فالی که گره  با دندان باز میکند!

فالی که گره با دندان باز میکند!

نویسنده : f_oneidi

توی اتاق نشسته بود و تند تند داشت از فال قهوه‌ای که دیروز پیش فلانی که به فلان اسم مشهوره گرفته بود، حرف میزد. از اینکه کارش چقدر درسته و یک چیزهایی را گفته بود که به عقل جن که هیچی کرم‌های خاکی توی باغچه‌شان هم نمیرسید! من‌ هم با بی حوصلگی داشتم به حرف‌های بسیار هیجان انگیزش !گوش میدادم. با خودم فکر کردم حتما چند وقت دیگر فال آب پرتقال، فال آب هویج بستنی با پسته زیاد! فال آب سنگین اراک و...هم می‌آید تو دم و دستگاه فالگیرهای محترم!

وقتی فاز اول صحبت کردن‌هایش تمام شد و رسید به فاز خسته کننده و تکراری که: «تو هم باید بیای!! کارش حرف نداره! همین یه دفعه! بیای چیزیت نمیشه! یه کاری میکنه بختت وا شه! اصلا یه طلسم میده اون پسره‌ی چشم چالغوزی خیر ندیده برگرده!! گره‌های زندگیت رو وا میکنه!» فقط لبخند میزنم و با خودم فکر می‌کنم چه عیبی دارد یکبار هم من بروم. هم از دست تکراری‌های بی امانش راحت می‌شوم و هر دفعه گیر نمیدهد پاشو بیا ببین چه خبره و هم آن چشم چالغوزی خیر ندیده دیگر فحش نصیبش نمی‌شود و هم من آن‌قدر سطح فکرم را پایین می‌آورم که دست به دامن فالگیر بشوم تا بلکم لطف کنند و مشکلاتی که خودم دست برای باز کردنشان ندارم را با دندان باز کنند!

تازه هم من نیستم که جلسه‌ای 60 تومن قرار است پول بریزد توی جیبشان! چه عیبی دارد اگر آن پول را بریزم دور بالاخره از یک نفر کمک گرفتم که هم داناست و هم مشاور خوبیست! آینده‌ام را هم پیشگویی کرده و تازه امید الکی هم بهم می‌دهد که چشم چالغوزی برمی‌گردد و همه چیز خوب می‌شود. هیچ مشکلی هم ندارد اگه بعدش همه چیز بدتر از قبل بشود.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
فالی که راهِ لقمه را از دور سر می چرخاند؛ بده کف دستت ببیـــنـُـم؛ بیا فالت بگیرُم؛
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
سلام:قلبتون پرازشادمانی باد.
f_oneidi
f_oneidi
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
خیلی متشکر استاد همینطور شما متشکر از نگاهتون
n_gharib
n_gharib
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
خخخ پسره چشم چلغوزی خیلی تعبیر طنز و قشنگی بود خخخخ متشکرم
f_oneidi
f_oneidi
٩٤/٠٦/١٦
٠
٠
بله!!خخ متشکرم نظر لطفتونه ممنون از نگاهتون
Nafiseh.Sadat_Banihashem
Nafiseh.Sadat_Banihashem
٩٤/٠٦/١٦
٠
٠
خیلی خوب بود
f_oneidi
f_oneidi
٩٤/٠٦/١٦
٠
٠
متشکرم
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٦/١٦
٠
٠
آقا ولی یکی از همین فالگیرا اول بهار به من گفت سه نوبت دیگه ازدواج داری دقیقا سه ماه بعدش عقدم بود :|
f_oneidi
f_oneidi
٩٤/٠٦/١٦
٠
٠
واقعا؟؟؟عجب فالگیری بودن!به من هم معرفی کنید
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٦/١٦
٠
٠
ایشالله چشم چالغوزی برگرده هم شما ازرفتن پیش فالگیر منصرف شین هم اون دوستتون بیخیال ماجراهای شما بشه :)
f_oneidi
f_oneidi
٩٤/٠٦/١٦
٠
٠
من و چه به این حرفها!اونم از نوع چالغوزی راستش فقط یه مطلب بود خب البته یادم رفته بود بنویسم تخیلی نوشت!متشکرم از اینکه خوندید و از اینکه دلتون میخواسم من راحت بشم!ممنون از نگاهتون
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٦/١٨
٠
٠
آها ازون لحاظ پس تخیلی نوشت قشنگی بود :)
meshkat
meshkat
٩٤/٠٦/١٦
٠
٠
من اون فالگیرا رو کاری ندارم، اونا خدا رو جواب کرده، تعجبم از این جماعت مشتریاشونه!
f_oneidi
f_oneidi
٩٤/٠٦/١٧
٠
٠
من هم اخه همه چیز رو ول کردن دست به دامن فالگیر شدند!
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
خاطرات باهم بودن

ساعت یازده

٩٥/١١/٣٠
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات