هنر هفتم؛ بدون خلاقیت!

هنر هفتم؛ بدون خلاقیت!

نویسنده : محمدرضا امانی

حاضرم برای‌تان صد تا فیلم مثال بزنم که در همه‌شان وقتی شخصیت‌هایش توی هچل و گرفتاری می‌افتند، مثلا وقتی یکی از موتورهای هواپیما از کار می‌افتد یا جایی از کشتی‌شان وسط اقیانوس سوراخ می‌شود و یا در جنگل راهشان را گم می‌کنند یک دیالوگ مشابه در همه‌شان هست که بیشتر مرد فیلم به زن فیلم می‌گوید. «یه حرفی هست که باید بهت بگم. شاید زمان مناسبی نباشه اما باید بدونی که دوستت دارم.» این در حالی ست که آن زن و مرد تا پیش از آن حادثه لااقل یک بشکه قهوه دو نفره با هم خورده‌اند!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
meshkat
meshkat
٩٤/٠٦/١٧
٠
٠
وای! خدایا! اصلا اشک تو چشام حلقه زد، مسیر زندگیم عوض شد! سینما مچکریم!
aassak13
aassak13
٩٤/٠٦/١٧
٠
٠
هاهاهاهاها
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/١٧
٠
٠
سلام:موفق وسلامت باشید
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/٠٦/١٨
٠
٠
من بازهم دیگه حرفی ندارم ؛ بقول برخی فقط میگم : سلام؛ موفق وسلامت باشید
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات