مجمع خاطرت...

مجمع خاطرت...

نویسنده : f_oneidi

خاطراتم جمع وجور شده‌اند. یک دقیقه، چند ثانیه.

یک بعد از ظهر آرام جای بعد از ظهر بارانی‌ام را نمی‌گیرد. خنده‌های بلند و کشدار اعصاب خرد کنم قسمت خالی خوشحالی‌ام را پر نمی‌کند، این روزها دیگر دست‌هایم از شوق نوازش شکوفه‌ای دراز نمی‌شود. آخر برای من فصل، فصل پاییز است نه بهار. فرقی نمی‌کند اگر تابستان باشد. و فقط آدمی که تنهاست می‌فهمد واکنش در برابر کنش‌های بی اثر چه دردی دارد. مثل این‌که باران ببارد و کنار پنجره نشسته باشی و فقط ادا دربیاری که چقدر از قدم زدن توی هوای بارونی بدت می‌آید.

باشد خاطرت جمع تمام خاطراتم را جمع کرده‌ام، تا تو تمام عاشقانه‌هایت را جمع کنی و توی قلب یکی دیگر بریزی! خاطرت جمع این بار از تو هیچ اثری ندارم توی روزهایم فقط تنها یادگاری‌ات را توی قرص‌هایی می‌ریزم که فراموشی می‌آورند.

برعکس تو واقعیت دارند ذره ذره‌شان!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/٠٦/١٩
٠
٠
این روزها دیگر دست‌هایم از شوق نوازش شکوفه‌ای دراز نمی‌شود. این جمله عالی بود؛ متن با احساسی بود/..
f_oneidi
f_oneidi
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
متشکر از نگاهتون لطف دارید
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/١٩
٠
٠
در اینکه سبک نوشتار شما حرفی نداره، مطمئنم. یعنی از انتخاب واژه ها و جمله بندی ها و تمثیل ها و اشاره های کنایی مشخصه، اما همۀ حرف ها دربارۀ موضوع گفته شده، کاری نمیشه کرد. استعدادتون رو چرخش بدین به یک مسیر دیگه :-)
f_oneidi
f_oneidi
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
چشم حتما متشکر از اینکه بهم میگید که چطوری بهتر بنویسم اما دقیقا نفهمیدم باید مسیرم رو از کجا به کجا تغییر بدم!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/١٩
٠
٠
سلام:پیروزباشید
admincheh
admincheh
٩٤/٠٦/١٩
٠
٠
به نظرت این جمع و جور کردن خاطرات هم مثل نشستن پشت پنجره و فقط ادا درآوردن ِ..؟
f_oneidi
f_oneidi
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
راستش متنم زیر و رو شده اصلا من داشتم با کلمات بازی میکردم نمیدونم چرا اینجوری شده!
f_oneidi
f_oneidi
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
ادا در اوردن نیست اما بعضی خاطرات رو هرچقدر هم جمع کنیم باز هم هنوز هستند ،مثل قبل پررنگ
f_oneidi
f_oneidi
٩٤/٠٦/٢١
٠
٠
خدای من مجمع خاطرت؟؟؟این اصلا تیتر متن من نبوده!چه بلایی سر متنم اومده؟؟؟
پربازدیدتریـــن ها
مقایسه دو کتاب کلیدر و بوف کور

ادبیات داستانی اجتماعی یا داستانی سیاه نمایی؟

٩٦/٠٦/٢٧
به امید روزهای بهتر

پایان تلخ استقلال علی منصور

٩٦/٠٦/٣٠
شعری سروده خودم

عاشقی پیشه خوبیست

٩٦/٠٦/٢٦
شعر واگیردار است!

شاعران در قرنطینه

٩٦/٠٦/٢٩
در سکوت مطلق

یک روز از همین امروز و فرداها

٩٦/٠٦/٢٦
ترانه ای سروده خودم

ناقوس تنهایی

٩٦/٠٦/٢٦
تا عاشق بمانیم

شاعر جماعت را دریابید!

٩٦/٠٧/٠١
ترانه ای سروده خودم

شاه قلبم

٩٦/٠٦/٢٨
درد ندیدن نوه دختری عمه بزرگ لیلا خانم

درمان درد دل

٩٦/٠٧/٠٢
به سختی خودم را از خاطرات بیرون کشیدم

پانسمان

٩٦/٠٦/٢٩
ملاقات غیرمنتظره با رئیس جیم

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت نهم

٩٦/٠٦/٢٧
در راستای اظهارات وزیر بهداشت

روحانی؛ ضمانت خرید شماست

٩٦/٠٦/٢٦
صدای اعضای شورای شهر هم در آمد

نمایشگاه ایرانکام سال به سال افتضاح تر

٩٦/٠٦/٢٧
شعری سروده خودم

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود

٩٦/٠٦/٣٠
از ایده هایی که باید ادامه دهیم

مقاله نویسی چطور است؟

٩٦/٠٦/٣٠
غار رنگی رنگی

دوست داشتن و دوست داشته شدن...

٩٦/٠٦/٢٨
می خواهم از زندگی ام بنویسم

پاییز توی راه با کلی بارون

٩٦/٠٦/٣٠
زندگی ات را مدیریت کن

از رابطه ها

٩٦/٠٦/٢٩
گند همه چیز را در می آوریم

آموزنده های دوست داشتنی

٩٦/٠٧/٠١
خسته شدم از کاغذ سیاه کردن

بی حوصله

٩٦/٠٧/٠١
تبلیغات