حق من کجاست؟! (4)
پاسخ جیم به سوالات شما در انجمن حقوق زن

حق من کجاست؟! (4)

نویسنده : سایت جیم

+++ برای مطالعه قسمت سوم اینجا کلیک کنید

 حدود 4 ماه قبل، در بخش انجمن جیم، در مورد مهریه و این‌که «چه کسی مهریه را داده و چه کسی گرفته، سؤالی مطرح شد.» این انجمن حدود 250 نظر داشت که اکثر پاسخ‌ها بیش از آن‌که در مورد موضوع سؤال باشد، در مورد علت وجوب مهریه و پرداخت نشدن آن بود. بنا به درخواست خانم Samira و جمع دیگری از دوستان، برای رفع بسیاری از سؤال‌ها در حوزه حقوق زن، فراخوانی در این رابطه صورت گرفت.

پس از جمع بندی و حذف سؤال‌های تکراری و تلفیق برخی از سؤال‌ها به 23 سؤال کلی در این مورد رسیدیم. این سؤال‌ها توسط حجت الاسلام و المسلمین محمدرضا خلیل‌زاده، طلبه سطح خارج فقه حوزه علیمه قم پاسخ داده شد. حجت السلام خلیل‌زاده علاوه بر درس حوزوی دارای مدرک کارشناسی حقوق از دانشگاه تهران نیز هست.

در این پاسخ‌ها تا حد امکان سعی شد از اختصار کمک گرفته شود؛ ولی با این وجود حجم سؤالات و تنوع موضوعی آن‌ها باعث شد مجموع پاسخ‌ها چیزی در حدود 15 هزار کلمه باشد. بنابراین برای پرهیز از طولانی شدن متن، این پرسش و پاسخ‌ها طی 5 قسمت و با عنوان «حق من کجاست؟» منتشر می‌شود.

تلاش ما این است که پس از انتشار هر قسمت به برخی از کامنت‌های منتخب نیز توسط حجت اسلام خلیل‌زاده پاسخ داده شود.

***

 

12- چرا دادگاه حق حضانت فرزند رو تا 7 سالگی فقط به مادر میده؟ بر اساس کدوم قانون شرعی؟ در صورتیکه بچه ها در سنین نوجوانی بیشتر به مادر احتیاج دارن.

اصولا در اسلام حضانت فرزندان امري مشترك و به عهده مادر و پدر است در اسلام، حق حضانت فرزند دختر بعد هفت سال و پسر بعد از دو سال به پدر واگذار شده است.  مسلم  است كه حضانت، نوعي مسؤليت براي كسي است كه عهده دار امور فرزند مي شود و اسلام به دلائلي اين مسؤليت را از دوش زن برداشته و به مرد واگذار كرده است که به برخی از آنها اشاره می کنیم.

1- به هر حال براي زن بعد از طلاق، موقعيت ازدواج دوم فراهم مي شود؛ حال اگر مسؤليت حضانت به عهده زن گذاشته مي شد، كدام مرد حاضر بود با زني ازدواج كند كه مجبور باشد علاوه بر او، مخارج فرزندان مرد ديگر را نيز برعهده گيرد؟ اين در حالي است كه نوعاً، زنان به جهات مختلف اين مسؤليت را برعهده گرفته و راضي به ازدواج با مرد فرزنددار مي شوند. لذا اسلام به جهت زمينه سازي براي ازدواج مجدد زنان اين مسؤليت را از دوش آنها برداشته است

2- بر فرض مشكل بيان شده را به نوعي نپذيرفته و بتوان مرداني را پيدا كرد كه مادر را با كودكش بپذيرند، اما بايد توجه داشت آمدن فرزند در خانه مرد بيگانه و عملاً تحت سرپرستى او قرار گرفتن، نوعى سرشكستگى و احياناً همراه با منّت و آزار است، در حالى كه نزد پدر، در خانه خود و زير سايه سرپرست خود است، چه آنجا نامادرى باشد، چه نباشد.

البته توجه داشته باشيد در حضانت، مهم ترين مسئله رعايت مصالح فرزند است لذا حق حضانت فرزند براي پدر به عنوان حكم اولي است اما اگر در مواردي، پدر صلاحيت لازم براي تربيت و نگهداري فرزند نداشته باشد اين امر به مادر واگذار مي شودو در همان مواردي كه حضانت به پدر واگذار مي شود، اسلام هيچگاه خلاء عاطفي مادر در دوري از فرزند را ناديده نگرفته و به مادر حق مي دهد به ديدن فرزند برود. بنابراين گرچه اين حكم پيامدهاى سوء عاطفى براى مادر دارد. ولي به هر حال برخی از آثار طلاق، از اموری است که گریزی از آن نبوده و زن و مرد با علم و آگاهی به طلاق روی می آورند نكته‌ي ديگر اين كه اگر مادر نخواهد بچه را نگهداری و حضانت کند، باز بر عهده پدر است تا او را نگهداری کند و مسئولیت با پدر مى‏باشد.(1)

اين تقسیم بندی به جهت مصلحت و نیاز کودک تعیین شده است؛ يعني در زمانى که فرزند نیاز بیش ترى به مادر دارد، اولویت نگهدارى فرزند به او داده شده ، چون در کودکی نیاز فرزند به مادر بیش تر است، مسئولیت سرپرستی به مادر داده شده و در عین حال در همین مدت، تأمین هزینه زندگى کودک برعهده پدر است ، اما در سنین بالاتر ، مسئولیت سرپرستي او به پدر داده شده است.

البته اگر هر کدام از پدر و مادر نخواهند این مسئولیت را بپذیرند، از این جهت که به زندگی فرزند آسیب می رسد، حاکم شرع و قاضی این مسئولیت را بر عهده دیگری می گذارد.نكته ي ديگر اينكه کودکان (دختر یا پسر) بعد از بلوغ و رشد، مدت حضانتشان پایان یافته و کسی بر او حق حضانت ندارد، بلکه اختیارش به دست خود اوست.

در اين گونه احكام معمولا قاعده طبيعي و متعارف مورد توجه قرار مي گيرد، چنان كه در وضع همه قوانين بين المللي وضعيت غالبي و حداكثري مورد ملاحظه قرار مي گيرد نه شرايط خاص مانند آن كه مادري تمكن و علاقه به نگهداري كامل از فرزندان خود را داشته باشد و نخواهد ديگر ازدواج كند. در فرض چنين تمايلي امكان و ظرفيت طرح اين مساله با پدر و درخواست نوعي همراهي و مصالحه وجود دارد ؛ اما در هر حال آن چه در متن قوانين بيان مي شود، شرايط عمومي و طبيعي افراد است.

و در نهايت بايد گفت طرح سوال شما در فرض مواردي است كه والدين هر دو خواهان مراقبت و نگهداري از فرزند هستند، در حالي كه در بسياري از موارد ديده مي شود والدين حتي مادران به دلايل مختلف خواهان پذيرش مسئوليت فرزندان خود نيستند و علي رغم محبت مادري و علاقه به ارتباط با فرزندانشان نمي خواهند يا نمي توانند مسئوليت ادراه و نگهداري از آنان را بر عهده بگيرند ؛ در اين صورت قانون اسلام رعايت شرايط منطقي در حفظ حرمت فرزند و والدين را نموده است و ظلمي هم به مادر روا داشته نشده است.

 

13- چرا فامیل بچه باید فامیل پدرش باشه و چرا فامیل مادرش نباشه؟چه فرقی داره؟

توجه داشته باشید در بسیاری از موارد احکام و قوانین، جنبه عرفی دارد نه دینی بنا براين غير قابل تغيير نيستند. آنچنان که در عرف فعلی، نام خانوادگی افراد، بر اساس نام خانوادگی پدر سنجیده می شود این نه بدان جهت است که فرزند متعلق به پدر است و در شرائط عادی به مادر اختصاص ندارد، بلکه ناشی از قوانین عرفی است که به دلائل مختلف این امر روی داده است و ممکن است عرفی دیگر در شرائطی خاص نام خانوادگی مادر را برای فرزند بپذیرد و یا در عرف فعلی نیز، نام خانوادگی مادر را برای خود انتخاب کند .البته به نظر ميرسد اين كار عرف هم بي دليل نباشد زيرا وقتي سرپرستي خانواده با پدر بود اعضاي خانواده هم با او شناخته ميشوند كه قبلا توضيح داديم اين سرپرستي و تصدي رياست خانواده مسئوليت است و لزوما فضيلت محسوب نميشود تا بگوييم چرا زن از آن محروم است.

 

14- چرا شهادت دو زن به اندازه یک مرده؟

حتما در مورد يكي از تفاوتهاي تكويني زن و مرد يعني تاثير پذيري بيشتر زنان بي اطلاع نيستيد يكي از شاخص ترين اختلاف روحي بين زن و مرد، غلبه تأثيرپذيري و انفعال در وجود زنان است. اين غلبه که از آن به قوي بودن احساسات و عواطف در زن تعبير مي شود با وضع روحي مردان متفاوت است اين روحيه باعث مي شود که زن بسيار زودتر از مرد به خنده درآيد يا به گريه بيفتد يا دستخوش ساير انفعالات روحي گردد. يکي از آثار انفعالي تر بودن روحيه زن، ضعف نسبي دورانديشي در اوست. براي فهم اين مطلب در نظر آوريد زماني که انسان دستخوش عاطفه يا انفعال شديدي از قبيل غم، شادي، غضب، شهوت و ترس شود، چگونه قدرت تفکر، دورنگري، مقايسات عقلي، نقد و داوري صحيح را از دست مي دهد. زن در همه عمر تقريبا دچار چنين حالتي است. به همين جهت سنجشها و داوريهاي او غالبا ظاهربينانه است. در حالي که همه اين خصلت ها در مرد، به مراتب ضعيف تر از زن وجود دارد.

البته اين ويژگي روحي زن نتايج بسيار خوب و مطلوب هم به بار مي آورد. تصدي کارهاي فراواني نيازمند احساسات و عواطف شديد است. طبعا اين گونه کارها فقط از زن ساخته است. بچه داري يکي از همين کارهاست. زن فطرتا و طبعا دوست دارد که بچه دار شود، کودکش را در آغوش بکشد، بر زانو بنشاند، به او شير يا غذاهاي ديگر بدهد، ، وسائل سرگرمي و شادي او را فراهم آورد، با او بازي کند و او را بخنداند و ... مرد هم کمابيش از اين کارها لذت مي برد اما به خوبي زن از عهده آنها بر نمي آيد.

شايد اين تفاوت دليل روشني براي توضيح كافي نبودن شهادت زنان به تنهايي در بعضي دعاوي است البته اين نكته هم قابل ذكر است كه شريعت اسلامي در مواردي هم شهادت زنان را مستقلا پذيرفته است در اين زمينه ميتوانيد به قانون آئين دادرسي مدني مراجعه كنيد.

 

15- چرا مرد میتونه حکم تمکین بگیره؟مگه زن زندانیه مرده؟

در پاسخ  بايد گفت حكم عدم تمكين به دليل ناشزه شدن زوجه صادر ميشود. نشوز شرعا عبارت است  از خروج زوجین از انجام تکالیف واجبی که بر عهده هر کدام از آنها در رابطه با دیگری گذاشته شده است. با این حساب، نشوز اختصاص به زن ندارد بلکه مرد نیز ممکن است در برابر همسرخویش نسبت به انجام تکالیف واجب خود اقدامی نکند و از این نظر ناشز محسوب شود. تمكين درباره‌ي زنان عبارت است از اينكه زن باید در نزدیکی جنسی و دیگر بهره‌های شهوی مرد با او، حالت پذیرش و آمادگی در حد توانایی جسمی و روحی، بنابر انتظار عرف داشته باشد. مگر این‌که دارای عذر شرعی و قانونی مثل عادت زنانگی، مریضی و ... باشد. البته درباره نشوز مرد عبارت عدم تمکین را به کار نميبرند. با این حساب زن نیز می‌تواند چنانچه شوهر به اقامه تکالیف واجبي كه بر عهده اش گذاشته شده اقدام نکند، او را از طریق مراجعه به محکمه ملزم کند، براي نمونه  يكي از وظایف مرد نسبت به همسرش حق همبستري است كه معمولا ما فقط به اين حق از طرف مرد توجه ميكنيم اگر چه قانون در اين زمينه ساکت است و به عبارت حسن معاشرت اکتفا کرده است.

اما فقها در دو قسمت؛ به این بحث پرداخته‌اند:

1. حق زن بر شوهر این است که اگر زن باکره است، پس از عروسی، ‌هفت شب را نزد او بماند و اگر ثبیه باشد سه شب و پس از آن اگر دارای یک زن است،‌ باید هر چهار شب یک شب نزد او بماند و سه شب دیگر آزاد است و هر گاه دارای چند زن است، باید نزد هر یک شبی را از چهار شب بگذراند.

2. نزدیکی جنسی: شوهر مکلف است، هر چهار ماه یک بار با زن خود نزدیکی جنسی نماید و این از حقوق زن محسوب می‌شود بنا براين زوجه نيز ميتواند دعواي نشوز را با استناد به اين حق واجب خود در دادگاه اقامه كند و علي القاعده اين دعوا مسموع است.

 

16- چرا زن حق بیرون رفتن از خونه بدون اجازه ی شوهرش رو نداره؟ زن ها در قرن 21 انسان هایی هستن که پا به پای مردها در جوامع تلاش می کنن و موثرن. چه برتری در مردان وجود داره که اجازه ی زن دست مرده؟

نظام خانواده مانند سایر نظام‏ها، نیاز به مدیر دارد، اين اقتضاي هر جمع دو نفره است اسلام از میان اعضای خانواده، شوهر را با توجه بقیه قابليتهاي تكويني به عنوان مدیر انتخاب کرده و هزینه زندگی و مسئولیت فرزندان را در بسیاری از موارد برعهده او قرار داده است كه خود برداشتن مسئوليتي سنگين از دوش زن است. از این رو، رضایت شوهر در خروج از منزل براساس مدیریت شوهر و در قبال پرداخت هزینه همسر و به جهت تحکیم نظام خانواده و حفظ حقوق مردان و فرزندان است. اضافه بر این که وجود زن برای بیگانگان و نامحرمان حساس تر از وجود مرد است، چنان که از لحاظ جسمی، زن ضعیف تر است. بنابراین، زن ممکن است مورد تعرض قرار بگیرد که آمارهای موجود در این باره کاملاً گویا است.

براي مرد به خاطر حفظ ناموس شايسته و بايسته است كه اين حق قرار داده شود و همسرش بدون اطلاع او از خانه خارج نشود. مرد برای اطمینان خاطر خویش و برای مصونیت زن با توجه به آسیب پذیری زن در محافل و همنشینی‏ها  باید در جریان آمد و شد خانمش به خانه و خارج از آن قرار گیرد از طرف دیگر مسؤلیتی که مرد برای تأمین نیازمندی‏های زندگی دارد، به طور طبیعی و عادی او را به صحنه اجتماع می‏کشاند، در حالی که زن چنین وظیفه‏ای ندارد. بنابراین خروج مرد از خانه الزامی است و اذن گرفتن بی معنا است، برخلاف خروج زن.

البته خروج مرد از خانه کاملاً رها شده و بی قید و شرط نیست، بلکه دارای قیود قانونی است، زیرا زن نیز حقوقی دارد که قانوناً مرد را مکلف به حضور نزد زن در شرایط لازم می‏کند.

خروج زن از خانه همواره نیازمند اذن شوهر نیست، بلکه در مواردی خروج زن از خانه جایز است، از جمله:

1 - کسب علوم واجبه و یا انجام تکالیفی که مستلزم خروج از خانه است.

2 - احقاق حق مانند دادخواهی و شکایت به دادگاه یا ادای شهادت و امثال آن.

3 - براساس برخی از فتاوا در صورتی که قبل از ازدواج زن در کاری استخدام بوده است، پس از ازدواج نیز به خاطر سابقه استخدام می‏تواند سر کار خود برود و ازدواج مانع آن نیست.

4 - در صورتی که به صورت شرط ضمن العقد به هنگام ازدواج، جواز خروج از خانه را شرط کرده باشد.

اما در مورد احسان به پدر و مادر: احسان به والدین امری ضروری می‏باشد که شوهر نمی‏تواند زن را از این کار منع کند اما می‏تواند مانع رفتن زن به خانه پدرش بشود، چون احسان اعم از رفتن به خانه پدر می‏باشد و بدون رفتن هم می‏تواند احسان به پدر و مادر صورت پذیرد.

 

17- پیامبر (ص) فرموده‌اند: «اگر سجده جز بر خدا حرام نبود میگفتم زن به مردش سجده کند» فروع کافی، ج 5، ص 507 لطفا توضیحی راجع به این حدیث بدید که ما هم قانع بشیم.

در پاسخ به اين دوست عزيز بايد گفت نظر شما درباره ي اين روايت چيست كه اهل بيت عليهم السلام فرمودند خيركم خيركم لاهله و نحن خيركم لاهله بهترين شما بهترين شما با زنش هست و ما از همه شما با زنانمان بهتريم. ببينيد چه قدر تعبير سنگين است ميفرمايد در بهتر بودن ارتباط با همسر مسابقه بگذاريد و ما در اين مسابقه از همه‌ي شما پيشي گرفته ايم و اما در مورد روايت مذكور بايد گفت يكي از مسائل حقوق اسلام اين است كه در در جمع دو نفره و زوج متشكل از زن و مرد طبيعتا نياز به مدير وجود دارد كما اينكه اگر مجلسي داشته باشيم كه عددش زوج باشد و كسي را به عنوان رئيس و مدير تعيين نكنيم دچار مشكل ميشويم چرا كه چه بسا نصف نصف اراء مقابل هم باشد و اين در خانواده بين زن و شوهر بسيار اتفاق ميافتد به همين جهت اسلام با توجه به تكاليفي كه به عهده ي مرد گذاشته مسئوليت رياست و مديريت خانواده را نيز بر عهده ي مرد گذاشته است مسئوليت سنگيني كه براي رسيدن به سر منزل مقصود به همراهي تام زن نياز دارد البته اين به معناي استبداد مرد نيست بلكه در موارد اتفاقي اين نهاد كار كرد خود را در نظام پوياي خانواده در اسلام نشان خواهد داد. با اين توضيح پيامبر اكرم (ص) در صدد توضيح اين نكته برآمده اند كه زن در موارد اتفاقي كه به هر حال يك نظر بايد به اختلاف و بحران خاتمه دهد بايد همچون پذيرش ولايت خدا ي متعال در نمونه ي بسيار كوچك تصدي و سرپرستي همسرش را براي تمشيت و تدبير امور خانواده بپذيرد.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٦/١٤
١
١٠
پیامبر (ص) فرموده‌اند: «اگر سجده جز بر خدا حرام نبود میگفتم زن به مردش سجده کند»!!!
Anise
Anise
٩٤/٠٦/١٤
٢
٠
:||||
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٦/١٤
١
١
چرا به من منفی میدین من چه گناهی کردم!توی آخرین سوال متن اینو نوشته .عجب ها!
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
ميشه بگيد دقيقا كجا فرمودن؟ (توكدوم كتاب نوشته؟)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
جواب دومم افتاد پايين! ذكر دوباره اين مطلب براي چي بوده؟
n_gharib
n_gharib
٩٤/٠٦/١٤
٠
١
من سوال دارم ایا ما داریم فمنیستی به این مطلب نگاه می کنیم ؟؟؟؟؟؟
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٦/١٤
٠
٢
هدف از این پرسش پاسخ ها نشان دادن برابر بودن حقوق زنان با مردان هستش///حالا قضاوت باش شماست بعد خوندنش که چی برداشت میکنید از مطلب و جوابهاش..
محمد رضا
محمد رضا
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
چه چیزی باعث شده شما احساس نگاه فمنیستی داشته باشید؟
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
آقای آتشروان؛ هدف این مطلب اصلا این نیست. چون اساسا برابری به معنای مساوات در هیج کجای منظومه حقوق زن در کنار مرد نیست. هدف این مطالب نشان دادن نگاه اسلامی به سؤالات درج شده در مورد حقوق زن و منظومه حقوقی در این زمینه هست
مریم_ن_ر
مریم_ن_ر
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
به نظر من اگه قراره جواب سوالی نقد بشه باید بر مبنی اصول فقهی و انسانی و با ادله محکم و محکمه پسند باشه. صرف گفتن چندجمله نه تنها دردی رو دوانمیکنه بلکه نشون میده مخاطب احتمالا ازروی هیجان واحساس قضاوت میکنه. امیدوارم آقای آتشروان دلایل بهتری رو ارائه بده.
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٦/١٦
٠
٠
آقای نادری اگه هدف این مطالب اون چیزهای هست که شما میگید /من حرفی ندارم/من فکر میکردم چیز دیگه ا ی است.
Anise
Anise
٩٤/٠٦/١٤
٧
١
من اصلا نمی خوام فیمینستی به این قضیه نگاه کنم اما اگه نظر اسلام درباره زن چیزیه که تو این مطالب نوشته واقعا این دین مشکل داره پس!
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٦/١٥
٠
٣
منم که از قسمت اول این سری پرسش پاسخها همین رو دارم داد میزنم!
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
کدوم قسمتش شمارو به این نتیجه رسونده؟
مریم_ن_ر
مریم_ن_ر
٩٤/٠٦/١٥
١
٠
جواب های سوالات بسیار منطقی و مطابق با عقلانیت و منطقه. باتشکر از کارشناس محترم برنامه. دوستان عزیزی که هنوز قانع نشدند به نظرم مشکل رو جای دیگه جستجو کنند.
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
بله متوجه شدم! فروع کافی، ج 5، ص 507 خوب اين رو كه جوابش رو هم نوشته تاكيد مجددش براي چي بود؟
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٦/١٦
٠
٠
برای عجیب بودنش برای من.
Mahziar
Mahziar
٩٤/٠٦/١٥
١
٠
خوب اگه میخاستین اینا رو بگید در جواب سوال ها ، همه رو معرفی میکردید به سایت تبیان همه اینارو اونجا نوشته ، چه واجب بود این بنده خدا رو تو زحمت بندازید ، قرار بود جواب سوال ها جوری باشه که نسل جوان رو قانع کنه ، نه این که تکرار مکررات باشه ، اینا رو 17 سال همه از ابتدایی تا دکترا تو درس معارف میخونن تو گوش همه و هیچکس هم قانع نمیشه !
ghazale
ghazale
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
انصافا خیلیاش تکراری بود :|
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٦/١٦
٠
٠
من خیلی در این زمینه مطالعه کردم؛ واقعا پاسخ ها چیزهایی شبیه به همین هست. کتاب ها و مسائل هم همینه؛ به نظر من در این زمینه ها اگر بخواد کار جدی بشه به صورت متنی نمیشه؛ از طرفی درک یک منظومه حقوقی و پذیرش ابعادش به صورت همه جانبه نیاز به تبلیغات درست داره؛ وقتی تبلیغات نباشه و از طرفی منظومه های حقوقی دیگه به شدت فعال هستند؛ طبیعتا این جواب ها قانع کننده نیست
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٦/١٦
٠
٠
منو قانع نکرد. هیچکدوم از جوابای این چهار قسمت. اکثر کامنتامم حذف شد
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠