هنر هفتم؛ بدون خلاقیت!

هنر هفتم؛ بدون خلاقیت!

نویسنده : mra

حاضرم برای‌تان صد تا فیلم مثال بزنم که در همه‌شان وقتی شخصیت‌هایش توی هچل و گرفتاری می‌افتند، مثلا وقتی یکی از موتورهای هواپیما از کار می‌افتد یا جایی از کشتی‌شان وسط اقیانوس سوراخ می‌شود و یا در جنگل راهشان را گم می‌کنند یک دیالوگ مشابه در همه‌شان هست که بیشتر مرد فیلم به زن فیلم می‌گوید. «یه حرفی هست که باید بهت بگم. شاید زمان مناسبی نباشه اما باید بدونی که دوستت دارم.» این در حالی ست که آن زن و مرد تا پیش از آن حادثه لااقل یک بشکه قهوه دو نفره با هم خورده‌اند!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
meshkat
meshkat
٩٤/٠٦/١٧
٠
٠
وای! خدایا! اصلا اشک تو چشام حلقه زد، مسیر زندگیم عوض شد! سینما مچکریم!
aassak13
aassak13
٩٤/٠٦/١٧
٠
٠
هاهاهاهاها
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/١٧
٠
٠
سلام:موفق وسلامت باشید
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/٠٦/١٨
٠
٠
من بازهم دیگه حرفی ندارم ؛ بقول برخی فقط میگم : سلام؛ موفق وسلامت باشید
پربازدیدتریـــن ها
قلبی برای من، قلبی برای انسانی که من می‌خواهم

قلبی که تنها تو را دوست دارد

٩٦/٠٨/٢٥
خودشان انتخاب کردند...

قاتل واقعی

٩٦/٠٨/٢٧
تنها در خودم اشک می ریزم

یک فنجان فراموشی لطفا

٩٦/٠٨/٣٠
قندیل‌های اندوه وجودم

کوچ برستو

٩٦/٠٨/٢٩
آخرین بند وصیت حاجی

زیر چشمان پدر

٩٦/٠٨/٢٧
همین جا؛ کنار دل من

به تعداد همه

٩٦/٠٨/٢٨
شعری سر کلاس ریاضی!

شعر می‌گفتم و با قافیه می‌جنگیدم

٩٦/٠٩/٠١
از هیچ چیز نمی ترسم

غرقه سازی

٩٦/٠٨/٢٨
زندگی را زندگی می‌کنم

ای روح عاشقانه…

٩٦/٠٨/٢٧
دشوار روزگاری است

اعجاز تنهایی

٩٦/٠٨/٣٠
دلیل لبخند‌هایم

دلیل حال خوبی

٩٦/٠٩/٠١
یکی از آن هزاران برگ پاییزیِ

مُرده متحرک

٩٦/٠٨/٢٩
شعری سروده خودم

یک نفس عشق

٩٦/٠٨/٢٨
شعری سروده خودم

بغض آسمان

٩٦/٠٨/٣٠
فاتحه‌ام نخواندی ایراد ندارد

فقط خواستم کمتر زجر بکشی

٩٦/٠٩/٠٢
خودم بودم!

رویای پنهان

٩٦/٠٩/٠٢
تبلیغات