اندر مزایای خاله بودن

اندر مزایای خاله بودن

نویسنده : رفیعه

دستم را زدم به کنارم. گفتم: «بیا بشین اینجا». آرام آمد. خجالت، نگذاشت نزدیکم بیاید. خودم را کشاندم به سمتش. بغلش کردم. بوسیدمش. گفت: «خاله وفیه! شوکولاتی که گفدی بلام میخلی...» آب دهانش را قورت داد و ادامه داد «خلیدی؟»

خریده بودم. می‌خواستم امتحانش کنم. گفتم: «نه عزیزم! یادم رفت. ببخش»

چهره‌اش در هم رفت. لبانش به پایین انحنا پیدا کرد. با خودم گفتم الان بلند می‌شود و از بغلم می‌رود و قهر می‌کند. خب بچه است دیگر. حق دارد.

دیدم بلند شد. انتظارش را هم داشتم. ناگهان برگشت. دستم را گرفت. گفت: «بیا بلیم بازی کنیم خاله وفیه!»

با سرعت به طرفش رفتم و یک گاز محکم از لپانش گرفتم و شکلات را در دستان کوچکش گذاشتم.

===========

# در آرزوی خاله شدن

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
اخی.....خاله شدن خعلی خوبه به شرطی که دیوونت نکنند .:)
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
دیوونه ام کنن من راضیم ازشون^__^
naser_j
naser_j
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
وای ک چ حالی میده دلبریای خواهر زاده ها
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
اوهوم!:)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
ما چیکار کنیم که هیچ وقت خاله نمیشیم؟ قلمتون احساسی و روون! :-)
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
شوما استاد عمو میشین ب جاش:) ممنونم:)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
بد شانسی اینه که عمو هم نمیشم :)
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٤/٠٦/٢٢
٠
٠
دایی که میشین دیگه:/
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/٢٢
٠
٠
دایی هم فکر نکنم حالا حالا!
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
خالع شدن واقعا عالیه یه حس شیرینیه که واسه همه آرزوش میکنم :)
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
بعله واقعن خوبه!ما ک هنو خاله نشدیم انقد ذوق داریم:))
n_dahji
n_dahji
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
من گه از خاله هام خیری ندیدم / دوسشون ندارم/بجاش عمه م/یه دونه بود/عاشق برادر زاده هاش بود /از بچه ی خودش هم بگم بیشتر دوسمون داشت باور کنید/خدا رحمتش کنه/مامانم همیشه از خوبیاش میگه/کاش سه چهار تا لااقل بودن/این عمه ی من که تک بود خدا بیامرز/خودمم خاله میشم سعی میکنم خاله ی خوبی باشم/ولی عمه شدم از برادر زاده هام بپرسید میگن عمه های ما تکن.
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
ایشاالله هر چه زودتر خاله بشین :))
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
ایشالا:)
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٤/٠٦/٢٢
٠
٠
منم دوس داشتم خاله بشم؛ولی عمه میشم فقط:)نمیدونم چرا این بچه ای که به عنوان خواهرزادت توصیفش میکنی رو دوسش دارم:)))به امید برآورده شدن هرچه زودترِ آرزوت:)))
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٦/٢٢
٠
٠
عاقا منم عمه میشم فقط :(((
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/٢٢
٠
٠
سلام:خدایارتان.امیدوارم که به تمام خواسته هایتان برسید
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
حیف من نمی تونم خاله باشم؛ شما هم از اون آدمای لپ خوار هستین که بچه های مردم رو خفت می کنین..
راتا
راتا
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
منم هیچوقت خاله نمیشم:(.....ولی خداروشکرتمام این حس های خوب رودارم بابرادرزاده 2سالم طهوراوتازه واردمون ترمه که2هفته به دنیااومده تجربه می کنم:))
Gisoo_E
Gisoo_E
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
اوخی!من خاله میشم از آینده ای دوووووووووووووووور!
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات