دنیای هر واژه

دنیای هر واژه

نویسنده : A_paridokht

به دنیایی که هر واژه به دور خویش می‌سازد

نگاهی کن

شبیه رویش نوری است از خاک سیاه شب

و گاهی هم جوانه دم زدن روی درخت پر بر و برگی

و یا این‌که خبر دارت کنند در خانه همسایه قبلی

به گوش غنچه‌ای می‌خواند انگاری کسی

الله اکبر را

همین و بس

ولی یک لحظه چشمانت برای من

بیا تا پرنیان فاصله‌ها را بیاندازیم

بیا تا بگذریم از پیله واژه

بیا تا قلب یک معنا

بیا آن وقت می‌بینی

که هر چیزی در این دنیا برای خود

جهان دیگری دارد

تو می‌فهمی  

آسمان سربی است

یعنی کودکی از ترس تیری

شب نمی‌خوابد

 پارک‌های شهر متروکند

نیمکت‌ها جای عاشق‌های دیروزی

و امروزی نخواهد بود

تو خالی بلوک آتشین بنده

سیاوش مسلک تنها

به جرم بی‌گناهی و

به جرم رستن از هیمه

سزایش آتش نمرود می‌گردد

پرده را بنداز

تا چشی طعم گسی از میوه دانش

که روییده است بربالاترین شاخ درخت نور

تا ببینی واژه‌هایت اوج می‌گیرند

تا برایت رویش هر گوهر شب تاب

قصه نویی بپردازد

و این گونه

زندگی رنگ گل تغییر

می‌گیرد

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/٢٤
٠
٠
بسیار زیبا و با مفهوم، دست مریزاد! انشالا دوستانی که در این زمینه فعالیت دارند، در موردش صحبت کنند، ما فقط از خوندنش لذت می بریم؛ ممنون.
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٦/٢٤
٠
٠
ممنون استاد از نگاه مستدامتون
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/٠٦/٢٤
٠
٠
این جمله معرکه بود: شبیه رویش نوری است از خاک سیاه شب؛ در بعضی جاها سرعتگیر خواندن مشهود بود؛ مفهوم های خوبی گفته بودین که 2 مورد رو استخراج کردم؛ آفرین؛
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٦/٢٤
٠
٠
ممنون ا ز توجه شما...منتظر انتقادات سازنده شما هستم
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/٢٤
١
٠
سلام زیباست.درودبرشما.زنده باشید
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
منتظر نقطه نظرات سازندتون استاد،کلیک رنجه فرمودین
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
سلام:پایدارباشید
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
پایدار باشید
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٦/٢٤
١
٠
سلام .مثل شعرهای قبلی تون زیبا بود .ممنون از شما
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
ممنون از کلیک رنجتون
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٢/٢٤
٠
٠
واژه زیباست و زیبایی جهان عضوی از خلقت واژه است
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨