کعبه آن سنگ نشانیست که ره گم نشود ...
در حاشيه هاي حاجي شدن و اعمال واجب بعد از آن

کعبه آن سنگ نشانیست که ره گم نشود ...

نویسنده : محمد حسین وکیلی

گسترش جست‌وجو در گوگل با مضامین «اس‌ام‌اس حج» یا «پیامک حاجي شدن» و رسیدن پیامک‌هایی از کسانی که بر دوری و دوستی اعتقاد داشتند و از آن‌ها خبری نبود، نوید مي‌دهد كه حاجي‌ها پا به شهر خودشان گذاشته اند و دور زدن خانه خدا را به پايان رسانده‌اند تا شاید آن‌هایی که اهل دور دور کردن بودند، پس از بازگشت، از دور زدن مردم نيز دست بردارند.

خودمان که سعادت نداشتیم ولی آن‌ها که داشتند، می‌گویند برجی ساخته‌اند در حد لالیگا و ساعتی در آن هست به بزرگی رونالدو که قبل از این‌که فرصت دیدن کعبه را داشته باشي و سه آرزو را به باد ندهی، محو جمال برج «حاج آقا آل خلیفه» می‌شوی.

می‌گویند مکدونالد هم شعبه‌ای در عربستان دارد گویا ایرانی هم رابطه بدی با مک ندارند، بالاخره نباید در بلاد غریب گشته ماند دیگر. (البته حاجی‌ها پیشنهاد می‌کنند با کوکا خیلی می‌چسبد!)

می‌گویند از شهر مکه که خارج می‌شوی و به ریاض نزدیک می‌شوی هم خبری‌های جالبی است که برای ما جالب نیست از ذکر آن معذوریم!

حتی می‌گویند مغازه‌هایی دارد چند طبقه که پروما و الماس شرق را در جیبش می‌گذارد و می‌توانی از ناخن مصنوعی تا مهر و سجاده چینی در آن پیدا کنی و چاره‌ای نداری، باید خرید کنی تا شاید وقتی برگشتی مورد لعن و نفرین اطرافیان قرار نگیری.
به هر حال وقتی باز می‌گردی حداقلش یک لقب ارزشمند کسب مي‌كني، دیگر شما یک حاجی یا حاجیه شده‌اید.

اگر بازاری باشید، دیگر ارزش خود را بالا برده‌اید، به مغازه شما می‌گویند مغازه حاج آقا و اگر کمی هم چاق باشید، دیگر کلی ارزشمند و دارای کلی اعتبار هستید.
اگر هم بازاری نباشید دیگر حاج آقا حاج خانوم فامیل شده‌اید و هر بار که صدای‌تان می‌کنند، احساس غرور می‌کنید حتی ذکر شده در روزهای اول، ته دل‌تان غنج می‌رود، اما یادتان نرود برای حاجی شدن فقط سفر به مکه کافی نیست باید یک ولیمه و سوغات هم بدهید.

مکه رفته اید و دیگر کم تر از کباب با سالاد و نوشابه و ماست نمیشود خب چه می گویند مردم اگر مثلا نون پنیر سبزی با گردو به عنوان ولیمه بدهید!

و حال نوبت جذاب ترین بخش است چمدان سوغات، ما عادت کرده‌ایم با یک چمدان به مسافرت رفته و با 5 چمدان برگردیم باید بالاخره نزدیکان را راضی کرد و یک زمانی خدایی ناکرده سوغات کوکب خانم نباید از سوغات نسرین خانم ارزشمندتر و مخصوصا گران‌تر نباشد و اگر تبعیض قائل شده‌اید باید خصوصی و مخفی این کار را انجام دهید وگرنه باید خودتان جواب‌گو باشید و اگر بحث فیزیکی و گیس ‌گیس‌کشی نشد باید خدا را شکر کنید.

شعر اختتام: کعبه آن سنگ نشانیست که ره گم نشود ... حاجی احرام دگر بند، ببین یار کجاست


برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
a_irani
a_irani
٩١/٠٨/١١
١٠
٦
اینها ک در مکه ب شیطان سنگ میزنند ب ایران رسیدند ب شیطان زنگ میزنند...
s-bigharar
s-bigharar
٩١/٠٨/١٢
٤
٣
واقعا که.....تازه 4 نفرم مثبت دادن.به جای نگاه معنوی به این قضیه.......متاسفم براتون.یعنی واقعا جوونا اینجوری شدن؟
f.haghighat
f.haghighat
٩١/٠٨/١١
٦
١
همه روز روزه بودن،‌ همه شب نماز کردن //همه ساله حج نمودن، سفر حجاز کردن //ز مدینه تا به کعبه، سر و پا برهنه رفتن //دو لب از برای لبیک، به وظیفه باز کردن //به مساجد و معابر، همه اعتکاف جستن //ز ملاهی و مناهی همه احتراز کردن //شب جمعه‌ها نخفتن،‌ به خدای راز گفتن //ز وجود بی نیازش، طلب نیاز کردن //به خدا که هیچ کس را، ثمر آنقدر نباشد //که به روی ناامیدی در بسته باز کردن
amin
amin
٩١/٠٨/١٢
٢
٦
واقعا متأسفم برای این مطلب و نویسنده اش مدیران جیم لطف کنن مطالب رو قبل از رونمایی در سایت یه نیم نگاهی بیندازند! امیدوارم به خاطر تهمت هایی که به میهمان های خدا زدید بتونید از خودتون دفاع کنید. شما هم مثل اون هایی هستید که میشه براشون این ضرب المثل رو به کار برد: گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه بو میده!
ایسل
ایسل
٩١/٠٨/١٦
٤
١
حاجی شخصی است که خدا را7بار دور زده چه برسد به بنده خدا
radmehr
radmehr
٩٢/٠١/٢٦
١
٠
خیلی از حرفات درست بود...
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
ممنون
زهره
زهره
٩٢/٠٥/٣٠
٠
٠
یکی از اقوام بیش از 5 بار مشرف شدن میگفتن اینبار از مدینه خرید کردیم بعد رفتیم مکه که یکمم خوش بگذره:دی
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤