عمه بی شک ورژن نهایی و ارتقاء یافته خواهر شوهر است! جایگاهی بالا و پرنفوذ در فامیل دارد. شخصی ست بسیار قدرتمند و دارای نفوذ کلام به خصوص روی پدر و عموها و به دلیل حمایت بچه‌های برادر و خود بردارها بی‌شک بسیار قدرتمندتر از زمانی ست که خواهر شوهر خالی بوده است.

عمه‌ها به طور خودکار بروزرسانی می‌شوند و اصولا حاوی جدیدترین اخبار فامیل هستند. خانه عمه برای ما مکانی ست که در آن انواع خوراکی به وفور پیدا می‌شود. تا جایی که وقتی می‌روی آشپزخانه و از آن سیب زمینی‌های سرخ کرده برمی‌داری با کفگیر به پشت دستت نمی‌زند که هیچ، تازه می‌گوید بیشتر بردار عمه جان. این‌ها همه به کنار، آن آزادی بیانی که در خانه عمه داریم در هیچ جای دنیا نداریم.

ولی این دیدگاه از نظر مادرم متفاوت است، به اعتقاد مادرم خانه عمه‌ام لانه فتنه است، از آنجایی که من چهار عمو دارم و یک عمه، هنگامی که همه برادرها در خانه عمه‌ام جمع می‌شوند، مادرم می‌گوید اجلاس سران ۵+1 شروع شد و صد البته که عمه‌ام را کاترین اشتون می‌نامد و معتقد است که این مذاکرات مانند مذاکرات ایران نبوده و خیلی زود نتیجه می‌گیرند و اگر این مذاکرات به نتیجه نرسد تحریم‌های عمه کارساز شده و طرفین را خیلی زود به پای میز مذاکرات بر می‌گرداند. البته مادرم تا حدی درست می‌گوید چون تقریبا تمامی تصمیمات مهم در خانه عمه‌ام گرفته می‌شود.

ولی در سال‌های اخیر جایگاه عمه کمی پا را فراتر از فامیل گذاشته و وارد اجتماع هم شده. چند سال پیش در یک قرعه کشی شرکت کردم و بعد از چند روز مسئول قرعه کشی که دوستم هم بود با من تماس گرفت و گفت که قرعه به نامت افتاده من با تعجب پرسیدم بنام من؟ او در جواب گفت: نه بنام عمم. در این‌جا بود که بنده به عمق فاجعه پی بردم.

بعدها در فیلمی همان دیالوگ مشابه را شنیدم و فهمیدم که پای عمه به سینما هم باز شده و بعدها پای عمه‌ها به استادیوم‌ها باز شد و خصوصا عمه داورها... و متعاقبا در گفتگوهای روزمره عمه پایه ثابت صحبت بعضی‌ها شد.

من فکر می‌کنم این توطئه زیر سر مادرها یا عروس‌هاست. اگر نیست پس چرا خاله و زن دایی و زن عمو و... نقشی در گفتگوها و... ندارد؟ من که به شخصه عمه‌ام را دوست دارم و اجازه نمی‌دهم طرف صحبت کسی بشود. کاری به نفوذ عمه روی پدرها ندارم، عمه ها مهربانند.

=============

پ.ن: اگر مادرم این متن را بخواند خصوصا جمله آخر را، قطعا باید چند شب آینده را توی پارک کنار خانه سپری کنم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٦/٢١
٢
٢
ولی من دوسشون ندارم :( یکیشونو یکم دارم ولی اون دوتای دیگه رو نه. خاهرای سیندرلان :|
shekoofeh-r
shekoofeh-r
٩٤/٠٦/٢١
٣
٠
منم:(
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٦/٢١
٣
٠
مگه خودتون عمه نیستین ؟:( دل من عمه ی مهربون شکست :(
shekoofeh-r
shekoofeh-r
٩٤/٠٦/٢١
١
٠
نه
.......
.......
٩٤/٠٦/٢١
١
٠
اینجوری نگو, پس فردا عمه می شی بعد وقتی برادر زاده هات به داشتنت افتخار کردن می بینی عمه بودن چه قد خوبه ؛)
shekoofeh-r
shekoofeh-r
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
من داداش ندارم
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
امیدوارم در موردشون تجدید نظر کنید ولی بهرحال دیدگاه شما هم محترمه.ممنون از حضورتون دوست خوبم
admincheh
admincheh
٩٤/٠٦/٢١
٣
٠
به به چه عجب یکی در حمایت ما قشر مظلوم عمه ها مطلبی نوشت . از قدیم گفتن بهشت زیر پای عمه هاست:))
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠٦/٢١
٢
٠
آرزو بر عمه ها عیب نیست! :دی
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
عمه ها مظلوم واقع شدند.ممنون بخاطر حضورتون دوست خوبم
shekoofeh-r
shekoofeh-r
٩٤/٠٦/٢١
٢
٠
خخخ ولی خداییش وقتی یکی بهم فحش میده اولین چیزی که به ذهنم میرسه بگم اینه:ع.م.ت.ه:)))))
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
خخخخ شما هم در جوابتون تجدید نظر کنید.ممنون
shekoofeh-r
shekoofeh-r
٩٤/٠٦/٢١
٢
٠
درود برهمه عمه ها حیف من هیچ وقت عمه نمیشم:(((
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
نعمت بزرگی رو از دست دادید
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠٦/٢١
٣
١
من خودم یدونه عمه بیشتر ندارم که متاسفانه چند ماهی هس فوت کردند ولی ایشونو خیلی خیلی دوس داشتم ن تنها من بلکه مادرم هم، هم! ممنون از شما طنز شیک و ساده و با مزه ای بود :))
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
خدا رحمتشون کنه و ممنون بخاطر حضورتون دوست خوبم
naser_j
naser_j
٩٤/٠٦/٢١
٣
٠
جمله معروف من :یه عمه دارم دوسشم دارم,پس حواست و جمع کن(عمه من بهترین دوست مامانم هستش )
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
چه خوب که دوستن باهم نمونه های نادری هستن پس. ممنون بخاطر حضورتون
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/٠٦/٢١
١
٠
من خیری از عمه ندیدم تا به اکنون، ولی خودمم فقط عمه میشم!! پس سکوت بهترین راه است :)
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
خخخخ پس همون سکوت بهترین راهه.شما سعی کنید عمه ی خوبی باشید و مهربون ممنون بخاطر حضورتون
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٦/٢١
١
٠
عمه هامو دوست ندارم ، چندبار خواستن با حرفاشون زندگیمونو بهم بریزن ، خدا روشکر هیچ وقتم عمه نمیشم
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
ممنون دوست خوبم بخاطر حضورتون و امیدوارم پایه های زندگیتون انقدر محکم باشه که با حرفهای دیگران سست نشه
n_rohani
n_rohani
٩٤/٠٦/٢٢
٠
٠
عمه ها البته بسیار مهربان و دلسوز و بزرگ وار و در کل اچار فرانسه ایند ولی این که مورد ظلم واقع شدن خدایش باید بگم ....مورد ظلم!اره جون عمشون
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٦/٢٢
٠
٠
خخخخخ ممنون بخاطر حضور
translator
translator
٩٤/٠٦/٢٢
٠
٠
خب انقد که عمه های عزیز نسبت به عروس ها محبت داشتن از قدیم این ذهنیت بد به وجود اومده و متاسفانه اکثرا هم درسته اما هستند عمه هایی که هم خواهر شوهرهای خوبی هستن و هم عمه های خوبی . اما من به شخصه اگر کسی رفتارش با من خوب باشه ولی مادرم رو اذیت کنه دوسش ندارم و همیشه سعی کردم از خانوادم دفاع کنم و حرف حق رو بزنم تا بقیه سواستفاده نکنن
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٦/٢٢
٠
٠
بله درست میفرمایید .ممنون دوست من
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
بسیار علی بود آقا رضا؛ بسیار خوب؛ طنز نرم و روانی نوشته بودید.
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
سلام. ممنون جناب نادری عزیز نظر لطف شماست
راتا
راتا
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
خیلی بی انصافین من عمه خوبیم وبهترین دوست زن داداشمم.....هیچوقتم خاله نمیشم:(......گوناه دارن عمه ها!
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
دوست خوبم من نگفتم که عمه ها خوب نیستن،دیدگاه های مادرم و بقیه رو نوشتم
راتا
راتا
٩٤/٠٦/٢٤
٠
٠
چه دیدگاههای بدی دارن:(
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
خیلی معذرت میخوام؛ ببخشیدغ فقط برا شوخی میگم؛ ولی مامان من همیشه میگه : اروا عـــمّــت؛ همو عـــمّـــه ی چُـــمـــبَـــت...
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
خخخخ تقریبا مادر شما با مادر بنده هم عقیده هستن هادی جان
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨