بعد بلافاصله بعد از کنار رفتن پرده یک پاپ آپ روی صفحه ظاهر می‌شود که رویش نوشته به وبلاگ من خوش آمدید؛ آن را که می‌بندی با سیل ماه و ستاره روبرو می‌شوی که از بالا به پایین در جریان است در همین حال یک صدای انکر الصوات می‌شنوی که به نظر صاحب وبلاگ بسیار دلنشین است. بازدید کننده در چنین وضعیتی تنها کاری که می‌کند این است که تب باز شده را می‌بندد و از وبلاگ شما به حالت دو فرار می‌کند.

 

|| در استفاده از عکس دقت کنید

تعداد تصاویری که در وبلاگ استفاده می‌کنید معقول باشد، حجمش مناسب باشد و اندازه آن با قالب وبلاگ بخواند. طوری نباشد که نصف تصویر از عرض قالب بزند بیرون و چیدمان وبلاگ را بهم بزند.

 

|| از فونت درست استفاده کنید

برخی اوقات‌ بعضی از فونت‌هایی در وبلاگشان استفاده می‌کنند که شبیه به خط میخی است و خواندن مطالب با این فونت‌ها می‌تواند پروژه پایان نامه یک دانشجوی باستان‌شناسی باشد. سعی کنید از فونتی استفاده کنید که خوانا و متعارف باشد.

 

|| فارسی را مثل آدم بنویسید

شاید کمی بی‌ادبانه به نظر برسد اما باور کنید واژه دیگری پیدا نکردم که بتواند حق مطلب را ادا کند. از بکار بردن واژهایی مثل عجیجم، قولبلتبلم، گیچرمی، دوج دارم و ... بپرهیزید. اگر قرار است مطلب شما را تعداد زیادی آدم بخواند باید به خط آدمیزاد بنویسید.

البته نکات دیگری هم هست که در حوصله این مطلب نمی‌گنجد و جایش اینجا نیست.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/٢٢
٠
٠
ممنون به خاطر نکات ارزشمندتون، در مورد آخری به نظرم اگر حتی نوشتۀ کلیشه ای «فارسی را پاس بدارید!» رو هم نوشته بودید باز حق مطلب ادا می شد، نیاز به کمی بی ادبی نبود.
هاچ
هاچ
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
اونطور نوشتن فارسی بی ادبیه آقا میرزا نه تذکرِ ایشون :)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
اینطور نوشتن هم بی ادبیه به نظرم خانم هاچ، ولی با اینطور تذکر دادن هم کسی پی حرف نمیره و تازه بدترم میشه :)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
البته من حرف خودشون رو تکرار کردم :-)
aassak13
aassak13
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
شش سال همه ی این نکات رو رعایت کردم، بلاگفا وبلاگ رو قورت داد رفت، فاتحه من الصلوات...
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
اینا رو باید شکست خوردگان عشقی آنهم از نوع ترک و از ننه قهرکرده ها بخوانند؛ وبلاگ داشتم؛ مذهبی، درسی، خبری، خعلی هم باحال؛ ولی دیگه حالش نیست؛ می فهمید، خستم؛خســــته...
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
تشکرات بسیار برای راهنماییتون:-) عالی
Bluish
Bluish
٩٤/٠٦/٢٤
٠
٠
پی‌نوشت! نیم‌فاصله رو هم رعایت کنید! د:
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠