مثل همه روزهای دیگر تا می‌رسم به محل کارم یک فنجان چای برای خودم می‌ریزم و پیش از آن که سر و کله اولین مشتری پیدا شود، صفحه نخست یکی از خبرگزاری‌ها را باز می‌کنم تا ببینم در این چند ساعتی که ما خواب بوده‌ایم آدم‌ها چطور با یکدیگر مدارا کرده‌اند. بی خبر از این‌که اولین تصویری که توی مانیتور باز می‌شود غم انگیزترین عکسی است که تا به حال به عمرم دیده‌ام.

عکس کودکی غرق شده که به وسیله موج‌ها به ساحل آمده. لابد فنجان چای هم مثل من یخ کرده. تا ظهر هزار بار عکس را می‌بینم و به مادرش فکر می‌کنم که حالا کجای این اقیانوس باید دنبال فرزندش بگردد. تازه آن هم اگر زنده باشد و جنازه‌اش به ساحل دیگری نرسیده باشد. و به پدرش که به امید یک ساحل امن و پر از صلح از وطن جنگ زده خویش دل را به دریا زده. کفش‌های خیس آن کودک سوری را هرگز فراموش نخواهم کرد. همین دیشب با همسرم برای پسرمان که هنوز به دنیا نیامده قشنگ‌ترین کفش دنیا را خریدیم. 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
n_rohani
n_rohani
٩٤/٠٦/٢٢
٠
٠
مرگ بر جنگ واقعا ممنونم ولی ای کاش ادامه میدادین
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
نفرین به ظلم....نفرین به جنگ چه کنیم با این همه درد روی دلمان....
راتا
راتا
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
شایدزیباترین خواب دنیاروآیلان داشت.....که شایدچشم خیلی هاروبازکردبابستن چشمهای کوچیک خودش!
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
مسخره ترین امر موجود تو دنیا جنگ بین انسان هاست..
امانی
امانی
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
و توی همین بازی مسخره چه مردم نازنینی که می میرند...
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣