فت و فون نویسندگی(2)
اصول شکسته‌نویسی

فت و فون نویسندگی(2)

نویسنده : وبگردی

۱. فقط واژه‌هایی را می‌توان شکسته نوشت که صورت گفتاری‌شان در مقایسه با صورت نوشتاری، هجای کمتری داشته باشد.
برای مثال: ران_رون و میدان_میدون که تعداد هجاهای هر دو کلمه مساوی است، نباید شکسته نوشته شوند.

اما واژهٔ هندوانه که چهار هجایی است می‌توان به صورت هندونه که سه هجایی است نوشت.


۲. واژه‌های تک‌هجایی که صامت آخر آن‌ها بسیار ضعیف تلفظ می‌شود لزومی به شکسته‌نویسی آن‌ها نیست.
برای مثال: ماست، راست، ساخت، بافت و گفت.


۳. صدای ت در آخر واژه‌های یک یا چند هجایی و حتی در جمله، تلفظی در حد صفر دارد؛ پس آن را حذف نکنید.
بنویسید: شماست نه شماس و فروخت نه فروخ.

۴. اگر کلمه‌ای در نظام آوایی زبان تغییر کرد یا حذف شد، نباید در املای آن کلمه تأثیر کند.
برای مثال: واژهٔ اجتماع، گاهی اشتماع و گاهی اشتما تلفظ می‌شود؛ پس در شکسته‌نویسی لازم نیست صورت اصلی آن را تغییر دهیم.
بنویسیم:اجتماع.
★★★

۵. فعل‌ها از‌نظر شکسته‌نویسی به دو گروه تقسیم می‌شوند:

۱.۵. فعل‌هایی که تعداد هجای آن‌ها غالباً در حالت مضارع، هم در نوشتار و هم در گفتار متفاوت است.
برای مثال: می‌روم، می‌آیم، بیایم و بیندازم را باید شکسته نوشت. اینگونه: می‌رم،میام، بیام و بنداز.

البته این فعل‌ها در حالت ماضی، تعداد هجایشان تغییر نمی‌کند. برای مثال: رفتم، آمدم.

۲.۵. فعل‌هایی که تعداد هجایشان در گفتار و نوشتار ثابت است.
برای مثال: می‌خوابم و خوابم و خوابیدم.
نکته: «می‌خوابد» را می‌توان به‌صورت «می‌خوابه» هم نوشت.


۶. برخی فعل‌ها را خواننده در ضمن خواندن می‌شکند؛ پس نیازی به شکسته‌نویسی نیست.
برای مثال: خوردن و زدن و گرفتن.
بنویسیم:می‌خورند، می زنند.
ننویسیم:می خورن، می زنن.


۷. فعل‌ها در حالت ماضی نقلی و ماضی بعید ثابت می‌مانند. مانند:

۱.۷. فعلی که در حالت مضارع یک هجایش کم می شود: می‌روم
رفته‌ام، رفته بودم.

۲.۷. فعلی که در حالت مضارع تغییری نمی‌کند: می‌خورم،
خورده‌ام، خورده بودم؛ پس ننویسیم:رفته‌ان، بنویسیم:رفته‌اند.

۸. است
بهتر است در متن‌های گفت‌وگویی شکسته نوشته شود.
در لهجهٔ تهرانی: سرده
در لهجهٔ اصفهانی:سردِست
در لهجهٔ قزوینی: سردَست

استثنا:
در کلمهٔ مختوم به صدای e مانند خانه
و در کلمهٔ مختوم به صدای a مانند بالا
«است» شکسته نمی‌شود.
خانه است. بالا است.

۹. نیست
این واژه هیچ تغییری نمی‌کند.
★★★

۱۰. جمع محترمانه:
«بفرمایید» و «بفرمایین» از نظر هجا در نوشتار و گفتار تفاوتی ندارند.
پس هر دو صورت صحیح است.

۱۱. نشانهٔ جمع
تنها در ضمیرهای ملکیِ پیوسته، سبب کاهش هجا می‌شود.
بنویسیم: درخت‌ها
ننویسیم: درختا
این واژه‌ها در خواندن، خود‌به‌خود شکسته خوانده می‌شوند.

۱۲. ضمیرهای ملکی پیوسته
۱.۱۲. در حالت مفرد:
صورت گفتاری ونوشتاری یکسانی دارند. برای مثال:کتابم... .

۲‌.۱۲. در حالت جمع:
صورت گفتاری این ضمیرها تغییر می‌کند؛ اما چون تعداد هجاها در آن ثابت می‌ماند، نباید آن‌ها را شکسته نوشت. برای مثال:کتابمان... .

۳.۱۲. واژه‌های مختوم به الف:
صورت گفتاری این ضمیرها با صورت نوشتاری‌شان فرق می‌کند. برای مثال: «غذایم» که می‌شود «غذام».

۴.۱۲. واژه‌های مختوم به علامت جمع (ها):
شکسته نوشته می‌شوند. برای مثال: «غذاهایم» که می‌شود «غذاهام».

۵.۱۲. واژه‌های مختوم به صدای (u):
شکسته نوشته می‌شوند. برای مثال: «عمویم» که می‌شود «عموم».

۶.۱۲. واژه‌های مختوم‌ به (های) غیر ملفوظ:
شکسته نوشته می‌شوند. برای مثال: «خاله‌ام» که می‌شود «خاله‌م».
نکته: «چه‌اش است» را در کتاب به‌صورت «چشه» نوشته که بهتر است برای درست‌خوانی بنویسیم«چه‌شه».

۷.۱۲. واژه‌های مختوم به صدای (e):
شکسته نوشته می‌‌‌شوند. برای مثال: «خرجی‌اش» که می‌شود «خرجی‌ش».
نکته: در کتاب «راضی‌اش» را به‌صورت «راضیش» نوشته که ممکن است غلط تایپی باشد.

۸.۱۲. واژه‌های مختوم به (یای میانجی):
شکسته نوشته می‌شوند. برای مثال:
«بچه‌هایش» که می‌شود «‌بچه هاش».

 

خلاصه‌ای از کتاب اصول شکسته‌نویسی/علی صلح‌جو

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
هادی_قنبری
هادی_قنبری
٩٤/٠٦/١٢
٠
٠
بسی استفاده کردیم.. ممنون
aassak13
aassak13
٩٤/٠٦/١٢
٠
٠
سپاس.
meshkat
meshkat
٩٤/٠٦/١٢
٠
٠
ای جونم تیتر‎;)‎
aassak13
aassak13
٩٤/٠٦/١٢
٠
٠
هاهاهاهاهاها
ns_banihashem
ns_banihashem
٩٤/٠٦/١٢
٠
٠
ممنون
چراغعلی
چراغعلی
٩٤/٠٦/١٣
٠
٠
فت شکسته ی کدوم کلمه اس؟
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/١٣
٠
٠
سلام خیلی متشکرم ازمطلب خوبتون.پایداروسلامت باشید
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨