تلفیق سپید و غزل و پست مدرنی...
چند بیت دلنشین برای علاقه‌مندان به شعر و ادب

تلفیق سپید و غزل و پست مدرنی...

نویسنده : ایمان فروزان نیا

با عشق روان شد از عدم مرکب ما

روشن ز شراب وصل دائم شب ما

زان می که حرام نیست در مذهب ما

تا صبح عدم خشک نیابی لب ما

(مولانا)

=======***=======

در خانه خود نشسته بودم دل ریش

وز بار گنه فکنده بودم سر پیش

بانگی آمد که غم مخور ای درویش

تو در خور خود کنی و ما در خور خویش

(ابوسعید ابوالخیر)

=======***=======

در من تمام علائم حیاتی بود؛

جز تو!

(پویا جمشیدی)

=======***=======

آدم چه کند با هیجانش وسطِ درس

ناگاه که یادِ تو و چشمان تو افتاد...

(محسن رضوی)

=======***=======

محو توی غبار برگردی

به خودت سوگوار برگردی

او نباشد تو را صدا بزند

باز بی اختيار برگردی

- به خدا شوخی قشنگی نيست

بروی پای دار برگردی

خسته باشی از آنچه می‌بينی

خسته باشی... به غار برگردی...

(محسن انشایی)

=======***=======

از لب پنجره ای رو به تو اما بسته

دل وامانده فقط دل به تماشا بسته

به سرِ ما چه گلی می زند این عشق!؟ بگو...

مشت او بر همه وا بوده و بر ما بسته

(اصغر معاذی)

=======***=======

چون دوست دارم خواب نازت را ببینم

بالشت های مخملی را دوست دارم

تا با منی از کار هایم دور دورم!

تا با تو هستم تنبلی را دوست دارم

(حامد عباسیان)

=======***=======

Anise:

فقط یک بار می‌توان عاشق شد

بار دوم دیگر

 خبری از جنس اصل نیست

(نادر ابراهیمی)

=======***=======

Anise:

باید کمی گناه کرد

ممکن است بیگناه محاکمه‌ات کنند...

(سهراب گل هاشم)

=======***=======

دختر تنها:

شب در چشمان من است

به سیاهی چشم‌هایم نگاه کن!

روز در چشمان من است

به سفیدی چشم‌هایم نگاه کن!

شب و روز در چشمان من است

به چشم‌هایم نگاه کن!

پلک اگر فرو بندم

جهان در ظلمت فرو خواهد رفت!

(حسين پناهي)

=======***=======

دختر تنها:

دنگ... دنگ...

ساعت گیج زمان

در شب عمر

می‌زند پی در پی زنگ.

زهر این فکر که این دم گذر است

می شود نقش به دیوار رگ هستی من...

لحظه‌ها می‌گذرد

آنچه بگذشت، نمی‌آید باز

قصه‌ای هست که هرگز دیگر نتواند شد آغاز

(سهراب سپهری)

=======***=======

r_riahi:

چشم بگذار

قول می‌دهم پیدایت کنم

ازدشت‌ها بگذرم

ازلاله‌هایی که دامنت نوازش کرده

بشمار

بشمار به حد تمام دوستت دارم‌هایم

تا پیدا شوی

قول می‌دهم سراغت را از باد بگیرم

که با پیچ و خم گیسویت آشناست

تو تنها چشم بگذار و زیرلب بخوان مرا!

(رضـا ریـاحـی)

=======***=======

رفیعه:

تلفیق سپید و غزل و پست مدرنی

انگشت به لب کرده لبت منتقدان را...

(حامد عسکری)

=======***=======

هاچ:

من و تو چقدر شبیه ماسوله هستیم

سقف خیال‌های من

حیاط خانه توست

(منوچهر ملکی)

=======***=======

nikdel35:

«گویند بهشت و حورعین خواهد بود

وآنجا می ناب و انگبین خواهد بود»

یک سیلی نقد به ز حلوای زیاد

با شاسی بلند کار چین خواهد بود

=======***=======

nikdel35:

سی شب سحری به چشم من خواب نرفت

جز قورمه در این معده بی‌تاب نرفت

تا سال دگر که فصل پرهیز شود

آخر چه کنم چربی من آب نرفت

=======***=======

PDrAM:

محمد بردیا را گفت به سر قصد کجا داری؟

بکن یادی زما گر ره به سوی کربلا داری...

(از سری سه کلمه در تخته: محمد/ بردیا / کربلا)

=======***=======

raha_sl:

گونه‌ام را به بوسه مهمان کن

بین این آیه وقف جایز نیست!

با تو از هرکه جز تو بیزارم 

برسرِ سایه سقف جایز نیست

(رها)

=======***=======

محبوبه عظیم زاده:

عاشق شده‌ام بر تو، تدبیر چه فرمایی؟

از راه صلاح آیم، یا از در رسوایی؟

(نظامی)

=======***=======

محبوبه عظیم زاده:

از پختگی ست گر نشد آواز ما بلند

کی از سپند سوخته گردد صدا بلند؟

(صائب تبریزی)

=======***=======

s_khorashadi:

والا پیامدار... محمد

گفتی که یک دیار

هرگز به ظلم و جور نمی‌ماند استوار

آنگاه...

تمثیل وار کشیدی  عبای وحدت

بر سر پاکان روزگار

در تنگ پر تبرک آن نازنین عبا دیرینه ای محمد!

جا هست بیش و کم آزاده را که تیغ کشیده است بر ستم؟! 

(سیاوش کسرایی)

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
هادی_قنبری
هادی_قنبری
٩٤/٠٦/١١
٠
٠
بسی ایده ای جالب بود
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٦/١١
٠
٠
بح بح!دست همگی ندرده:) همه عالی بودن^__^
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٦/١٢
٠
٠
درود بر مستر ایمان عزیز و تشکر ویژه از سرکار خانوم رفیعه/ هاچ خانوم / رضا ریاحی غزیز که بعد از مدتها تو سایت آفتابی شد. راستی رضا.... خخخخخخخخ. چقدر خوبه این ذهن زیبا ی شما دوستان. پایدار باشید و سلامت در امان خدا :)
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٦/١٤
٠
٠
مثل همیشه عالیییییی
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات