ارگانیک سازان سلما و شرکا تقدیم می‌کند

ارگانیک سازان سلما و شرکا تقدیم می‌کند

نویسنده : سلما

درست است پول نداریم، کار نداریم، رفاه نداریم و زیرِ خط ِفقر را تی می‌کشیم. زیبایی نداریم و مهمترینش اخلاق است که آن را هم خدارا شکر نداریم. اما... اما دلتان را بسوزانیم و جزغاله کنیم و خاکسترش را بر باد دهیم که یک باغچه کوچک (البته نه چندان کوچک) کنج ِ (البته زیاد هم کنج نیست کمی وسط‌تر) حیاط ِ کوچک‌مان (البته خیلی هم کوچک نیست) داریم.

تا این‌جایش زیاد مهم نیست چون همان طور که می‌دانید این تقواست که باعث برتری بندگان می‌باشد نه داشتن باغچه! اما چیزی که باعث باحالی ما شده این است که ما محصولات ارگانیک داریم. بعله ! یکی از فانتزی‌های ما این بود که زنی باشیم در یکی از روستاهای ِ خوش آب و هوای کشور که از این کلاه‌های آفتابی روی سرمان بگذاریم و دستان‌مان به جای ظریف بودن و لطیف بودن زمخت باشد و صورت‌مان زیر اشعه آفتاب برنزه شده باشد و یک دو جین اولاد ِ سر به راه‌مان را ردیف کنیم برویم برداشت ِمحصول! و محصولات محلی خودمان را مصرف کنیم (مثل کوکب خانم) تا رستگار شویم (حمایت از تولید ملی و سرمایه ملی و این حرف‌ها)... اما خوب از آن‌جایی که پای ما لنگ است و روستا بس دراز، ما همین باغچه نه چندان کوچک ِ وسط ِ حیاط ِ نه چندان کوچک‌مان را دریابیدیم.

و باغچه از خدا چه می‌خواهد! یک مهندش کشاورزی! نو (همون نه)؛ آی ام کِمپیوتر اینجنیر (خیر سرم) و مای وایف کشاورزی (همین الان اصطلاح لاتین ِ کشاورزی را یادمان رفت) اینجنیر! آن هم از مدل طراحی سیستم‌های آبیاری‌اش. همه چی آرومه و ما چقدر خوشبختیم که باغچه‌مان را همسر ِ عزیزتر از جانمان مجهز به سیستم ِ آبیاری مکانیزه کرده‌اند و ما خیلی بازهم باحالیم که بدون عضو شدن در کمپین حتی یک قطره آب نباید هدر رود، در مصرف ِ آب صرفه جویی می‌کنیم هر چند بین باز کردن ِ شیر ِ آب ِ باغچه بین پسری و پدری دعوا شود!

در ادامه شما را به دیدن ِمحصولات ارگانیک ِ باغچه‌مان دعوت می‌کنیم، قبلش بلیط ِ نمایشگاه ِ

عکس را هم دریافت کنید، با تشکر

انگورهایمانند  

باز هم انگورهایمانند

نون و کباب و ریحون؛ البته شما فقط ریحانش را می‌بنید 

فیلفیل دلمه‌ای (البته تو این عکس از مهد ِ فیلفیل دلمه‌ای‌ها عکس گرفته شده )

این هم باید اسمش را بنویسم : بادنجون 

خربزه باغچه‌مان (الان کاملا رسیده و رو کابینت آشپزخانه است آماده برای خورده شدن، نگارنده از دیدن این عکس اشک‌ها ریخت و جامه‌ها درید، چون به خوردن خربزه حساسیت داشته و دارد) 

 جعفری به همراه سایه نگارنده 

فلفل ِقلمی (نقل شده نگارنده با خوردن این فلفل‌ها و توجه ننمودن به دوز ِ تندی آن مبادرت به برگزاری مسابقات دو در انواع سبک آن نموده لیک تاکنون مدالی کسب ننموده و مایه شرمساری اهل بیت خود را فراهم نموده )

تره‌های خیلی طفلکی (چون آخرین عکس محصول شده‌اند )

سیستم مکانیزه مان :

نگارنده در باره این‌ها توضیحی ندارد 

در ادامه :

1. قبل از خروج از این‌جا یَک صلوات محمدی ختم کنید آخر یک ماهی است در تلاشیم برای گذاشتن این پست و آماده و آپلود کردن عکس‌ها

2. به یک ویزیتور با داشتن پنج سال سابقه کار مفید و با حقوق ماهی دو میلیون تومان و مزایای عالی برای به فروش رساندن محصولات ارگانیک باغچه‌مان نیازمندیم، از متقضیان درخواست می‌شود سوابق کاری خود را در همین صفحه کامنت کنند !

با تشکر ارگانیک سازان ِ سلما و شرکا 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
خیلی باحاله :) یاد باغچه و حیاط مرموز خونه قدیمی مادربزرگم افتادم :(( یادش بخیر... راستی خوش به حالتون که حیاط و باغچه ی بزرگ دارین :((
سلما
سلما
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
اره خیلی خوبه خانم باباپور ....قابل شمارو نداشته بیده :) ممنونم بابت ثبت نظر
aassak13
aassak13
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
و چرا باغچه ی کوچک ما سیب نداشت
سلما
سلما
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
نودونم ...فکرک نم سیب باید درختی قدیمی باشه و به این راحتیا زود در نیاد ....
هاچ
هاچ
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
مایم باغچه داشتیم متشکل از: شاه توت - گردو - عناب - انجیر - انار - انگور - انواع سبزی ها - تربچه - سیب زمینی- گوجه - پیاز . این بافچه هنوزم هستا ولی ما اونجا نیستیم!
سلما
سلما
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
این جمله آ خر کامنتت زد منو نصف کرد !
هاچ
هاچ
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
خربزه نداشتیم ولی خوش به حالتون (خخخ) :دی . دمتون گرم پس ما جیمیا هفته ی آینده خدمت می رسیم :دی خربزه تا هفته ی دیگه عمل میاد دیگه؟ :))
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
هاچ عزیز خربزه رو که گفتن بریدند و خوردند ،تموم شد رفت :))
هاچ
هاچ
٩٤/٠٦/٢٢
٠
٠
واسه همین می پرسم خربزه تا هفته ی دیگه عمل میاد یا نه :دی منظورم خربزه ی بعدیه :دی
سلما
سلما
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
اتفاقا چند تا کوچیک دیگه هست اما هنو کامل رشد نکرده ...مهد کودکین ..هوا سرد شده اگه موندن چشم میاریم خدمتتون
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
چقدر چسبید این مطلب، علی الخصوص خربزه :) دستتون درد نکنه سلما بانو و خدا حفظ کنه این ارگانیک سازان سلما بانو و شرکا رو، البته با عرض معذرت یه بانو خودم اضافه کردم :) از لحاظ ویرایشی و نگارشی هم جالب طراحی شده، خلاصه اینکه عالی دیگه :-)
سلما
سلما
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
ممنونم از شما آقای میرزا ....خوندن کامنت های شما خوشحالم میکنه
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
خب ما هم از این باغچه های پر محصول داریم اون هم با سیستم آبیاری قطره ای :)
سلما
سلما
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
به به چه عالی ..خدا براتون حفظش کنه
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٤/٠٦/٢٢
٠
٠
مطمئنن اون قسمت آخر فانتزیتو فقط نوشتی که شبیه تر بشی به زن روستایی وگرنه که تو روستا هم که زندگی کنی دوازده بچه قطعا نمیخوای دیگه:/یور وایف ایز اگریکالچر اینجینیر:دی...منم حیاط دوست دارم واقعا:)))خدا قسمت همه بکنه:)نوشته زیبایی بود؛خوشحالم که دوباره به جیم برگشتی سلمای عزیز:)
سلما
سلما
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
سلام ممنونم دختر آریایی عزیز ..خوب تو روستا باشی و کشاورز باشی باید نیروی کار زیادی داشته باشی ولی اون قسمتو محض مزاح نوشتم واقعا :) بله ایشون همونی که شما گفتی هستن ! ممنونم ازت ..
Nafiseh.Sadat_Banihashem
Nafiseh.Sadat_Banihashem
٩٤/٠٦/٢٢
٠
٠
سلام. خوشبحالتون سلما خانم.البته ما هم حیاط کوچک داریم اما نه به کوچکی برای شما یکم کوچکتر:) فقط هم توش نارنج و خرمالو داریم
سلما
سلما
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
خیلی خوبه که نارنج و خرمالو ....حیاط باشه کوچیکم بود بود !
m.attari
m.attari
٩٤/٠٦/٢٢
٠
٠
واقعا عالی بود؛ خیلی کیف کردم از این مطلب
سلما
سلما
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
قابل شما رو نداشت. ..ممنونم از حسن نظرتون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/٢٢
٠
٠
سلام:عالی است.هیچ کالا وجنسی دربازارمطمئن نیست وباخوردن آن منتظرعواقبش هستیم.بهترین کارتولیدبه مصرف خودمون هست.خداپناهتان باد
سلما
سلما
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
سلام استاد ...همین طوره که شما می فرمایید چه خوبه که همیشه کانته ای شما مزین به دعاهای شیرینه ...خداوند مهربان نگهدار شما هم باشه
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/٠٦/٢٢
٠
٠
عالیه :) می خواستم بگم وردار بیار جلسه میوه هات رو دیدم تاریخش مال یک ماه پیش بوده انگاری خخ:) تا حالا تناول شدن میوه های ارگانیک سلما بانو ..
سلما
سلما
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
اگه خربزه ها رسیدن میارم ...ولی اگر فلفل و فلفل دلمه ای یا بادجون وسبزی خواستی در خدمتم نعیمه جان
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
نثر خوشی داشتید؛ کاش جوری نشه که از این نعمت ها عکس بگیریم و در سایت بگذاریم و یا در موزه برای فرزندانمان؛ مشهدی : وَخِن بیِن طُرقِبه؛ او وَخ مِفَمِن باغچه چیَه...
سلما
سلما
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
خواهش میکنم ...اون که بله ...شما طرقبه اید ؟
لیلی
لیلی
٩٤/٠٧/١٦
٠
٠
مرسی عکسهای زیبایی انتخاب کردید
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥