گفتگو با حافظ  / شعر

گفتگو با حافظ / شعر

نویسنده : nikdel35

«گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید»

گفتم که حال حافظ گفتا در آخر آید

 گفتم کجاست ساقی گفت در دیار باقی

حاشا که باز آن‌جا حوصله‌ات سر آید

 خوبی برای خوبان فردوس بهر نیکان

افسوس بر من زار مانند اخگر آید

 گفتا مگر نداری تو آرزوی جنت

گفتم اگر که با من آن نیک دلبر آید

 گفتا به ده نرفته در فکر کدخدایی

گفتم که از خدایان نیکی دگر نیاید

 گفتا که ناسپاسی یا مست باده‌ای تو

گفتم که راه مسجد از میکده در آید

 گفتا که شبروان را بر راه تو گمارم

گفتم کاکو رقیبت از راه دیگر آید

 در روز 3 خرداد بنزین هم رها شد

گفتم آب خوردن از آن گران‌‌تر آید

گفت هسته‌ای کجا شد؟ پای کری شفا شد؟

گفتم نباش غمگین با پای بهتر آید

 گفتا هوس نمودم ساقی سیمین ساقی

گفتم تو آرزو کن شاید که از درآید

 گفتا ملول گشتم از این زمانه مردم

گفتم بخواه حافظ تا یار مهتر آید

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/٠٦/١٧
٠
٠
بسی مسرور و مکفوف (کیف) و مشعوف و ... گشتیم؛ عاشق و رند و نظربازم و می‌گویم فاش..
aassak13
aassak13
٩٤/٠٦/١٧
٠
٠
به به
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/١٧
٠
٠
بسیار عالی حضرت آقا، لذت بردم، متشکرم.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/١٧
٠
٠
سلام خیلی خوب بود.خرسندوسلامت باشید
s_setareh
s_setareh
٩٤/٠٦/١٧
٠
٠
عالي بود
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٦/١٧
٠
٠
پازل زیبایی بود سپاس
nikdel35
nikdel35
٩٤/٠٦/١٩
٠
٠
با سلام خدمت تمامی دوستان ازمحبت شمامتشکرم.
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
اصرار ازل را نه تو دانی و نه من

سجاده ی دوست داشتنی من

٩٥/١٠/٢١
شعری سروده خودم

برای درگذشت سیاست مدار با اخلاق مان

٩٥/١٠/٢١
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

تو خودت سجده شکری

٩٥/١٠/٢٢
شاید هل ام داده باشند

افتاده به آب هیچ نفهمد که چه گویی!

٩٥/١٠/٢٢
تغییر نام و تحول در اوضاع و احوال کشور

غذا و سیمای ایران

٩٥/١٠/٢١
چرا آدم ها را از روی ظاهر قضاوت می کنیم؟

چادر سیاه

٩٥/١٠/٢٢
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
شما هم نظر بدهید!

پیشنهاد امتیاز دهی به نوشته های سایت جیم

٩٥/١٠/٢٢
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
آدم خوش قولی هستم

گل فروش

٩٥/١٠/٢٢
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
تبلیغات
تبلیغات