چینی بند زن معروف

چینی بند زن معروف

نویسنده : z_fakoor

زیبایی‌ها را کنار گذاشتم

بیا از قید و بندِ شرع رها شویم

آدم‌ها را بی خیال

بیا دو، سه قدم دور تر از دنیا بایستیم

شعر را از بلندای احساس بخوانیم

قلم را بیاور من بوم را آماده کرده‌ام

می‌خواهم از «عشق» تصویر بکشم

دل‌هایمان را پیوند بزنیم

من این‌جا یک چینی بند زن خوب سراغ دارم

ولی خب باید اسمش را بگذاریم دل بند زن

-لبخند-

- خب نخند راست می‌گویم دلم تکه تکه شده است

نخند!

من دستور دادم..... تو منی!

-لبخند-

تو آینه منی... نخند بگذار دلم را به یکجایی بند کنم حتی اگر نخ کش شود!

من راضی‌ام !

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/٢٠
٠
٠
سلام:خداپناهتان باد
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
سلام ممنونم خدایارو یاور شما:)
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/٠٦/٢٠
٠
٠
لبخند؛ کلید قفل زده شده بر در دنیای عشق درون است و سپس؛ شکوفایی.. آفرین
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
لبخند :)ممنونم
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/٢٠
٠
٠
مشخصه که خیلی خوب می تونین قلم بزنید، فقط روی نگارش متن کار کنید و بعد ارسال بفرمایین. ممنون :)
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
ممنونم لطف دارید :)چشم حتما !میدونید من به هوای این بودم که دوستان جیمی ایراداتمو درست میکنن ولی خب از حق نگذریم من هنوز مبتدی ام :) ممنون بابت نظرتون:)
meshkat
meshkat
٩٤/٠٦/٢٠
٠
٠
خوشمان آمد بانو‎;)‎
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
خداراشکر:)
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
قشنگ بود:))ممنون :)
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
ممنونم:) خواهش :)
n_roointan
n_roointan
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
عالی
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٧/٠٩
٠
٠
:)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧