زنی در جامعه مرد سالار
معرفی کتاب

زنی در جامعه مرد سالار

نویسنده : وبگردی

یخ در جهنم 
نویسنده: نسترن هاشمی
ناشر: هیلا ، چاپ اول ۱۳۹۳
۳۶۷ صفحه، ۱۵۰۰۰ تومان

این کتاب را در تهران فروشگاه اینترنتی شهر کتاب تا یک هفته پس از معرفی، با ۱۰% تخفیف ویژه عرضه می‌کند، در صورت تمایل اینجا کلیک کنید.

****

---

در گرما گرم جنگ جهانی اول حضور قشون خارجی در خاک ایران به فاجعه ای انسانی بدل شد. تامین آذوقه برای سربازان به تورم بیش از حد بدل شد و در نهایت به قحطی و بیماری واگیر انجامید. مردم دسته دسته از گرسنگی و بیماری می مردند و در برخی مناطق حتی امکان جمع آوری جنازه ها از سطح شهر وجود نداشت. روایت است که در این ایام احتکار گندم به چنان تجارت پرسودی تبدل شده بود که طمع پادشاه ایران ران یز برانگیخت تا به عنوان یکی از محتکران انبارها را پر از گندم کند. با وجود آنکه گرسنگی و بیماری جنازه ها را روی هم تلنبار کرده و بوی تعفن در بسیاری از کوچه خیابانها بیداد می کرد احمد شاه حاضر نشد آذوقه احتکار کرده را برای استفاده مردمی که از گرسنگی می مردند با اندکی کاهش قیمت به دولت بفروشد!

يخ در جهنم رمانی است که بخش‌هایی از آن در این دوره تلخ از تاریخ معاصر می گذرد. هر چند که نویسنده با پرداختی کم و بیش رئالیستی کوشیده روایت‌گر گوشه هایی از وقایع این دوران باشد اما عمق فاجعه به مراتب بیش از آن اشاراتی‌ست که در این رمان بدان صورت گرفته است؛ البته در این زمینه نویسنده تلاش‌هایی درخور اشاره نیز داشته همانند صحنه حمله گرسنگان قحطی زده به یک کالسکه  کهاز موقعیت های تأثیرگذار رمان در این راستا محسوب می شود.

داستان به شیوه دانای کل روایت می شود و آغازگر آن تولد دختری به نام مریم و پسری به نام محمد حسن است. اواخر دوران قاجاریه است و این خواهر و برادر دوقلو در خانواده ای سنتی به دنیا آمده اند. آنگونه که قابل پیش بینی است توجه ها به پسر بچه بیشتر است و مریم مدام به برادرش حسادت می کند، بنابراین برای برخورداری از شرایط بهتر به رقابت با او می پردازد. همین مسئله باعث می شود که زندگی متفاوتی با دیگر دختران خانواده در پیش بگیرد. تغییراتی که با رفتن به مکتب و آموختن خواندن نوشتن بیشتر شده و حتی به جایی می رسد که مریم می کوشد نواختن موسیقی را از دوست پدرش بیاموزد و ...

رمان نمایانگر رویارویی سنت و تجدد است در جامعه‌ای که با باورهای مذهبی و آداب رسوم بعضا خرافی روزگار می گذراند. نویسنده زبانی ساده و سرراست و فرمی خطی را برای روایت داستان برگزیده و تا حد زیادی کوشیده با دادن اطلاعات گوناگون خط و ربط داستان را برای خواننده مشخص ساخته و از این لحاظ او را با دشواری روبه رو نسازد.

رمان بافتی رئالیستی و متاثر از وقایع مستند زمان وقوع داستان دارد. نسترن هاشمی برای قوت بخشیدن به داستانش کوشیده از این وقایع حقیقی به عنوان پشتوانه داستان بهره بگیرد و به همین منظور در این رمان تا اندازه ای به وقایع سیاسی و اجتماعی آخرین سالهای حکومت قاجار و نخستین سالهای حکومت پهلوی نیز پرداخته شده است. اما با این حال روابط بین آدمها و ماجراهای داستان گاه شکلی مستقل از زمان رخدادها دارد. البته نویسنده کوشیده در یخ در جهنم نقبی هم به وضعیت اقلیت های مذهبی به ویژه زرتشتیان در تاریخ معاصر زده و از مسائل مشکلات آنها و همچنین از تبادل فرهنگی آنها در جامعه‌ای با اکثریت مسلمان، تصویری کم و بیش پذیرفتنی ارائه کند.

شخصیت اصلی داستان یک زن است و نویسنده نیز به عنوان یک زن، نگاهی غمخوارانه به مسائل و مشکلاتی که این شخصیت با آنها روبه روست دارد. نسترن هاشمی در رمان خود نشان می دهد که مهیا نبودن بستر های درست در جامعه چگونه حرکت های تغییرطلبانه زنانی چون مریم را با شکست روبه رو می‌سازد؛ چرا که در آن روزگار زنان به شدت در بند جامعه‌ای مرد سالار بوده اند.

حمید رضا امیدسرور|الف

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
شعری سروده خودم

قسم به طرز نگاهت

٩٥/١٠/٢٠
اصرار ازل را نه تو دانی و نه من

سجاده ی دوست داشتنی من

٩٥/١٠/٢١
کاش گرگ بودیم

گرگ ها گریه نمی کنند؟

٩٥/١٠/٢٠
شعری سروده خودم

تو خودت سجده شکری

٩٥/١٠/٢٢
تغییر نام و تحول در اوضاع و احوال کشور

غذا و سیمای ایران

٩٥/١٠/٢١
شاید هل ام داده باشند

افتاده به آب هیچ نفهمد که چه گویی!

٩٥/١٠/٢٢
شعری سروده خودم

برای درگذشت سیاست مدار با اخلاق مان

٩٥/١٠/٢١
چرا آدم ها را از روی ظاهر قضاوت می کنیم؟

چادر سیاه

٩٥/١٠/٢٢
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
شما هم نظر بدهید!

پیشنهاد امتیاز دهی به نوشته های سایت جیم

٩٥/١٠/٢٢
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
حکایت آمارهای تکان دهنده

لطفا قبل از مصرف تکان دهید

٩٥/١٠/٢٠
ته ریشت را بیشتر

موهایت را دوست دارم

٩٥/١٠/٢٠
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
تبلیغات
تبلیغات