دغدغه‌های یک جوان امروزی!

دغدغه‌های یک جوان امروزی!

نویسنده : naser_j

هم صحبت پدر و مادرها که می‌شوی بسیاری از آن‌ها از بی خیالی و بی‌مسئولیتی جوانان‌شان گلایه دارند، از شب زنده داری و غرق شدن در اعماق گوشی‌های‌شان و متعاقبا خواب‌های تا لنگه ظهر! پدرهایی که روزگار جوانی خودشان را با پسران‌شان مقایسه می‌کنند و از تلاش و مسئولیت پذیری و نان آوری‌های‌شان می‌گویند، بعضی‌های‌شان هم شناسنامه‌شان را شاهد می‌گیرند تا بگویند وقتی که هم سن پسرانشان بوده‌اند، دو سه تا بچه قد و نیم قد داشته‌اند و مادرانی که به دختران‌شان سرکوفت می‌زنند که به جای هفت نوع طراحی ناخن و لاک زدن، بلد بودند هفت نوع  غذا طبخ کنند و از یک گله(!) مهمان پذیرایی کنند.  

می‌خواهم در جواب همه سر کوفت‌ها  و زخم زبان‌های البته دلسوزانه‌شان بگویم بله؛ دغدغه ما جوانان امروزی تعداد فالورهایمان در اینستاگرام  است، دغدغه‌های ما لول‌مان در بازی کلش آف کلنز است و حرف زدن از فانتزی‌ها و نوستالژی‌های‌مان، و این روزها بعد از توافق ما با هیجان منتظر افتتاح شعبه مک دونالد هستیم تا به آرزوی‌مان برسیم و یک ساندویچ مک دونالد نوش جان نماییم، تمام  فکر و ذکرمان شده سلفی گرفتن در یک لوکیشن بکر و غیر تکراری و مشغله ذهنی ما این است برای فلان مراسم چه بپوشیم.

اما همه این‌ها علت دارد، ما کلا نسل قانعی هستیم! خودمان و آرزوهایمان را سی هزار فرسنگ زیر دنیای مجازی چال کرده‌ایم تا یادمان برود که دغدغه‌های طبیعی یک جوان در سن و سال ما اشتغال است و تهیه مسکن و تشکیل خانواده.

ما بچه‌های نسل گل کوچیک و الک دولک و لی لی هستیم، ما را چه به نت و اینترنت و اوترنت، همه ما رویای‌مان دکتر و مهندس و خلبان شدن بود و برای همین هم به مدرسه رفتیم و مشقت شونصد بار نوشتن از روی تصمیم کبری و چوپان دروغگو را به جان خریدیم و بعدها  یک سال خودمان را در چهار دیواری حبس کردیم و در محاصره دیوارها و جزوه‌ها و کتاب‌ها کنکور را خواب دیدیم !

خلاصه به هر دشواری که بود خود را به صندلی دانشگاه رساندیم و چند سالی را شیرین و تلخ و شیرین و باز هم شیرین درس خواندیم تا مدرکی را به دست‌مان دادند و شدیم دکتر، شدیم مهندس، به خیال این‌که از در دانشگاه که خارج شویم از ادارات و موسسات دولتی و خصوصی صف کشیده‌اند به استقبال‌مان اما ذهی خیال باطل! خبری از استقبال که نبود هیچ، خودما ن هم که مدرک به دست هر جا رفتیم بعد از کلی پاس کاری و الافی و مصاحبه و آزمون عذرمان را خواستند و یا از ما سابقه کار خواستند و خیلی محترمانه گفتند تنها کاربرد مدرکی که حاصل قریب به دو دهه تلاش و کار و عمرمان است؛ گذاشتن بر در کوزه است. این گونه شد که نخواستیم مزاحم سیاسی کاری‌های دلسوزانه مسئولین بشویم و با درخواست‌های پیش پا افتاده‌ای مثل ایجاد فرصت‌های شغلی آن‌ها را از دغدغه‌های بنیادی و اساسی مثل کسب کرسی بیشتر در انتخابات و یا شاخ و شانه کشیدن برای احزاب و جناح‌های رقیب قافل نماییم و در کار مقدس‌شان خللی وارد سازیم، این گونه بود که به دنیای مجازی کوچ کردیم، کنجی نشسته‌ایم تا نوبت زندگی کردن حقیقی به ما برسد.

لطفا به ما و دنیای‌مان گیر ندهید! بذا تو حال خودم باشم.... 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
زهی خیال باطل/ علافی/ غافل// باریکلا جناب سروان! کلیت نوشتت عالی بود و خواندنی؛ سعی کن از این (!) در وسط جمله استفاده نکنی، درست نیست. جمله این میشه: «یک گله مهمان پذیرایی کنند!»
naser_j
naser_j
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
چشم آمیرزا مرسی از راهنمایت و لطفت
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٦/٢٧
٠
٠
جناب میرزا تو خود هفته نامه هم از این علامت تعجب داخل پرانتز استفاده میشه:| راستی سلام و عرض ادب
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/٢٧
٢
٠
علیکم السلام خانم آقایی بزرگوار؛ اینکه استفاده می کنند، دلیلی بر صحت و درستی نیست بانو :-)
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
خیلی خیلی عالی بود/بدجور به دلم نشست/ کنجی نشسته‌ایم تا نوبت زندگی کردن حقیقی به ما برسد...
naser_j
naser_j
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
مرسی از لطفت,خیلی خیلی خوشحالم ک مورد پسند تون قرار گرفت به امید تحقق همه آرزو های حقیقی جوونا
naser_j
naser_j
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
مرسی از لطفت,خیلی خیلی خوشحالم ک مورد پسند تون قرار گرفت به امید تحقق همه آرزو های حقیقی جوونا
meshkat
meshkat
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
من اومدم ایراد املایی بگیرم که دیدم جناب میرزا زحمت شو کشیدن‎;)‎ دغدغه های خوب رو طنازانه به تصویر کشیدین. البته من دچار سردرگمی شدم چون دغدغه های پاراگراف دوم رو هم ندارم‎;)‎
naser_j
naser_j
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
یعنی فقط واسه پیدا کردن غلط املایی به سراغ یاداشتم اومدید!؟؟:) ……مرسی از لطف تون،راستش هدف اصلی این یاداشت و حرفش اینه که موارد اشاره شده در پاراگراف دوم دغدغه هیچکدوم از ما جوونا نیست و اینها صرفا یه سری سرگرمیه ک خودمون و درگیر شون کردیم تا جای خالی دغدغه های اصلی و طبیعی مون و ک شرایط رسیدن مون بهشون فراهم نیست و پر کنن
meshkat
meshkat
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
‎:)‎ اومدم یعنی اینکه خواستم وگرنه که برای خوندن مطلب قدم گذاشتم‎;)‎
naser_j
naser_j
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
مرسی لطف کردین,سوالم جنبه طنز داشت:)
elnazi
elnazi
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
هه...واقعنم همینطوریه!"لطفن به ما ودنیای مان گیر ندهید...."ممنون...شاید اولین متن بزرگیه ک تا آخر خوندمش:))
naser_j
naser_j
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
مرسی از لطف تون,خوشحالم تونستم نظر تون و جلب کنم وامیدوارم از اینکه وقت تون رو صرف خوندن یاداشتم کردین پشیمون نباشین
elnazi
elnazi
٩٤/٠٦/٢٧
٠
٠
وقتی دلنوشته کسیوبخونی که حرف دل خودتم باشه ،پشیمونی نداره....
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
سلام:هرنسلی دغدغه ومشکلات وفعالیتهاوتفریحات و... خاص خودش رادارد.نمیشودنسلی رابانسل دیگرمقایسه کرد.ایده آلهای قبل باحال حاضر واین نسل بانسل آینده متفاوت است.مسایل شرعی هم بجزواجبات که تغییرپذیرنیستندبرای هرزمانی فرق میکندبرای همین نیازبه مجتهدوولی فقیه وجوددارد.البته بحث مفصل است شاید کوتاه گفتن منظوررادرست نرساند.بطورکلی مقایسه نسلهادرست نیست.شایداگرجوانان امروززمان جنگ بودندپیروزیهای بهتری بدست می آمدشایدهم نه.امیدوارم که همواره سلامت٬موفق وسعادتمندباشید
naser_j
naser_j
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
مرسی از حضور تون,شما به جنبه درستی از مطلبم اشاره کردین ولی حرف نوشته من چیز دیگه ای بود یعنی حرف اصلیش این بود ک جوون های امروزی هم کار و تلاش و دوست دارن ولی بستر آنچنان ک باید فراهم نیست
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
سلام:بله متأسفانه کارکیمیای این زمان شده قبول دارم ولی بعضی توقعات هم بالاست.متأسفانه مسئولین که به فکرنیستندبایدجوان خودش کاری بکند.امیدوارم که سلامت وموفق باشید
naser_j
naser_j
٩٤/٠٦/٢٧
٠
٠
بله این ک خود جوونا باید یه حرکتی بزنن و تلاش کنن درسته اما برای همه امکانش نیست برای مثال کسی ک رشته دانشگاهیش به نوعیه ک حتما باید تو صنایع نفت و گاز و پتروشیمی فعالیت کنه نمیتونه خودش دست به کار شه و برا خودش پالایشگاه بزنه باید مسولین دست بکار شن,در اکثر مواقع خود آدم بفکر کار باشه و به امید مسولین نشینه یعنی بره سراغ یه کار بی ارتباط ب تخصصش
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
خیلی قشنگ نوشتید،ممنون:)
naser_j
naser_j
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
ممنون از نگاه تون
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
به نظر من اساسا ما دچار یک تفکر اشتباه در این زمینه هستیم. نمی خوام بگم که حرف های پدر و مادرهای ما غلطه ولی از یک جنبه حرف درست می زنند. مشکل نسل ما نه بی توجهی به مدرک دانشگاهی اش هست و نه چیزهایی که شما نوشتید. به نظرم نسل ما از بی مهارتی رنج می بره. آدم های زیادی که مدرک دانشگاهی دارند ولی مثلا بلد نیستند جلوی 50 نفر حرف بزنند و اون ها رو ب کاری ترغیب کنند. یا فوق لیسانس دارند ولی بلد نیستند یک مقاله روان انگلیسی بنویسند. من خیلی آدم های دیپلمه ای رو می شناسم که پول پارو می کنند چون مهارت بلدند و البته سیستم آموزشی این وسط کم مقصر نیست!
naser_j
naser_j
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
بله به نکته مهمی اشاره کردین مدرک دار های بی تخصص و درستر اشاره کردید ب نقص سیستم آموزشی,اما یه دلیل دیگش میتونه بی انگیزگی باشه یعنی جوونای در حال تحصیل با مشاهده خیل عظیم افراد بیکار ک اتفاقا بعضی ها شونم تخصص کافی رو دارن ناخدا گاه مدرک گرا میشن و چون نسبت ب کار کردن در رشته دانشگاهی شون نا امید میشن زیاد خود شون و به زحمت نمیندازن
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/٠٦/٢٧
٠
٠
کاملا با حرفتون موافقم
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٦/٢٧
٠
٠
اتفاقا بیشترین تقصیر رو سیستم آموزشی داره... ما تگه بخوایم خوب زبان یاد بگیریم باید در کنار شهریه دانسگاه سهریه کلاس زبان بیرون رو هم بدیم تا یه چی یاد بگیریم. ما که بیشتر واحدای درسیمون زبان بود چیزی یاد نگرفتیم...
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
یک چیز دیگه هم که شما در این نظر نوشتید و در متن هم هست توقع شما از افراد دیگر برای مهیا کردن شغله؛ به نظرم این هم اشتباهه؛ شما باید خودتون کار آفرین باشید و دنبال راه اندازی کسب و کار خودتون / البته این کار در حرف آسونه و قبول دارم که در ایران به علت های زیادی فضای کسب و کار خوب نیست و راه اندازی اش هم مشکل
naser_j
naser_j
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
اتفاقا باید از مسولین توقع فراهم کردن زمینه اشتغال و داشت ،در خیلی از رشته ها امکان این ک خود شخص مستقلا بتونه مشغول کار شه و نیاز به فراهم کردن شرتیط از طرف مسولین داره،مگه این که سراغ کار خارج از رشته و تحصیلات شون برن ک به اشنغال کاذب مشهوره
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
در مورد مطلب به نظر من مجوعا دغدغه ها خوب بیان شده بود. متن روان بود و حرف و گلایه به خوبی منتقل شده بود. بیگ لایک آقای جوادی
naser_j
naser_j
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
مرسی از لطف تون
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٦/٢٧
٠
٠
سلام جناب سروان. ادای احترام نظامی... 5یر از تماگ اینها هی میگن نرید تو دنیای مجازی بیاین تو دنیای واقعی. خب شما بگید چقدر بستر تفریح فراهمه؟!!!!!!! چقدر شادی کمه؟! در عزاهایمان قهرمانیم اما در جشناها... بگذریم. مرسی که مثل بقیه شعار ندادید!
naser_j
naser_j
٩٤/٠٦/٢٧
٠
٠
مرسی از شما ونگاه تون،آره متاسفانه وقتی تو دنیای حقیقی دل خوشی وجود نداشته باشه ب ناچار باید پناه برد ب خوشی های مجازی,همیشه سعی کردم عقیده خودم و بیان کنم و تا حد امکان شعار ندم :)
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
متنتون واقعا خوب بود :) البته یک اشتباه به نظر من رایج ما و فهنگ مست که فضای مجازی رو در مقابل فضای زندگی و واقعیمون میبینیم و قرارش دادیم!پس حتما باید بینشون یکی رو بیشتر براش ارزش قائل بشیم
naser_j
naser_j
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
مرسی از نگاهتون ،شاید یه دلیل این تقابل نوع افراطی ما ایرانیا از این فضا ها باشه که ناخدا گاه از زندگی حقیقی غافل میشیم
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
چرا اینجوریه خب؟خیلی بده که ... نوشتتونو دوست داشتم حقیقت داشت :)
naser_j
naser_j
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
مرسی از نگاه تون ،والا نمی دونم منم ،,واقعا چرا؟؟
naser_j
naser_j
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
مرسی از نگاه تون ،والا نمی دونم منم ،,واقعا چرا؟؟
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
هعی روزگار کجو کنجل ...نمیدونم والا
admincheh
admincheh
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
بعد به نظرتون چرا بازم نسل ما این قدر برای کنکور خودکشی می کنن تا مهندسی فلان و پزشکی فلان جا قبول شن ؟!
naser_j
naser_j
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
غافلا غافل!!
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤