آی آدم‌ها...

آی آدم‌ها...

نویسنده : mra

مثل همه روزهای دیگر تا می‌رسم به محل کارم یک فنجان چای برای خودم می‌ریزم و پیش از آن که سر و کله اولین مشتری پیدا شود، صفحه نخست یکی از خبرگزاری‌ها را باز می‌کنم تا ببینم در این چند ساعتی که ما خواب بوده‌ایم آدم‌ها چطور با یکدیگر مدارا کرده‌اند. بی خبر از این‌که اولین تصویری که توی مانیتور باز می‌شود غم انگیزترین عکسی است که تا به حال به عمرم دیده‌ام.

عکس کودکی غرق شده که به وسیله موج‌ها به ساحل آمده. لابد فنجان چای هم مثل من یخ کرده. تا ظهر هزار بار عکس را می‌بینم و به مادرش فکر می‌کنم که حالا کجای این اقیانوس باید دنبال فرزندش بگردد. تازه آن هم اگر زنده باشد و جنازه‌اش به ساحل دیگری نرسیده باشد. و به پدرش که به امید یک ساحل امن و پر از صلح از وطن جنگ زده خویش دل را به دریا زده. کفش‌های خیس آن کودک سوری را هرگز فراموش نخواهم کرد. همین دیشب با همسرم برای پسرمان که هنوز به دنیا نیامده قشنگ‌ترین کفش دنیا را خریدیم. 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
n_rohani
n_rohani
٩٤/٠٦/٢٢
٠
٠
مرگ بر جنگ واقعا ممنونم ولی ای کاش ادامه میدادین
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
نفرین به ظلم....نفرین به جنگ چه کنیم با این همه درد روی دلمان....
راتا
راتا
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
شایدزیباترین خواب دنیاروآیلان داشت.....که شایدچشم خیلی هاروبازکردبابستن چشمهای کوچیک خودش!
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
مسخره ترین امر موجود تو دنیا جنگ بین انسان هاست..
امانی
امانی
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
و توی همین بازی مسخره چه مردم نازنینی که می میرند...
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
یادم تو را فراموش

خنده هایش آغاز ماجرا بود

٩٦/٠١/٣٠
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
شعری سروده خودم

به نام عشق

٩٦/٠١/٣١
حس دلتنگی

همه ی دار و ندارم به تو بر می گردد

٩٦/٠٢/٠٦
از والیبالیستی تا خوابیدن با چشم های باز

معلم ها در گذر زمان

٩٦/٠١/٣١
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات